سخن های پراکنده یکشنبه سی ام دی 1386 7:41

خیلی وقت است که دلم میخواد در مورد مهاجرت بنویسم در مورد خوشی ها و غمهایش فکر کنم امروز وقتش شده این چند وقته اگر بخوام راستش رو بگم داشتم تحقیق میکردم حالا میخوام نتیجه آن را البته با توجه به دید خودم به دنیا بنویسم.  به نظر من مهمترین مسئله نگاه آدمها به دنیا است پس میدونم که خیلی از شما ممکن است با نوشته ها و نظرات من موافق نباشید و یا بعدها به نتایج مشابه دست پیدا نکنید اما شاید این نوشته ها به شما هایی که میخواهید تازه شروع کنید دید مثبتی بده و کمک تون کنه که با دست خودتون دنیای قشنگتری را برای آینده ترسیم کنید .

یادم میاد وقتی هنوز ازدواج نکرده بودم کارم تحقیق در مورد زندگی زناشویی بود دلم میخواست ببینم چرا هرجا پای صحبت یک خانم یا آقای متاهل می نشینی به شوخی یا جدی فقط نکات منفی و پشیمونی میشنوی می خواستم مطمئن بشم که اگر ازدواج کردن اینقدر تلخ است پس چرا همه خودشون رو می کشن که ازدواج کنند !!!! یا وقتی اینهمه داریم عذاب می کشیم خوب چرا طلاق نمی گیریم ؟؟ و جواب می گرفتم که تو هنوزازدواج نکردی نمیدونی! نمیشه! بچه رو چی کار کنیم ؟ و از اینجور حرفها اما میخواهید بدونید آخرش به چه نتیجه ای رسیدم ما آدمها تا وقتی در آرزوی داشتن چیزی هستیم براش بسیار ارزش قائل هستیم نکات مثبت آن را بزرگ میکنیم و نکات منفی را فراموش میکنیم وقتی بهش دست پیدا کردیم برعکس نکات منفی را بزرگ و نکات مثبت را فراموش میکنیم حتی اگر نکات مثبت را فراموش هم نکنیم آنقدر در مورد نکات منفی حرف میزنیم و فکر میکنیم که نکات مثبت تیره و تار میشند و از نظر محو میشند .در حالیکه میشه برعکس عمل کرد میشه با فکر کردن به خوبی ها و بزرگ کردن آنها مجال نفس کشیدن را از نکات آزار دهنده گرفت و این کاری است که من همیشه سعی کردم در زندگی متاهلی خودم انجام بدم و حالا بعد از ؟ سال زندگی مشترک میتونم به کسانی که ازم در مورد ازدواج کردن- سوال میکنند بگم اگر دوست داری تنها نباشی اگر دلت میخواد ده برابر مجردی از زندگی ات لذت ببری و مفهوم واقعی زندگی را بفهمی ازدواج کن اما یادت باشه همانطور که شادیهای زندگی دوتایی خیلی بزرگتر از زندگی تنهایی است غمها و تلخی هایش هم بسیار عمیقتر از غمهای یک نفره است پس باید آماده مبارزه باشی !

اگرچه این مسئله برای بعضی زندگی ها و برای همه دوران زندگی صادق نیست و گاهی غمها و مشکلات آنقدر بزرگ میشند که دیگه نمی شه ازشون چشم پوشی کرد و به نظر من آن زمان باید به فکر چاره بود اون زمانی است که خیلی ها از هم جدا میشند چون دیگه از زندگی لذتی نمیبرند و این عاقلانه ترین کار ممکن است اما تا وقتی موندیم داریم لذت خوشی ها را میبریم تا وقتی داریم دو تایی میخندیدم و دو تایی از وجود هم بهره و لذت می بریم چرا سعی می کنیم فقط در مورد بدیها با خودمون و دیگران صحبت کنیم !

ببخشید که از مطلب اصلی دور شدیم اینها رو گفتم چون الان میخوام مقایسه کنم و فکر میکنم اینطوری بهتر قابل درک باشه.

برای چی مهاجرت میکنیم ؟ برای آرامش و آزادی؟ برای آسایش و امنیت؟ برای احترام به حقوق انسانی و امکانات زندگی ؟ هر کدوم از ما دلایل کم و بیش مشابهی داریم .وقتی داریم از ایران بیرون می آییم همه ما میدونیم که داریم خانواده را ترک میکنیم داریم میریم جایی که هیچ کس رو نمیشناسیم میدونیم که تا مدتها کسی ما رو اینجا نمیشناسه برای کسب اعتبار و رسیدن به جایی که الان هستیم باید چند سال تلاش کنیم پس ما خواسته و آگاهانه انتخاب میکنیم چرا ؟ چون در آرزوی رسیدن به آرامش ،آزادی و امنیت هستیم خوب وقتی به اینجا رسیدیم غرق لذت میشیم چون به سرزمین آرزوهایمان رسیدیم تمام آنچه که سالیان سال ازش محروم بودیم به یکباره در دسترس ما قرار میگیرد شروع به تلاش میکنیم سختی میکشیم و یواش یواش جای خودمون را توی دنیای جدید باز میکنیم و در اکثر مواقع به تمام آن چیزی که میخواستیم میرسیم مثل تمام کسانی که دور و بر من هستند البته من فقط میتونم در مورد کشور استرالیا و در مورد قشر خاصی که باهاشون آشنا هستم صحبت کنم پس تحقیق رو به شرح زیر خلاصه میکنم :

گروه سنی : 25 تا 40

متاهل و تحصیلکرده و با دوره زندگی مهاجرتی از 1 تا ۱۵ سال

یک زوج تحصیلکرده رو در نظر بگیرید مثلا دو تا مهندس یا دو تا حسابداردر اکثر مواقع بین 2 تا 6 ماه بعد از ورود کار تخصصی خودشون رو پیدا میکنند.خیلی زود با امکاناتی که در دسترس دارند در عرض 2 سال وام می گیرند خونه عالی و ماشین آخرین مدلی رو میخرند که توی ایران حتی رویای داشتن اون را هم نمیتونستند داشته باشند بعد میبینند امکانات خیلی خوبه پس نظرشون رو عوض می کنند و به جای یکی صاحب چند تا بچه میشند و از مزایا و امکاناتی که دولت بخاطر بچه ها بهشون میده حسابی حال میکنند و در تمام این مدت حسابی تفریح و مسافرت میکنند و به اندازه کافی و گاهی بیشتر از کافی در زندگی آسایش،آزادی و امنیت دارند. خوب هرکی بهشون نگاه کنه میگه چقدر دارن حال میکنن! اما حالا اگر ازشون بپرسی خوش میگذره یا راضی هستی ؟ در شرایط یکسان و مساوی جوابهای متفاوتی میگیری که من سعی میکنم در سه گروه طبقه بندی کنم البته با توجه به نظر سنجی من زمان مهاجرت در نوع جواب تاثیری نداره گاهی افرادی بعد از یکسال به نتایج گروه 3 میرسن و بعضی بعد از 20 سال هنوز نظرات گروه 1 را دارند :

گروه اول میگن آره ما که خیلی راضی هستیم خدا رو شکر هر چی که میخواهیم داریم بچه ها هم خیلی از زندگی شون لذت میبرن ما خیلی شادتر از قبل هستیم اما کاش ایکاش ایران چنین امکاناتی داشت. میپرسم دلتون تنگ نشده ؟ میگن چرا خوب برای خانواده هامون اما دیگه عادت کردیم میان میرن سر میزنند مامانم داره میاد آخر این ماه چند ماهی میمونه

گروه دوم میگن خوبه اما من خیلی دلتنگم و معمولا خانمها می گن من همش کارم شده گریه !

میگم :ای بابا خوب بگو بیان پیشت یا برو یک سری بزن

تازه اینجا بودن اما من همش دلم تنگ میشه هر روز تلفن حرف میزنم و آقاهه میگه بدبخت شدیم از پول تلفن خانم

گروه سوم :

من همش دو دلم برگردم یا نه ؟

میگم چرا شما که زندگی خوبی دارید ؟

میگه هیچ جا وطن آدم نمیشه من از اینها متنفرم !

میگم چرا ؟

میگه یک جوری هستند با ما متفاوتند.

خوب چرا برنمیگردید؟ چرا نمیرید ایران ؟

میگه نمیتونم اونجا زندگی کنم اونجا هم دیگه جای زندگی برای من نیست ؟

اما من میگم نمیشه که همش عذاب کشید. ایران که بودید نتونستید آمدید اینجا تلاش کردید به همه چیز رسیدید حالا اینجا هم ناراضی اونجا هم نمی تونید برگردید پس بالاخره باید یک جایی روی این کره خاکی آرام گرفت نمیشه که همش ناراضی باشیم و عذاب بکشیم.مثل ماجرای ازدواج کردن بعضی ها نه راضی هستند از مزایا بگذرند نه راضی که از معایب چشم پوشی کنند و نتیجه این میشه که همیشه ناراضی باشند !

اگرچه به نظر هر سه گروه بسیار احترام میگذارم .اما میخوام سعی کنم مثل گروه اول باقی بمونم باید از زندگی لذت برد باید سعی کنیم شیرینی رسیدن به یک آرزو را برای مزه مزه کردن زیر زبونمون نگه داریم و فراموش نکنیم که در چه شرایطی بودیم چرا و برای رسیدن به کدام رویا کشور خودمون را ترک کردیم حالا که بهش دست پیدا کردیم باید همیشه ازش لذت ببریم نباید بهش عادت کنیم و با بزرگ کردن نکات مثبت اون سعی کنیم نکات منفی را محو کنیم . و از همه مهمتر در تصمیم گیری قبل از اقدام به مهاجرت باید منطقی باشیم اگر بسیار وابسته هستید و روابط خانوادگی براتون خیلی حیاتی است اگر از زندگی فعلی راضی هستید و دارید لذت میبرید چرا مهاجرت میکنید و لذت زندگی فعلی را از خودتون میگیرید.

و اما من همین جا به همتون قول میدم شجاع باشم و اگر سالهای بعد به نتایج دیگری رسیدم براتون بنویسم.

 

نویسنده انیس - بریزبن

نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |

روزهای اول مهاجرت یکشنبه سی ام دی 1386 7:29

به نظر من سخترین روزهای مهاجرت روزهای اول و یا بهتر بگم ماههای اول است بخصوص اگر هیچکسی را برای کمک نداشته باشی.

وقتی ما رسیدیم اینجا هیچ انسانی رو نمیشناختیم خوابمون بهم ریخته بود و شب و روزمون قاطی شده بود.یکی دو روز طول کشید تا برنامه خوابمون منظم شد بعد از اون باید خونه پیدا میکردیم خوب ما فکر کردیم خونه پیدا کردن آسونه میریم یک آژانس و یک خونه انتخاب میکنیم و اجاره میکنیم اما اینجا خونه پیدا کردن ماجرائی داره ! بطور کلی خونه برای اجاره کردن زیاد است اما مشتری هم فراوان است مخصوصا اگر یک خونه ای شرایط مناسبی داشته باشه.

قیمت خونه در محدوده داخلی سیتی و همینطور محله های نزدیک به شهر خیلی زیاد است و هرچه از مرکز شهر فاصله بگیرید قیمتها مناسب تر میشه .خوب ما کلی پول تاکسی میدادیم میرفتیم یک خونه ای رو میدیدیم بعد می گفتند اگر خوشتون اومده باید فرم پرکنید و به آژانس بدهید بررسی میشه اگر قبول شد باهاتون تماس میگیریم اما دریغ از یک تماس ! ضمن اینکه ما بخاطر نداشتن ماشین داخل شهر رو میگشتم و با اجاره ای حدود ۲۵۰تا ۳۰۰ دلار در هفته بیشتر آپارتمان یا سوئیت خیلی کوچک و معمولا بدون اتاق خواب که مناسب یک خونواده نیست پیدا میکردیم دیگه داشتیم ناامید میشدیم تا اینکه بالاخره تصمیم گرفتیم یک ماشین کرایه کنیم تا بتونیم راحت تر بگردیم و بعد از اون بود که به محله های دورتر هم تونستیم سر بزنیم و نهایتا یک خونه خیلی قدیمی را اجاره کردیم که تمام زمستون راتوش لرزیدیم باز خوبه قراردادمون شش ماهه بود و بعد از شش ماه تونستیم یک جای بهتر پیدا کنیم حالا میخوام برای شما هایی که قرار از این به بعد وارد بشید آنچه که تجربه خودم در این مدت است بنویسم و از بقیه دوستانی که در این مورد تجربه ای دارند خواهش کنم که اطلاعاتشون رو اضافه کنند شاید این مجموعه باعث بشه که شما ها بعد از ورود استرس کمتری رو تحمل کنید و هزینه کمتری بپردازید.

۱- حتما قبل از اومدن با یک دکتر مشورت کنید و یک دارو خواب ملایم با خودتون بیارید تا بتونید در مدت کمتر و با فشار کمتری برنامه خوابتون رو تنظیم کنید .

۲-یادتون باش گواهینامه تون رو ترجمه کنید و به همراه اصلش با خودتون بیارید لازم نیست هزینه کنید و گواهینامه بین المللی بگیرید ترجمه کافی است.یادتون باشه اگر تازه گواهینامه تون رو تمدید کردید و در گواهینامه جدید اشاره ای به سابقه ۱۰ سال قبلی رانندگی شما نشده با مراجعه به شهرک آزمایش سابقه رانندگی تون در ایران رو بگیرید و ترجمه کنید چون بعدا موقع گرفتن گواهینامه جدید استرالیایی بدردتون میخوره .

۳-اگر خانواده هستید و لازم دارید که خونه یک کم بزرگتری داشته باشید بهتر است از مرکز شهر فاصله بگیرید. درتمام محله های اطراف تمامی امکانات مثل مراکز خرید بزرگ ، مدارس مناسب و حمل نقل عمومی به اضافه آرامش بیشتر وجود داره پس به نظر من از زندگی داخل شهر خیلی بهتر است.

۴-سعی کنید یک ماشین کرایه کنید تا هزینه وحشتناک کرایه تاکسی رو پرداخت نکنید و حتما بیمه اش کنید تا اگر مشکلی پیش اومد هزینه بر عهده شما نباشه. اما کرایه ماشین خودش دو تا مشکل داره یکی عادت به رانندگی در سمت راست و دوم پیدا کردن آدرس که با توجه به مدل شهرسازی در استرالیا و تفاوت بسیار آن با ایران بسیار مشکل است .برای پیدا کردن آدرسها دو راه وجود داره یا از کتابهایی که در تمام روزنامه فروشی ها هست و تمام آدرس خیابونها رو داره میتونید استفاده کنید یا به نظر من اگرچه هزینه دارد اما با خرید یک دستگاه GPS خودتون برای همیشه راحت کنید با خرید این دستگاه به راحتی هر آدرسی رو که بخواهید پیدا میکنید و کلی در هزینه بنزین هم صرفه جویی میکنید.

۵-سعی کنید اول از طریق اینترنت خوب بگردید مثلا محله های شمالی یا شرقی، و تمام خونه ها مناسب رو پیدا کنید اینجا و تاریخ بازدید آنها را دربیارید یک جدول برای خودتون درست کنید و بعد برای بازدید یک سری خونه که در یک محدوده مکانی و زمانی هستند از محل اقامتتون خارج بشید.

۶-برای گرفتن یک خونه باید امتیاز بیارید.اما شما چون تازه وارد هستید اصلا امتیاز نمیارید .پس به محض ورود یک حساب بانکی باز کنید ساده ترین آنها بانک ANZ است که فقط با پاسپورت به شما یک ویزا کارت میده که اگرچه کردیت کارت نیست اما تمام قابلیت های ویزا کارت رو داره و شما میتونید از این کارت برای اضافه کردن امتیاز به درخواستتون استفاده کنید و در ضمن به پولتون هم به راحتی دسترسی داشته باشید .میتونید یک حساب بانکی باز کنید و برای این یک حساب درخواست چندین ویزا کارت برای همه افراد خانواده بکنید .دادن مدارکی مثل گواهی عدم سوء پیشینه هم گاهی ممکن موثر باشه. در ضمن میتونید با مراجعه به یکی از شعب Queensland government درخواست یک کارت شناسایی استرالیایی مثلا 18+ کنید.

7-اما به نظر من بهترین کار سماجت است یعنی اگر خونه ای دیدید و خوشتون اومد سعی کنید با آژانس مذاکره کنید میتونید از ترفندهایی مثل اضافه کردن 5 یا 10 دلار به کرایه هفتگی و یا پرداخت چند ماه کرایه به صورت پیش استفاده کنید.ضمنا یادتون باشه روی چندین خونه فرم درخواست بگذارید و به یک خونه اکتفا نکنید .قرارداد خونه رو شش ماهه ببندید چون به احتمال زیاد با توجه به اینکه تجربه اولتون هست بعد از چند وقت متوجه میشید که با همین پول میتونستید گزینه بهتری داشته باشید و اینطوری میتونید در پایان شش ماه محل مناسبتری پیدا کنید و یا اگر راضی بودید قرادادتون رو تمدید کنید.

8-آخرین پیشنهاد من این است که اگر دوست و آشنائی در اون شهر میشناسید حتما باهاش تماس بگیرید و سعی کنید ازش اطلاعات بگیرید گاهی برای پیدا کردن چند جمله تجربه یک نفر دیگه خودتون باید روزها وقت و هزینه صرف کنید.و اگر کسی رو نمیشناسید سعی کنید چند تا دوست ایرانی پیدا کنید .نترسید باهاشون معامله نمیخواهید بکنید فقط یکسری اطلاعات ساده! من هم مثل شما از این حرفها زیاد شنیده بودم اگر رفتی اونجا با ایرانیها قاطی نشو و یا از ایرانی جماعت در غربت دوری کن ! اما اینجا واقعا از کمک ، راهنمائی و حمایت خالصانه دوستان خوب ایرانیم شرمنده شدم.انگار بچه های اینجا درد هم بهتر میفهمند و واقعا به هم کمک میکنند .

برگرفته از وبلاگ سرزمین کانگوروها 

نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |

پلیس ایرانی... پلیس استرالیایی یکشنبه سی ام دی 1386 7:26
اینجا تو خیابونا که راه میری میبینی پشت چراغ عابر پیاده...روی پله برقی - یا هر جای دیگه ای که یه دختر و پسر ( که با هم هستن ) و چند لحظه ای باید کنار هم منتظر چیزی باشن - همدیگه رو بغل میکنن و گه گاهی هم از خودشون عشقولانه بازی در میارن. پلیس هم که از کنارشون رد میشه . انگار نه انگار که دو نفر کنارشون - به قول سردار رادان - دارن عفت عمومی رو جریحه دار می کنن.خیلی وقتا گشت های پیاده پلیس از یک زن و یک مرد تشکیل میشه که بعضی وقتا با هم چخ و پخ می کنن و با ملت مخندن.

میگم خاک عالم بر اون سرتون! شما اسم خودتون رو گذاشتین پلیس؟ پلیس باید اینجوری تو خیابون واسته و با ملت چخ و پخ کنه و بذاره هر کی هرکی رو خواست لیس بزنه؟ شما اصلا نمی فهمین پلیس یعنی چی. حیف اون تجهیزات و اون بودجه ای که برا شما حروم می کنن. پاشین بیایین ایران تا معنی پلیس حالیتون بشه. پلیس باید جبروت داشته باشه. پلیس باید بزنه ملت رو شل و پل کنه.وقتی آدم پلیس رو میبینه حتی اگه هیچ خلافی هم نکرده بشه باید از ترس مثل بز بلرزه. ملت باید از پلیس بترسن که نکنه یه وقت بیاد به تی شرت و مدل موشون گیر بده. بترسن نکنه یه وقت بیاد به چار لاخ شویدی که از زیر روسریشون بیرون مونده گیر بده. هیچ کدوم از این کارها رو هم نکرده باشن بازم ملت باید از پلیس بترسن که نکنه یه وقت بیاد بهشون گیر کق بده. اصلا شما می دونین گیر یعنی چی؟ حالا نوع کقش پیشکشتون. نمفهمین دیگه حالیتون نمیشه. تا حالا اصلا شما به کسی گیر دادین؟ فکر کردین وظیفه پلیس چیه؟ این که وایسته کنار خیابون مواظب باشه خوشگذرونی ملت خراب نشه؟ نخیر آقاجان .شما خیلی از قضیه پرت هستین. شما باید خودتون بزنین خوشی ملت رو خراب کنین. چه معنی داره ملت خوش باشن؟ ملت از ترس پلیس دست زنشون رو نباید بتونن تو خیابونا بگیرن. بعد شما اینجا کنار اینا وایستادین میذارین هر کاری دلشون میخواد با هم بکنن؟ واقعا من نمیدونم به شما ها چی باید بگم.البته شما تقصیر ندارین. مشکل اینه که بد آموزشتون دادن. باید یک دوره آموزشی بیاین ایران زیر دست پلیس ما آموزش ببینن تا حالیتون بشه پلیس چیه. آموزشتون که تمام شد و دوباره برگشتن استرالیا، دیگه فکر کنم باید تا یه مدت حکومت نظامی برقرار کنین و تو خیابونا سنگر درست کنین.برین به لباس پوشیدن ملت گیر بدین. به مدل موهاشون گیر بدین. این حلقه ملقه هایی که تو چشم و چارشون کردن رو همون وسط خیابون به زور در بیارین.به آرایش دخترا گیر بدین. به عینک دودی پسرا گیر بدین. به سایز سوراخ دماغشون... به شماره کفششون ...به دور کمرشون... به زبون کوچیکه تو حلقشون... به هر چی که به ذهنتون میرسه گیر بدین.نذارین ملت خوش باشن . تا می تونین گیر بدین. اگه دیدین فایده نداره یه تیربار بزارین بالای خیابون ادوارد - که ارتفاعش هم زیاده و به همه مسلطه - صبح که ملت دارن میرن سر کار همشون رو از یک دم به تیر ببندین.بزنین خون این ملت خدانشناس رو بریزن. بخاطر خدمت بزرگی که می کنین اون دنیا بهتون حوری میدن باقلوا !...

 نویسنده: خشایار

از مشهد تا بریزبن 

نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |

راهنمای تحصیل در استرالیا یکشنبه سی ام دی 1386 7:22

 نکته های کلیدی


دوستان زیادی کم و بیش خواستار دریافت اطلاعاتی در باره تحصیل و کار در استرالیا هستند. نظام آموزش عالی استرالیا تا حدودی به سیستم خود ما شباهت دارد و در عین حال تفاوت های بارزی نیز دارد. از این رو به همه دوستان ایرانی سفارش می کنم پیش از گزینش استرالیا گزینه های گوناگونی را به دقت مورد بررسی قرار دهند

یک – دانشگاههای استرالیا همگی شهریه دریافت می کنند و یک دانشجوی غیر استرالیایی هزینه ای بسیار بیشتر از دانشجویان بومی می پردازد

دو – یک دانشجوی تمام وقت خارجی می تواند حداکثر بیست ساعت در هفته کار کند. با توجه به اینکه جمعیت بسیار زیادی از جوانان کشورهای شرق آسیا و بویژه چین در استرالیا پراکنده اند یافتن کارهای پاره وقت برای دانشجویان سایر کشورها بسیار دشوار است و نمی توان به امید یافتن کار و در آوردن خرج تحصیل به استرالیا آمد. کارهایی هم که یافت می شود عمدتا شامل کار در رستوران ها و ساندویچی هاست که نیاز به تسلط به زبان انگلیسی و پاسخگویی به مخاطبان دارد. معمولا یافتن کار تخصصی در رشته خود در دو سال اول تحصیلات غیر ممکن است. از این رو توصیه می کنم پیش از آمدن به استرالیا از داشتن هزینه کافی برای زندگی مطمئن شوید

سه – دوره تحصیلات کارشناسی سه و نیم تا چهار سال ( هفت تا هشت نیم سال ) و زمان کارشناسی ارشد یک و نیم تا دو سال (سه تا چهار نیم سال) و دکترا سه تا چهار سال (شش تا هشت نیمسال) است

چهار – دوره های مورد قبول وزارت علوم ایران شامل Master and PhD است که در ایران معادل دکترا و فوق لیسانس به حساب می آیند. از تحصیل در دوره  Graduate Diploma and MPhil - Master of Philosophy جدا خود داری کنید چرا که در ایران مورد پذیرش قرار نمی گیرند

پنج – اگر دانشجوی بورسیه ایران هستید و قرار است در مقطع دکترا تحصیل کنید دقت کنید که اولا از دانشگاه های معتبر پذیرش بگیرید و دوم اینکه استاد راهنمایتان پروفسور باشد در غیر اینصورت در ایران مورد پذیرش قرار نخواهید گرفت. همچنین پذیرش های مشروط مانند تبدیل مستر به پی اچ دی مورد قبول نیست

اداره بورس وزارت علوم در میدان تختی (مهناز) تهران دارای بخش های مختلفی است که می توانند به شما در زمینه تحصیل در خارج از کشور کمک کنند. بویژه اگر قرار است با هزینه خودتان تحصیل کنید حتما با دفتر اعزام با هزینه شخصی تماس بگیرید تا از به هدر رفتن سرمایه تان در کشورها و دانشگاههای غیر معتبر جلوگیری نمایید.در بخش بعد در باره شرایط زبان انگلیسی خواهم نوشت

آدرس اداره بورس وزارت علوم: تهران – میدان تختی



Tel: (021) 8752035 & 8740606
Library & Inormation Center: 8752753
Email: info@iranscholarship.net


Website: http://www.iranscholarship.net/

زبان انگلیسی


یک - برای شروع تحصیل در دانشگاه های استرالیا شما باید دست کم نمره شش از آزمونIELTS و یا معادل آن از تافل داشته باشید. برای برخی رشته ها یا دانشگاه ها این میزان شش و نیم است. اگر دانشجوی دکترا هستید نمره ی نگارش شما هم باید هفت باشد

دو – برای شرکت در آزمون زبان با واحد آزمون زبان اداره بورس تماس بگیرید

سه – اگر پول به اندازه کافی دارید و مشکل سربازی و مانند آن ندارید می توانید از یکی از دانشگاههای استرالیا پذیرش سه تا شش ماهه برای تحصیل در دوره زبان بگیرید. این کار در بین جوانان سایر کشورها بسیار رایج است و هم فال است و تماشا و هم زبان آموزی و آشنایی با دانشگاه. در پایان دوره میتوانید در همانجا امتحان زبان بدهید و منتظر نتیجه بمانید. اگر کمتر از شش میلیون تومان پول بیکار دارید هرگز این روش را امتحان نکنید. اسم برخی مراکز مهم زبان آموزی ذکر خواهد شد. سایت آنها را ببینید و بعد از اطلاع از شرایط به آنها ای میل بزنید و تقاضای تحصیل در دوره زبان کنید .

چهار – مدت اعتبار نتیجه آزمونهای تافل و آیلتس دو سال است و اگر در این مدت نتوانید پذیرش بگیرید باید مجددا امتحان بدهید

آدرس مرکز زبان اداره بورس:

تهران – میدان تختی تلفن 021-8755229 8755221
email: language@iranscholarship.net
Website: http://www.iranscholarship.net/language/


آدرس برخی مراکز آموزش زبان معتبر در استرالیا


http://www.anu.edu.au/ieo/admissions/admission_englan.html

http://www.acnt.edu.au/

http://www.deakin.edu.au/international/

http://www.immi.gov.au

http://www.psht.com.au

http://www.immi.gov.au

http://www.griffith.edu.au/text/centre/call/gueli/home.html

http://www.nmit.vic.edu.au

http://www.tiwa.com.au

http://www.usyd.edu.au/cet/ielts/

http://www.uws.edu.au/international/english.html

نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |

کارهای پیش از ورود به استرالیا

 
 باید کارهایی را قبل از ورود انجام دهید و چیز هایی را حتما همراه خود بیاورید :
۱-واکسیناسیون در برابر هپاتیت ۲-ترجمه* شناسنامه و اصل آن ۳-ترجمه گواهینامه رانندگی و اصل آن ۴-ترجمه گواهی عدم سوء پیشینه ۵-ترجمه تمامی سوابق کاری و اصل آنها ۶-ترجمه تمامی گواهی های دوره های آموزشی یا مهارتی و اصل آنها ۷-ترجمه مدرک تحصیلی و اصل آن ۸-اصل گواهینامه بین المللی** ۹-کپی مدرک تائیدیه تحصیلی یا همان Assessment مدرک شما ۱۰-ارز همراه را فقط به صورت دلار استرالیا همراه بیاورید و گر نه ضرر زیادی در هنگام تبدیل خواهید کرد.
 

*ترجمه ها ترجیحا به تائید امورخارجه رسیده باشد. **برای بین المللی کردن گواهینامه اصل گواهینامه معتبر را با اصل گذرنامه و ۲۵۰۰۰۰ ریال وجه نقد در تهران به خیابان خرمشهر ـ خیابان عربعلی ـ سازمان اتوموبیلرانی و جهانگردی ببرید.۱ روزه انجام میشود!

 
و اما پس از ورود به استرالیا
 
 
 پس از ورود کارهای مهمی دارید که باید هر چه سریعتر انجام دهید.
 

۱-در هواپیما ساعتی قبل از فرود به شما برگه ای داده میشود آن را را به دقت پر کنید.کوچکترین مطلب خلاف واقعیت برای شما مشکلات بزرگی درست میکند مخصوصا قسمت مربوط به قرنطینه.به یاد داشته باشید هرگونه خوراکی حیوانی یا گیاهی شامل خشک یا مرطوب ممنوع است.همچنین لوازم چوبی و اشیایی که از بدن حیوانات ساخته شده اند ممنوع هستند.فقط پسته شور و زعفران مجاز هستند. لیست مواد ممنوعه را در اینجا ببینید

   -در فرودگاه به قسمت مهاجرت مراجعه کنید تا عملیات Immigration clearance انجام شود.
 
۳-به هیچ وجه ارز همراه غیر استرالیایی را در فرودگاه تبدیل نکنید.به ضرر شماست.بهتر است این تبدیل را در بانکهای داخل شهر مانند ANZ و یا St. George تبدیل کنید.در کل ترجیحا ازر غیر استرالیایی نیاورید.

۴-اول به فکر خانه باشید چون تمامی کارهای مهم بعدی به آدرس و تلفن نیاز دارند.برای پیدا کردن خانه باید از روی سایتهای معتبری مثل این سایت ها دنبال خانه بگردید.سپس به آژانس مربوطه مراجعه کنید تا ترتیب دیدن ملک را برایتان بدهند.
 

 ۵-گرفتن شماره مالیاتی یا TFN که از طریق  اینترنت نیز قابل انجام است.

۶-بازکردن حساب بانکی در اولین فرصت.بانک ANZ به دلیل امکان تبادل حواله به ایران بهتر است.
 
۷-ثبت نام در سنتر لینک که
 
۸-ثبت نام در مدیکر یا خدمات درمانی

۹-ثبت نام در AMES برای برنامه های رایگان AMEP یا Skill Max. آدرس :
 

  http://www.ames.edu.au/

   

۱۰-تبدیل گواهینامه بین المللی به گواهینامه استرالیا .برای اینکار فقط سه ماه فرصت دارید و در این سه ماه نمیتوانید با گواهینامه خود رانندگی کنید.

پس از کارهای مهمی چون اجاره کردن خانه و حساب بانکی و ... نیاز به خریدن وسائلی پیدا میکنید. برای خرید لوازم منزل IKEA , Good Guys و برای لوازم صوتی و تصویری هم Dick Smith , Bing Lee و Good-Guys را پیشنهاد میکنم.سوپر مارکت های خوب هم عبارتند از Cole`s , K`mart , Woolworth ,Target , ... برای خرید لوازم دست دوم که معمولا بسیار هم ارزان هستند میتوانید از Garage Sale و یا روزنامه Trade Post خرید کنید. فراموش نکنید بعضی چیزها را با خود بیاورید چون اینجا خیلی گران هستند مانند کفش مردانه و لباس رسمی و گوشی های موبایل مدل بالا.

  حمل و نقل شهری در استرالیا در مجموع گران است.راه آهن شهری وسیله مناسبی است.به همین علت نزدیکی یک خانه به ایستگاه مزیت بزرگی است.تاکسی را کلا فراموش کنید چون از فرودگاه تا مرکز شهر بیش از 50$ و تا حومه شمالی بیش از 100$ است!دانشجویان و دانش آموزان از خدمات حمل و نقل عمومی با 50% تخفیف استفاده میکنند.خرید اتوموبیل نیز به صرفه است و با 5000 تا 15000 دلار اتوموبیل های خوبی میتوانید تهیه کنید به شرص آنکه گواهینامه استرالیایی گرفته باشید.
 
 ایرونی های عاشق غذاهای ایرانی نگران نباشید اینجا همه چیز هست از سبزی قرمه گرفته تا تمامی محصولات یک و یک و بیژن و زرین و نون لواش و سنگک و سوهان قم و لیمو امانی تا جون آدمیزاد!روزنامه های ایرانی هم فراوان از جمله همشهری چاپ سیدنی.الکل دوستان گرامی!مشروبات الکلی به خصوص ویسکی خیلی گرون هستند تا حد مجاز از فری-شاپ فرودگاه خرید کنید! کامپیوتر یا نوت بوک هم ارزش آوردن دارند.همچنین سشوار و اتو و پلوپز برقی و گوشی تلفن منشی دار نه معمولی.برق اینجا با ایران یکیست و تبدیل دوشاخه نیز فراوان.
 
  برای تفریح خانه اپرای سیدنی یکی از زیباترین مکانهای تفریحی استرالیاست.همچنین مرکز شهر.

برای ثبت نام در دوره های معادل دانشگاه با هزینه کم در تمام رشته ها میتوانید در TAFE ثبت نام کنید.
 
نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |

هزینه های شروع زندگی در استرالیا یکشنبه سی ام دی 1386 7:17

هزینه های شروع زندگی در استرالیا

استراليا از سطوح عالي رفاهي و هزينه هاي مناسب زندگي بهره مند است . انتخاب شما براي مکان تحصيلي خود، خواه دريک شهر بزرگ و يا نواحي اطراف شهري و همچنين الگوي زندگي شخصي شما، سطح نهايي هزينه هاي شما را تعيين مي نمايد.

      شرايط مختلفي براي مسکن و سکني گزيدن دانشجوياني که در استراليا تحصيل مي نمايند، وجود دارد. بسياري از دانشگاه ها و دانشکده هاي TAFE از طريق دفاتر مسکن خود به دانشجويان کمک مي نمايند. دانشجويان بايد به محض اينکه دانشگاه ثبت نام آنها را تأييد مي نمايد، توصيه هاي اين مراکز را براي يافتن مسکن مناسب بکار گيرند.

     بسياري از دانشگاهها و دانشکده ها داراي مراکز اقامتي براي دانشجويان هستند که اين مراکز امکانات خواب، آسايش و خوراک دانشجويان را فراهم مي آورند.
     دانشجويان ميتوانند در صورت تمايل آپارتمان و يا خانه اي را اجاره نمايند که معمولا اين کار به صورت اشتراکي با چند دانشجوي ديگر انجام مي پذيرد.
     بسياري ار دانشجويان حداقل براي چند ماه اول ترجيح ميدهند که با خانواده هاي استراليايي اقامت گزينند. به اين نحوه اقامت " اقامت در منزل " مي گويند که در آن صورت اتاق و غذاي شخص در آن در نظر گرفته شده است.

هزينه ها و امکان انتخاب هر روش در نقاط مخالف استراليا متفاوت مي باشد.بسياري از موسسات آموزشي در استراليا شخصي را به عنوان افسر مسئول براي کمک در امر انتخاب مکان زندگي در نظر مي گيرند تا بتوانند به دانشجويان در امر انتخاب مسکن و مکان زندگي در داخل و يا در نزديکي موسسه آموزشي کمک نمايد.

هزينه هاي در نظر گرفته شده زير تخميني مي باشند :

هم خانگي با خانواده هاي استراليائي همراه با خوراک روزانه

110-270 دلار استراليا در هفته
مسافر خانه و اقامت گاههاي موقت براي دانشجويان

80-135 دلار استراليا در هفته

هم اتاقي با دانشجويان ديگر

50-160 دلار استراليا در هفته

اجاره خانه و يا اتاق

70-350 دلار استراليا در هفته

خوابگاه دانشگاه 80-250 دلار استراليا در هفته
پانسيون شبانه روزي ( هزينه هاي ثبت نام منظور نگرديده اند)

8000 –11000 دلار استراليا در سال

آپارتمانهاي دانشگاه ،کالج هاي اقامتي و ساختمانهاي قابل سکونت مرتبط به موسسه آموزشي (که شامل همه امکانات زندگي و غذا نيز مي باشند ) ممکن است در اختيار  دانشجويان تمام وقت با هزينه مناسب قرار گيرد

هزینه اجاره یک خانه معمولی با توجه به محل و نوع ساختمان از 150 تا 350 دلار استرالیا در هفته متغیر است.برای مثال اجاره یک آپارتمان یک خوابه تمیز در حدود 80 متر در محله های خوب شمال سیدنی با ایر کاندیشن و گاز در حدود 270-280 دلار است.در محله های ارزانتر خانه های قدیمی ساخت تمیز دوخوابه بدون ایر کاندیشن و گاز حدود 200-240 دلار و سوئیتهای کوچک در حداقل قیمت بین 180-200 دلار در هفته هستند.(دلار استرالیا فعلاٌحدود 700 تومان است)

البته اجاره کردن خانه اینجا شرایط خاصی دارد و به این راحتی نیست و برای تازه واردین ممکن است زمان زیادی ببرد چون حداقل دو نفر معرف به علاوه حساب بانکی خوب و 100 امتیاز مدرک شناسایی (شامل گذرنامه 60 امتیاز و گواهینامه رانندگی بین المللی 50 امتیاز ) نیاز دارید.همراه داشتن ترجمه گواهی عدم سوئ پیشینه نیز به شما کمک میکند.برای سکونت در هتل هم شبی 100 دلار را کنار بگذارید چون اگر خیلی شانس بیاورید حداقل یک هفته باید دنبال خانه بگردید.در صورت نیاز به کمک در مورد اجاره کردن خانه با من مکاتبه کنید تا کلیه مدارک لازم را در اختیار شما بگذارم.

-هزینه داشتن تلفن ماهانه 35$ است و هر تماس داخلی 15 سنت و میزان دقیقه آن مهم نیست.

-هزینه داشتن گاز معمولا شامل 150$ ودیعه است و سه ماه یکبار قبض آنرا دریافت میکنید.

-هزینه داشتن برق معمولا شامل 200$ ودیعه است و سه ماه یکبار قبض آنرا دریافت میکنید.

-هزینه خرید موبایل متغیر است.از بین سرویس دهندگان موبایل به شما که تازه وارد هستید Vodafone را پیشنهاد میکنم.سیم کارت Vodafone همان سیستم GSM است و میتوانید از گوشی خودتان استفاده کنید.سیم کارت مجانی است و در فرودگاه میتوانید آنرا با 10$ شارژ تهیه کنید.هزینه شماره هایی که با 1800 شروع میشوند مجانی و سایر شماره ها دقیقه اول 80سنت و دقایق بعدی 60 سنت است.شارژ این موبایل در تمام فروشگاه های بزرگ موجود است.

-هزینه خرید لوازم اولیه زندگی : (قیمتها حدودی است)

ماشین لباسشویی خوب 700 دلار استرالیا به بالا

ماشین لباسشویی معمولی 450 دلار استرالیا

یخچال خوب 1000 دلار استرالیا به بالا

یخچال معمولی 500 دلار استرالیا

مبلمان کامل خوب 3000 دلار استرالیا به بالا (شامل دو کاناپه و میز و میزتلویزیون و...)

مبلمان کامل معمولی 1500 دلار استرالیا "

تختخواب یکنفره و دونفره از 100 تا 1000 دلار استرالیا

تشک یکنفره و دونفره از 150 تا 1000 دلار استرالیا

جارو برقی خوب 100 دلار استرالیا



برای اطلاع از هر هزینه دیگری و یا نیاز به راهنمایی در زمینه بهترین محل و زمان برای خرید لوازم میتوانید با من مکاتبه کنید.



Iran2Australia

 

نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |

شنگن و ویزای شنگن چیست؟ یکشنبه سی ام دی 1386 7:0
 قرارداد شنگن ۲۱ سال پیش در روستایی به نام شنگن در لوکزامبورگ به مورد اجرا درآمد. هدف اصلی امضا کنندگان این قرارداد برچیدن مرزها میان کشورهای امضاکننده و استعمال سیاستی همآهنگ در زمینه های امنیتى، اطلاعاتی و صدور حکم پناهندگی و روادید کوتاه‌مدت یعنی تا سه ماه است.

 خبرگزاری "دویچه وله" در گزارشی به بررسی "قرارداد شنگن" پرداخته است که متن آن در پی می آید:

چند کشور اروپای شرقى، با اینکه عضو اتحادیه‌ی اروپا هستند، در حال حاضر اما از همه‌ی مزیتها و موقعیت‌های قرارداد شنگن برخوردار نیستند. از جمله تسهیلات رفت و آمد میان مرزهای کشورهای شنگن در مورد آنها به اجرا گذاشته نمى‌شود.

آیا اعضای اتحادیه‌ی اروپا از حقوق برابر برخوردارند؟

اگر قرارداد شنگن مطرح باشد باید گفت خیر. بر پایه‌ی این قرارداد کنترل مرزی تقریبا به صفر می‌رسد و در مرزهای خارج از محدوده‌ی کشورهای شنگن متمرکز می‌گردد. در حالی که ۱۰ کشور اروپای شرقی که هم اکنون عضو اتحادیه هستند به اضافه‌ی بلغارستان و رومانی که از آغاز سال آینده‌ی میلادی به مجمع می‌پیوندند مشمول قرارداد شنگن نمی‌شوند، ایسلند و نروژ که عضو اتحادیه نیستند، جزو کشورهای شنگن به حساب می‌آیند. اما تعویق در لغو کنترل مرزی از اعضای اروپای شرقی اتحادیه، به قول ولفگانگ شویبله، به هیچ رو یک تصمیم سیاسی نبوده و تنها جنبه‌ی فنی دارد. شویبله می‌گوید:

کشور آلمان هیچ دلخوشی از تأخیر و تعویق ندارد. برعکس، ما می‌خواهیم که همه چیز به خوبی و به سود اعضای جدید اتحادیه پیش برود. اما اروپایی که مرزهای درونی نداشته باشد، نباید در مردم احساس ناامنی ایجاد کند چرا که این به معنای مرگ هرگونه پیشرفت در راه وحدت است.

جنبه فنی‌ای که دست اندرکاران اتحادیه به آن اشاره می‌کنند، سیستم داده پردازی‌اى است که توسط آن اعضای قرارداد شنگن بتوانند داده های آیندگان و روندگان به مرزهای شنگن را به آسانی کنترل و مبادله کنند. قرار است سیستم اطلاعاتی کامپیوتری تا پاییز ۲۰۰۸ از چنین توانمندی برخوردار شده باشد.

اما به راستی شنگن کجاست و چیست؟

بر پایه آمارهای سازمانهای سنجش در آلمان، سالانه تا سی هزار نفر بدون روادید وارد اتحادیه اروپا می‌شوند. بدین ترتیب عجیب نیست اگر گاه و بیگاه در مطبوعات اروپا شاهد عنوانهایی از این قبیل باشیم که: اروپا دروازه ها را بروی مهاجران می‌بندد. قرارداد شنگن در سال ۱۹۹۰ نخست میان کشورهای بنلوکس و آلمان و فرانسه امضا شد. این پیمان در سال ۱۹۹۵ یعنی ۲۱ سال پیش در روستایی به نام شنگن در لوکزامبورگ به مورد اجرا درآمد. تا سال ۱۹۹۸ پرتغال، اسپانیا، ایتالیا، اطریش، دانمارک، سوئد، فنلاند و یونان هریک جداگانه به این کشورها پیوستند. البته مفاد کامل پیمان در مورد یونان معتبر نیست.

هدف اصلی امضا کنندگان برچیدن مرزها میان کشورهای نامبرده و استعمال سیاستی همآهنگ در زمینه های امنیتى، اطلاعاتی و صدور حکم پناهندگی و روادید کوتاه‌مدت یعنی تا سه ماه است. در زمینه‌ی امنیت و نظارت بر رفت و آمد اشخاص، یک منبع اطلاعاتی در استراسبورگ دایر شده که به صدور ویزا و پیگرد متهمان و متخلفان نظارت می‌کند. در سال ۱۹۹۹ اتحادیه اروپا قرارداد شنگن را عملا در دوایر خود ادغام کرد و بدین ترتیب یک منبع اطلاعاتی و انتظامی عظیم از شمال اروپا در ایسلند تا دریای مدیترانه در جنوب اروپا پدید آورد. از جمعیت ۳۸۰ میلیونی اتحادیه اروپا در حال حاضر ۵ درصد را خارجیان غیر اروپایی تشکیل می‌دهند که به طور مساوی در کشورهای اتحادیه تقسیم نشده‌اند و اکثر ایشان یعنی بیش از ۷ میلیون در آلمان اقامت دارند.

البته گفتنی است که این آمار از جمله به خاطر شرایط آسانتر تابعیت در فرانسه و انگلیس هم هست. به عبارت دیگر بسیاری از خارجی تباران فرانسوی و انگلیسى، رسما شهروندان این کشورها و در نتیجه خارجی به حساب نمی‌ایند. در کشورهای نامبرده به ترتیب ۳ و نیم و ۲ میلیون غیر اروپایی زندگی می‌کنند. چون این عده غالبا در بازار کار و جامعه، جذب نمی‌شوند، اکثرا در مناطق پرجمعیت و فقیرنشین متمرکز می‌گردند و به همین دلیل همواره با تنشهای اجتماعی دست به گریبانند. درصد بالای بیکاری و ارتکاب به اعمال غیر قانونی نتیجه‌ی این نوع تمرکزها است.

اما این مهاجران از کجا و چرا و چگونه به اروپا می‌آیند؟ بى‌گمان از فاجعه کشته شدن ۵۸ پناهجوی چینی که خبر آن در رسانه های همگانی انتشار یافت، اطلاع دارید. این اشخاص قرار بود توسط قاچاقچی با یک کامیون حاوی سبزیجات به انگلیس منتقل شوند ولی همه‌ی آنها زیر تل خواربار خفه و کشته شدند. حقیقت این است که سالانه ۱۰۰۰ انسان جان خود را در راه مهاجرت به اروپا از دست می‌دهند، ولی مهاجرت همچنان ادامه دارد. عده کثیری از مهاجران اروپا را افریقاییانی تشکیل می‌دهند که از طریق مراکش و جبل الطارق از دریای مدیترانه به اسپانیا سفر می‌کنند. وقتی به جنگها و کشتار خلقهای افریقا نظری می افکنیم، وقتی در الجزایر سن چهار پنجم از بیکاران، پایینتر از سی سال است، تعجبی ندارد که عده‌ی زیادی به علل سیاسی و اقتصادى، وطن خود را ترک گویند و رفاه و امنیت را در اروپا بجویند. این واقعیت در مورد مهاجرانی که از خاورمیانه به اروپا می‌آیند نیز کاملاً صدق می‌کند که اکثراً ایرانی یا اهل ترکیه و سوریه هستند. برای مثال بیش از ۲۵۰ هزار کرد از کشورهای متبوع خود گریخته و با کشتی های کهنه و خراب توسط قاچاقچی‌ها از راه دریا به ایتالیا آورده و در ممالک اروپایی پراکنده شده‌اند.

اما بخش اهم مهاجران به اروپا را اهالی اروپای شرقی تشکیل می‌دهند که بیشتر از اتحاد شوروی سابق به عنوان آلمانی تبار به این کشور می‌آیند. از سال ۱۹۹۰ تا به حال دو میلیون مهاجر به این ترتیب به آلمان آمده‌اند به خصوص که کافی است یکی از افراد خانواده به نحوی ثابت کرده باشد که پیشینه‌ی آلمانی دارد. از اینها که بگذریم، عده‌ی دیگری نیز به علل کاریابى، پناهجویى، فرار از جنگهای منطقه‌ای نظیر جنگ در لبنان و بالاخره به علت وجود خانواده در اروپا، به اینجا مهاجرت می‌کنند. هرچند تنها یک درصد از مهاجران و فراریان جهان به اروپا پناه آورده‌اند، حکومتهای اروپای غربی به عنوان واکنش علیه ورود و اقامت مهاجران و پناهجویان، به اقداماتی دست زده‌اند که بخشی از قرارداد شنگن را نیز شامل می‌شود. کنترلهای شدیدتر در فرودگاه ها و مرزهای بیرونی کشورهای عضو شنگن، شرایط سخت صدور ویزا برای ۱۳۰ کشور جهان، جلوگیری از ورود کودکان بالای ۱۲ سال بدون ویزا و اخراج بلاشرط پناهجویانی که درخواستشان رد شده، از جمله این اقدامات بشمار می‌آیند.
 

و اما بازگردیم به خود قرارداد شنگن: هرچند افرادی که از روادید یکی از کشورهای عضو شنگن برخوردار می‌شوند می‌توانند بی هیچ مشکل اداری به همه‌ی این کشورها سفر کنند، همزمان با برچیدن مرزهای میان این اعضا، طبق همین قرارداد، کنترل مرزهای خارجی از پرتغال در غرب تا مرز آلمان و لهستان در شرق اروپا، چندبرابر شده و صدور ویزا به همان نسبت مشکلتر و پردردسر گردیده است. منتقدان قرارداد شنگن یادآور می‌شوند که با ادغام مفاد این قرارداد در دوایر اتحادیه اروپا کنترل چند و چون مانبع اطلاعاتی و انتظامى، برای ناظران بیطرف مشکلتر شده و آنها نمی‌توانند به آسانی از رعایت حقوق فردی اشخاصی که تحت پیگرد و یا زیر نظر پلیس شنگن هستند، آگاه گردند.

اشکال دیگر در این رابطه، واگذاری مشخصات مسافران به کشورهای شنگن و پلیس‌های مرزی است که در دفترهای انتظامی این داده ها را از طریق کامپیوتر بین منابع نظامی دیگر رد و بدل می‌کنند. به طوری که در صفحه اینترنتی مبارزه با نژادپرستی آمده، تا بحال مشخصات ۱۰ میلیون نفر در این کامپیوترها ثبت شده که بیشتر به معنی رد تقاضای ویزای ایشان می‌باشد. به علاوه این منبع اطلاعاتی اداری عملاً به یک ابزار سیاسی برای کنترل افراد، تبدیل گشته که حتا شهروندان اروپا را نیز زیر نظر دارد. برای نمونه در سال ۱۹۹۷ که در پی کنفرانس سران اتحادیه اروپا سازمانهای هوادار حفظ محیط زیست، به اعتراض و تظاهرات دست زدند، ۲۹ دانمارکی در هلند دستگیر و پس از ضرب و شتم در اداره پلیس، با یک هواپیمای نظامی به کشور خود رانده شدند. با استقرار سیستم اطلاعاتی ISS ۲ که تا سال ۲۰۰۸ قرار است آماده شود، مشخصات بیومتریک یعنی مادرزادی و بیولوژیک افراد نیز از طریق عکسبرداری ذخیره و در اختیار مقامات امنیتی قرار می‌گیرد که خود مورد انتقاد هواداران حقوق بشر است.

نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |

 


(1) ما قادر به زندگی در ایران نیستیم و نخواهیم بود

 
ما با کسی تعارف نداریم: ما نمی توانیم در ایران زندگی کنیم .... اصلا بحث این حکومت و اون حکومت نیست ... اصلا بحث عدم وجود امکانات و حقوق اولیه پیشرفت و زندگی نیست ... شاید فقط از اینکه در یک صف کسی با زرنگی از ما جلو بزنه آزرده می شیم ... شاید فقط از رانندگی با آرامش در بین خطوط و زدن راهنما لذت می بریم ... شاید اصلا بحث این هم نیست ... شاید فقط و فقط همون جور که علی های دایی و کریمی حق دارند از پیشرفت خودشون در یک باشگاه سطح جهانی استفاده کنند و لذت ببرند ، ما هم برای پیشرفت و لذت احتیاج به فضای بزرگتری داریم ... به هر حال و با هر دلیلی ، ما با کسی تعارف نداریم: ما نمی توانیم در ایران زندگی کنیم ...

اما با خودمون هم تعارف نداریم: ما دیگر هیچ گاه قادر به زندگی در ایران نخواهیم بود. بله ... درسته ... عوض شدن شرایط واقتضائات خانوادگی و بیزنسی بعضی از ما را به ایران بر می گردونه ، اما حتی در صورت برگشت هم دیگر در "ایران" "زندگی" نخواهیم کرد: .... یا "ایران" ایران نخواهد بود (همون جور که بنگلور ای که اون هندی بهش برگشت اون بنگلور نبود) ... یا "زندگی" ، زندگی... ما این حقیقت را می دونیم و با خودمون تعارف نداریم.

(2) ما قادر به زندگی بدون ایران نیستیم و نخواهیم بود
 
ایران با ماست ... ما دیوانه ایرانیم ... صد ها بار news.gooya.com را چک می کنیم ... از مردم درون ایران بیشتر روزنامه ایرانی می خوانیم ... موقع انتخابات از مردم درون ایران بیشتر حرص و جوش می خوریم ... دعای ربنای رمضان در وبلاگها ما را دیوانه می کنه ... بارها خاطرات ایران را مرور می کنیم ... برامون مهمه الان ایران سرده یا گرم؟ ... پاییزه یا بهار؟ .... مردم خوشحالند یا ناراحت؟ ... عاشق دوربینهای کنترل ترافیک تهران هستیم ... هر چند وقت یک بار به ایران سفر می کنیم و در تمام روزها و ماههای بعدش با سرخوشی اون به کارهامون ادامه می دیم ... هرچند به روی خودمون نمیاریم ، اما یک چیز را خوب می دونیم: ... ما دیوانه ایرانیم ...

(3) ما می توانیم به ایران کمک کنیم
 
ما بهترین گزینه برای کمک به ایران هستیم .... ما تنها با جمع کردن 1 سنت از هر دلار درآمدمون که 90 برابر پول ملی ما ارزش داره می تونیم هزاران کار انجام بدیم ... (ما با چشم به هم زدن انسانی را آزاد کردیم) ... ما با منتقل کردن دیده هامون از تجربیات کشورهای دیگه می تونیم تاثیرگزار باشیم  .... ما اگه حتی فقط و فقط به فکر پیشرفت خودمون باشیم باز برای ایران مفیدیم ... دهها تحقیق و paper نشون داده رسیدن مهاجر به هدفهای خودش و سمبلی که به عنوان موفقیت به وجود میاره باعث رشد و تکاپوی مفید در کشور مبدا می شه ... ما بهترین گزینه برای کمک به ایران هستیم ....

(4) ما می توانیم از ایران انرژی بگیریم
 
می دونی ... اگه قرار بود قدرت انتخاب داشته باشم، دوست داشتم "روزها" را در غرب زندگی کنم و "شبها" را در شرق ... "هیجانم" در غرب باشه و "سکوتم" در شرق ... "بیرونم" در غرب باشه و "درونم" در شرق ... ایران یعنی شرق ... یعنی شب و سکوت و درون ... ما به اینها احتیاج داریم ... البته غرب هم از اینها داره ، کوئیلو و بودا بار داره ... اما اگه غرب باید کوئیلو داشته باشه تا حرفهایی از جنس مولانای ما را تکرار کنه، تک تک ما یک مولانا هستیم ... اگه غرب باید بودا بار داشته باشه تا با موزیک شرقیش به آرامش برسه تک تک ما در بودا بار بزرگ شده ایم .... البته فرهنگ خودمون را خوب می شناسیم و از بابت 90 درصد اون شرمساریم. اما قدرت تفکیک بخشهای خوب و بد اون را داریم و لازم نیست به دلیل حوادث روزگار با همه اون خداحافظی کنیم ... از آرامش Starbucks و شیطنتهای nightlife محل زندگیمون لذت می بریم ، اما گاه و بیگاه هم با ربنای شجریان به آسمان می ریم ، با خوندن حافظ دیوانه می شیم ، و برای بچه هامون با افتخار از سرزمین مولوی ها تعریف می کنیم ...

...

... قادر به زندگی در ایران و بدون ایران نیستیم اما تا عمر داریم ازش انرژی می گیریم و بهش کمک می کنیم.
 

 PersianGlobal

نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |

هفت خوان مهاجرت شنبه بیست و نهم دی 1386 21:28
یه فکر بکر

اولین چیزی که باعث میشه آدم به فکر مهاجرت از وطن بیفته خستگی و غیر قابل تحمل شدن محیطی که در آن دارد زندگی میکند و این احساس که هرکاری برای تغییر شرایط موجود کرده جواب نداده و نامردیها هم شامل همه موارد دیگه شده و تصمیم میگیری یه فکر بکر بکنی که برای اجراش باید با دیوهای سیاه در بیفتی و از هفتادوهفت خوان بگذری.

خوان اول

نمیدونی چکار باید بکنی فقط میخواهی یه راهی پیدا کنی روزنامه را بر میداری میری تو آگهی ها. مهاجرت به کانادا، مهاجرت به استرالیا، تحصیل در انگلیس، اقامت دبی و....یوهوخودتو کنار ساحل جمیرا تصور میکنی یه حسی تو وجودت میگه بابا چرا نشستی اونور همه منتظرتن یه کاری بکن گوشی و بر میداری زنگ میزنی به یکی از این فرشته های نجات صدای ظریف خانمی از پشت گوشی میگه یه قرار مشاوره برای روز...و یهو بال در میاری از همون لحظه که گوشیو میزاری دیگه تمام نکات منفی دنیایی که تا دیروز داشتی میاد جلوی چشت تا دیروزبدون اینکه بهشون توجه کنی داشتی باهاشون زندگی میکردی

خلاصه روز موعود فرا می رسه فقط خدا باید خیلی بهت رحم کنه که طرف کلاه بردار نباشه یه سری سوال ازت می پرسن سن - تحصیلات - مهارت - زبان و.... اگه یکی از اینا را نداشته باشی یکدفعه همه درا بسته میشن احتمالا طرف اگر بفهمه که شرایطشو نداری،  دفعه آخری که داره می بینتت حدود پنج یا ده هزار تو مان حق مشاوره ازت میگیره تا دیگه از این فکرهای بکر نکنی اگه هم که کلاه بردار باشه میگه تو شرایطشو نداری ولی ما با ارتباطاتی که با فلان سفارت خونه و فلان سفیر و فلان شخصی که تو فلان کشور داریم می تونیم ویزای ... برات بگیریم و پس از کلی برو و بیا میفهمی چه کلاهی ازت برداشتن. اگه شرایطی رو که گفتم داشتی از خوان اول میگذری و...

خوان دوم مشکلی بنام بی پولی

اکثر افرادی که همای رحمت روی شانشون میشینه و شامل سیستم امتیاز بندی میشن افراد تحصیل کرده وطن هستند که فارغ التحصیل شدن ولی نتونستن کار خوب پیدا کنن یا دارند کار میکنند ولی هیج دورنمایی از آینده ندارند. باید به تمام کسانی که این شرایط و برای مهاجرت به وجود آوردن تبریک گفت چرا چون این افراد کسانی هستند که حداقل شانزده سال از امکانات محدود وطن استفاده کردن و حالا که وقت بهره بردن از آنهاست خیلی راحت به حال خود رها میشن بگذریم. چون یه جوان بیست و پنج ساله تقریبا پول زیادی نداره پس به همین راحتی هم نمیشه پول وکیل بده و هزار هزینه دیگه این موقعه است که دست و میزاره روی زانوی خودش شروع به جمع آوری اطلاعات می کنه. وکیلا که بدون پول تره هم خورد نمیکنن.

خلاصه میفتی تو جون اینترنت بازم خدا پدر ادیسون کافرو بیامرزه که اینترنتو اختراع کرد( من تو دانشمندا فقط ادیسونو میشناسم با کس دیگه هم کاری ندارم ) خوب تازه تو خوان دوم بودی که میبینی خوان سوم میاد جلوت غولی بنام...



خوان سوم زبان

با توجه به اینکه اکثر بچه های تحصیل کرده وطن کلی زبان در دوران مدرسه و دانشگاه خوندن و وقت گرانمایشان به هدر نرفته فکر نمی کنم این خوان مشکل زیادی برای کسی به وجود بیاورد از این جهت فقط توضیح مختصری در رابطه با این موضوع میدم دوستان و عزیزان تنها کاری که شما باید انجام بدین گرفتن نمره پنج تا شش در ielts جنرال هست و بس. دیدید اصلاً مشکلی نیست فقط یه نکته رو متذکر بشم اینکه حواستونو جمع کنید گیر بعضی ازاین موسسات کلاه بردار ielts نیفتید اگر زبانتون خوبه برین میدان انقلاب انتشارات زبانکده کتابهای سری oxford برای IELTSرا به  همراه نواراش بخرید شروع به تمرین کنید بعد بعضی از موسسات هستند که برای جذب مشتری روزهای جمعه امتحان IELTSازمایشی مجانی  برگذار میکنند مثل موسسه ایرانمهر توی شریعتی میتوانید از این طریق خودتونو assessکنید. دوستانی هم که زبان نمیدانند بهتره اصلاً نه به  وکیلی پول بدن نه کار دیگه بکنن فقط برن یه موسسه زبان خوب ثبت نام کنند و شروع به خواندن زبان کنند.

 

نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |

در ایران - در خارج از ایران شنبه بیست و نهم دی 1386 21:2

دقت کرده اید که چه تعداد تکنولوژی وارد کرده ایم و درعوض فرهنگ استفاده از آن را نه ! (چرا که غربی و منحط دانسته ایم و خلاف شرع و عقل). بلکه در راستای بومی سازی چنان آن را قلب ماهیت کرده ایم که وسیله به ضد خود تبدیل شده: چند مثال:

تلویزیون:

در اصل وسیله ارتباط و آموزش جمعی ٬ پولسازی٬ تبلیغ و تشویق است در حالیکه ما از ان بیشتر برای گسترش فرهنگ خشونت ٬ روابط ناسالم ٬ مشاجرات خانوادگی و ترویج خرافات با اعمال شاقه استفاده میکنیم.

اینترنت:

در غرب بیشتر برای اطلاع رسانی ٬ آموزش ٬ بژوهش ٬ تجارت و کاهش بورکراسی اداری و تسهیل روابط اجتماعی بکارگرفته می شود در حالیکه ما (بهمراه چند کشور دوست و برادر!) در صدر جدول سوءاستفاده کنندگان از اینترنت هستیم.

ماشین:

می تواند در تسهیل دسترسی ٬ صرفه جویی در زمان ٬ گسترش تعاملات اجتماعی و بالابردن رفاه باشد ولی مااز آن ارابه مرگ ساخته ایم (روزانه ۶۰ تا ۷۰ نفر را به کشتن می دهیم)٬ انرا اسباب تفاخر اجتماعی یا ایجاد مزاحمت و بی احترامی به دیگران کرده ایم و ...

آپارتمان:

فضا و فرصتی برای تجربه زندگی اجتماعی ٬ آموزش فرهنگ شهرنشینی ٬ کمک به محیط زیست از طریق اشغال فضای کمتر ٬ صرفه جویی در مصرف انرژی و خدمات و تاسیسات شهری و.... اما در شهرهای ما ٬ آبارتمان روزنه ای برای دخالت در زندگی خصوصی دیگران ٬ ابزاری برای سوداگری و کسب درآمد های یکشبه و قطبی کردن فضای شهری و در نهایت شهر ٬ برای غربیان محیطی ست برای تقویت تعامل و زنده نگهداشتن خاطره های جمعی٬ ایجاد حس همکاری و مشارکت ٬ ایجاد فرصت های برابر برای گروههای متنوع اجتماعی ودر قاموس خودی: بستری برای الیناسیون ٬ تشدید اختلاف طبقاتی ٬ لجام گسیختگی کالبدی و بی برنامه گی های اجتماعی و متعاقب آن مشکلات عدیده ی زندگی شهری: دود و صدا ٬ ترافیک ٬ بیکاری ٬اجاره نشینی ٬ فقر و بزهکاری

نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |

امروز میخوام در مورد مشکلاتی و معضلاتی که بعضی از مهاجران بعد از اینکه جا میافتن و به قولی قدیمی میشن وباهاش روبرویند صحبت کنم

اوایل مهاجرت بدلیل اینکه برای رسیدن به موقیت قبل از مهاجرت خیلی تلاش و کار باید کرد(همانند داشتن کار مناسب-ویزای دائم و.... امید و انگیزه زیادی برای کار و تلاش هست.  ولی پس از اینکه به تمام خواسته ها و موقیتهای اولیه میرسن متاسفانه در خیلی از موارد بدلیل نبودن راهنمای خوب و نشناختن فرهنگ جدید عدم برنامه ریزی دقیق و نداشتن پشتوانه فرهنگی قوی و عدم مسولیت پذیری نسبت به خانواده و ... برخی مهاجران به مسیر های انحرافی میروند از قبیل:


1. قمار:
برخی از مهاجران از لحاظ درآمدی رشد میکنند و روی به سیستم های مختلف قمار از قبیل پوکر ماشین - میز رولت - شرط بندی - بلیت بخت آزمایی و... میاورند البته به نظر من اینها هم برای خودشان مؤلفه های اقتصادی برای جمع آوری نقدینگی از سطح جامعه است و در اقتصاد مدرن لازم است.  ولی بعضی از دوستان آلوده آن میشوند و به قولی معتاد میشوند و گاهی اوقات تمام زندگی خود را از دست میدهند اعم از زن و بچه و کل سرمایه خود را .

2. الکل:
خوب مشروب فروشی که هست خوردنشم تحت شرایط خاص (هنگام رانندگی ممنوع - در بعضی از اماکن عمومی ممنوع-در کوچه و خیابان و...حتما"باید قوطی یا شیشه آن در یک پاکت باشد) آزاد است

ما مهاجران ایرانی هم با اون همه خیالات و تصورات آنچنانی تا میتونیم افراط میکنیم (بعضیها) و در بعضی موارد معتاد آن میشویم و اصلا" به عوامل مضر آن از قبیل صدماتی که به کبد، مغز ، دستگاه گوارش  و.... میزند توجه نمی کنیم .

3. آلوده شدن به پنت هاوسها: در خیلی از موارد افراد متاهل (بعضیها) با رفت آمد به این مراکز خانواده های خود را از دست می دهند زیرا یکی از عوامل ثبات در خانواده وفاداری میباشد.

4.استفاده از مواد مخدر: یکی از معضلاتی که مهاجران را تهدید میکند استفاده از قرصهای روان گردان است که نوع معروفش اینجا آیس (شیشه خودمان) است.

5.افسردگی: البته من تو استرالیا تا حالا با ایرانی افسرده مواجه نشدم ولی اینکه در کشور کانادا (بدلیل شرایط اب وهوایی)و اروپا درصدش بالا تر است که اونم عوامل مختلف زیادی دارد.


البته مشکلات بالا تنها در استرالیا نیست در تمام دنیا هست

راه حل

اینیو که میگم تجربه یه آدم موفق است که چندین ساله مهاجرت کرده:   تا میتوانید خود را درگیر تحصیل و کار کنید و یک لحظه از این دو غافل نشوید .

در کل انسان باید گذشته خود را فراموش نکند و سعی کند همیشه خدا را در زندگی خود مد نظر داشته باشد. و برای خود اصول و قواعدی را در نطر بگیرد

مشکلات بالا را نوشتم که به دوستانی که فکر میکنن دیگه دارن میان بهترین جای دنیا بگم عزیزان اینجا هم مشکلات هست فقط نوع و درصدش متفاوت است

 

 

نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |

مراحل مهاجرت به استرالیا شنبه بیست و نهم دی 1386 20:10
مهاجرت از وطن شاید به ظاهر خیلی ساده باشه. یه چند ماه (شاید سال) طول میکشه تا ویزا بگیری یه چند روزی هم صرف جمع کردن اثاثیه میشه بعد باید بلیط بگیری بعدشم از اقوام حلالیت بطلبی یه عده هم میان فرودگاه بدرقه چند ساعت بعدم یه کشور جدید و شروع خوشبختی !!!!!!!! دیدید چقدر راحت بود .

خیلی از دوستا ن سؤال میکنن آیا از زندگی در استرالیا راضی هستی یا نه این سوالیه که خودم قبل از اومدن از خیلیها می پرسیدم وخیلی وقتها هم از جواب دوستان ناراحت میشدم.

تجربه ای که من دارم اینو میگه که رضایت بستگی به عوامل مختلفی دارد عواملی همچون نوع ویزا / اهداف مهاجرت / میزان سرمایه آورده شده/ ظرفیتهای شخص نسبت به قبول شرایط جدید / تخصص/ زبان / داشتن دوست آشنا یا فامیل قابل اعتماد و در آخر کمی هم شانس

.نوع ویزا : متاسفانه بعضی از افراد فکر میکنن فقط رسیدن به کشور مقصد با هر نوع ویزایی کافیست مثل ویزای کار و تعطیلات که با این ویزا تقریبا"میشه گفت که به هیچ عنوان قابل تبدیل به ویزای دیگری نیست مگر تحت شرایط خاص که در موردش قبلا"زیاد گفته شده پس انتخاب نوع ویزای صحیح وا قعا"حیاتی است.

.اهداف مهاجرت: شخص باید بدونه که برای چی می خواهد مهاجرت کند و هدفهایی داشته باشه که منطقی باشد مثلا"تحصیل /آینده فرزند و... و فقط بر اساس یه احساس نباشه چون اگر هدف داشته باشی (هدفی که واقعا" الهه ذهن باشه) با خیلی از مشکلات میتونی مبارزه کنی و تحمل کنی .

.میزان سرمایه: گاه اوقات دوستان فکر می کنن خوب استرالیا مثل ژاپن ده سال قبله تا برسن یه ماه بعدش شروع میکنن به پول فرستادن به ایران نه عزیزان اینجا حداقل دو سال طول میکشه تا وارد سیستم بشین و اگر ویزای PR داشته باشید بعد از دو سال از مزایا ی دولتی میتونید استفاده کنید.  پس تا دوسال باید خودتون روی پای خودتون بایستید اینم در نظر داشته باشید وقتی وارد استرالیا میشوید نیاز به خرید اثاثیه اولیه زندگی / کرایه خونه / و ... دارید که حتما"باید پیش بینی حداقل شش ماه زندگی بدون درآمد را بکنید.

.ظرفیتهای شخصی: مثلا" باید اینو در نظر داشته باشد که وقتی رسیدید اینطرف تقریبا" باید فراموش کنید که شما در ایران کی بودید و چه کاره. چون اینجا نه کسی شما را میشناسه و نه از تواناییهای شما اطلاعی داره پس باید سطح غرور و توقع خود را پایین بیارید و شروع کنید از نو همه چیز را بسازید زیرا بدست آوردن چیزهای جدید تاوانش از دست دادن موقعیتهای قبلی است ولی اگر اهل کار و تلاش باشید و غر نزنید فرصت برای رشد خیلی زیاد هست. در ضمن بعضی از دوستان که مذهبی هستند حتما" اینو در نظر داشته باشن کسی به عقیده اونها بی احترامی نمیکنه و اینجا آنها هم باید به عقاید دیگران احترام بگذارند .

.تخصص: حتما" در مورد تخصص خود تحقیق کنید و ظرفیتهای کاری آن را بشناسید چون پیدا کردن شغل مورد علا قه و در زمینه تخصصی که دارید به شما کمک میکنه که خیلی سریعتر وارد سیستم بشوید من فکر می کنم گذراندن دوره های فنی حرفه ای مانند ایر کاندیشن / برق اتومبیل / و.... در پیدا کردن کار خیلی کمک میکنه .

.زبان: زبان یکی از اساسی ترین عوامل رشد و جا افتادن در سیستم است پس به این اکتفا نکنید که مثلا" من IELTS دارم کافیه با اون مدرک تازه باید بیایید اینجا شرو ع به یاد گیری زبان کنید.

.دوست و آشنا: داشتن یه فرد آشنا کمک خیلی بزرگی برای جا افتادن هست چون می توانند تجربیات مهمی همچون چگونگی خرید از مراکز مختلف /شروع کار/ آشنا کردن شما با محیط جدید / پیدا کردن کار و خیلی چیز های دیگه به شما کمک کنند تا شما بتوانید روی پای خود بایستید.

. شانس: که من معتقدم همون توکل به خدا و قرار گرفتن در شرایط و فرصتهای خوب است.

حالا فکر میکنم جواب این سؤال که آیا من از مهاجرت راضی هستم را گرفته باشید احساس و رضایت هر کس با توجه به موارد بالا کاملا" متفاوته و صرف رضایت من یا کسان دیگر دلیل به اقدام یا انصراف شما نیست.

 

نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |

پدیده مهاجرت شنبه بیست و نهم دی 1386 20:8
1) مهاجرت "واقعی" است. قبول کن تو به عنوان خواننده این نوشته ، یا مهاجرت کرده ای ، یا در فکر مهاجرت هستی یا تعداد زیادی از دوستان خودت را در اثر مهاجرت از دست داده ای.

2) مهاجرت "تعریف" دارد. جابجایی محل زندگی از روستا به شهرستان، از شهرستان به تهران ، از ایران به خارج ، از هند به امریکا ، از تگزاس به نیویورک ، همگی مهاجرت هستند. تعریف مهاجرت دغدغه من نیست.

3) مهاجرت "دلیل" دارد. حرکت به سمت موقعیتهای بهتر شغلی و تحصیلی ، داشتن رفاه بیشتر یا فرار از مشکلات همه از دلایل مهاجرت هستند. دلایل مهاجرت دغدغه من نیست.

4) مهاجرت از ایران به خارج از ایران "دلیل" دارد. از دلایل متنوع و شخصی تا دلایل اجتماعی (حتی در حد تفاوت مرگ و زندگی: مرگ تنها به جاده ها ، هواپیماها ، روستاهای نزدیک ایستگاههای قطار ، هوای آلوده و

ساختمان غیر مقاوم محدود نمی شه. یک استادیوم فوتبال هم می تونه به راحتی پایان یک زندگی باشه). دلایل مهاجرت از ایران به خارج از ایران دغدغه من نیست.

5) مهاجرت "تاثیر" دارد. در دیدگاه کلاسیک و عامه ، تاثیر مهاجرت برای فرد مهاجر مثبت و برای جامعه ای که از اون مهاجرت می کنه منفی است. ( "فلانی مملکت خودش را در بدبختی ول کرد و رفت دنبال

خوشی"). اما واقعیت اینه که تاثیر مهاجرت برای فرد یا جامعه بسته به شرایط می تونه مثبت یا منفی باشه. در عمل بسیاری از مهاجران به هدفهای خودشون نمی رسند. همین طور کشورهای بسیاری هم توانسته اند از مهاجران

خودشون به بهترین روش استفاده کنند. در 15 سال اخیر 70 درصد سرمایه گزاری خارجی چین به خاطر چینی های مهاجر در کشورهای دیگه بوده. تاثیرات مهاجرت دغدغه من نیست.

6) مهاجرت "مقصد" دارد. در دیدگاه کلاسیک و عامه ، کشورهای انگلیسی زبان نصف النهارهای بسیار دور (استرالیا ، کانادا ، امریکا ، انگلیس) تنها مقاصد قابل قبول مهاجرت محسوب می شدند. اما به نظر من در دوره

دوم Globalization (جهانی شدن شرکتها) ، به همون ترتیب که کفش نایک می تونه در اندونزی ، هند یا اروپای شرقی تولید شده باشه و هنوز "نایک" باشه ، Lifestyle نایک هم می تونه در اندونزی ، هند

یا اروپای شرقی وجود داشته باشه و هنوز Lifestyle نایک باشه. صحبت درباره این تئوری یکی از دغدغه های من است.

7) مهاجرت "دلتنگی" دارد. دلتنگی مهاجرت واقعی است. بخش مهمی از وقت و انرژی یک فرد مهاجر صرف این مساله می شه: شنبه ها انکارش می کنی ، دوشنبه ها احساسش می کنی ، سه شنبه ها ندیده اش می گیری ، پنج

شنبه ها فراموشش می کنی و جمعه ها به یادش گریه می کنی ... چگونگی برخورد با دلتنگی یکی از دغدغه های من است.

8) "مهاجر بودن" و چگونگی رابطه با مبدا مهاجرت ، مهمتر از خود مهاجرت است. چرا در جریان تحولات ایران باشی؟ کدوم تحولاتش؟ فوتبالش؟ فیلمش؟ سریالش؟ حادثه هاش؟ غصه هاش؟ چند بار در طول روز به یاد اینها

می افتید و یا فعالانه اونها را دنبال می کنید؟ چرا؟ ... چگونه مهاجر بودن در رابطه با مبدا مهاجرت یکی از دغدغه های من است.

9) و بالاخره مهاجرت "بازگشت" دارد. یا این جوری بگم: قسمتی از توان فکری هر مهاجر (اگر انتخابی داشته باشه) صرف فکر در مورد این مساله می شه. آیا قراره برگردی؟ اصلا می تونی دوباره در اونجا زندگی

کنی؟ ... "بازگشت" یکی از دغدغه های من است.

جمعه پیش ، اون تنها روزی که در این پنج ماه برای وبگردی داشتم ، وبلاگهای زیادی را دیدم. روزهای عید بود. هر وبلاگی که می شناختم ( هودر و صنم و پژمان و شیده و ... ) اولین نوروزهای دور از ایرانش را تجربه

می کرد.... اما یک چیز را مطمئن باشید: نحوه رفتار این نسل مهاجران ، نسلی که ایران دهه هفتاد را در ایران تجربه کرده باشه ، با نسل قبلی مهاجران تفاوت زیادی خواهد داشت.... نه ... نه ... تعریف و دلیل

و تاثیر مهاجرت اونها عوض نشده ... اما مقصدشون ، دلتنگی هاشون ، چگونه مهاجر بودنشون و بازگشتشون تفاوت خواهد داشت.... مثلا اینجا را ببین: هر دو نویسنده اند .. هر دو در غربت ... یکی زودتر اومده و

یکی دیرتر .. هر دو با یاد نوروز به یاد وطن افتاده اند ... ولی ببین چه قدر متفاوت می نویسند:

" من در گوشهء ایرانم نیستم. در سراب یا تبریزم نیستم. و سپاس می گویم که اکنون در آن دیار نیستم ... اصلا چه اهمیتی دارد که در سراب باشم یا در سانفرانسیسکو. من اینجا انسانم و آنجا، در زادگاهم رعیت صغیر

حقیری بیش نیستم ... مهم نیست که در سانفرانسیسکو باشم یا در سراب ... اگر وطن با من باشد من در وطن خواهم بود" (نگاهی)

"اینجا که نشسته ام جایی بس خوش و نیکوست، اما جای من نیست… باید می آموختم که نویسنده نمی تواند بی سرزمین بماند، حتی اگر سرزمین اش بخواهد که بی نویسنده باشد ... .آموختم که سرزمین بی نویسنده حاصل اش نویسنده

بی سرزمین است. ... آموختم که در سرزمین غربت آدمی هرگز احساس داشتن نمی کند، حتی اگر همه چیز داشته باشد" (نبوی)


مهاجرت از لحاظ اهمیتی که در زندگی داره شاید با ازدواج قابل مقایسه باشه. اما به دو دلیل با اون فرق داره: اینکه بازگشت داره و اینکه می تونی نظرت را در مورد انتخابی که کردی با دیگران در میان بگذاری (کاری که مثلا در

مورد همسری که گرفتی نمی تونی انجام بدی) ... دغدغه های من در مورد مهاجرت ( و خود اون ) برای من تازه و جدید هستند ... اگر برای تو هم مقصد و دلتنگی و چگونگی و بازگشت مهاجرت دغدغه است ، شاید

بتونی وقتی از این شهر داغ رد می شدی (یا حتی از نزدیک mailbox من رد می شدی) اون دغدغه ها را با هم مرور کنیم ...

... مهاجرت "واقعی" است ...

globalpersian

نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |

چه کشوری برای زندگی بهتره شنبه بیست و نهم دی 1386 20:6
 

بچه ها می خواهیم دوباره کمی "مهاجرت بازی" کنیم ... صورت مساله هم اینه: چه کشوری برای زندگی بهتره؟ ...

بیا هم کشورها و هم آدمها را به سه دسته تقسیم کنیم ... اسمهای مختلفی می شه گذاشت اما فعلا بیا این اسمها را انتخاب کنیم: کشورهای پایین ، کشورهای متوسط ، کشورهای بالا ... آدمهای پایین ، آدمهای متوسط ، آدمهای بالا ... می خواهیم ببینیم کشور ایده آل هر کدوم از این تیپ آدمها کدوم تیپ کشورها هستند ...


کشور پایین: این تیپ کشور (پایین ، عقب مانده ، عقب نگه داشته شده ، هر چی) کشور ایده آل یک آدم پایین محسوب می شه. آدم پایین ، به معنی آدمی که مثلا حاضره دست به هر کاری بزنه ، با کمی زرنگی می تونه بسیاری از قانونها و ساختارها را دور بزنه و یک زندگی ایده آل داشته باشه .... در عوض آدم متوسط در این کشور سخت ترین زندگی را داره: ساختارها به او اجازه رشد و حتی داشتن متوسط ها را نمی ده. او معمولا یا سرخورده و مهاجر می شه یا برای داشتن زندگی بهتر به یک آدم پایین تبدیل می شه (دکترهای گلدکوئست فروش) ... بر خلاف اون چیزی که گاهی فکر می کنیم ، آدم بالا هم (با قدرت مالی ، فرهنگی ، اجتماعی بالا) در کشور پایین لذت زیادی نمی بره. سرگرمیها و لذتهای با مقیاس جهانی در کشور پایین وجود نداره (کنفرانس ، کتابخانه ، کنسرت). دولت کشور پایین هم معمولا با آدمهای بالا بر سر مشکلاتی مثل شیتیل و غیره دچار مشکل می شه (مدیر زندانی Yukos روسیه) ...

کشور بالا: این تیپ کشورها (امریکا ، استرالیا ، کانادا و... ) از دور بهشت آدمهای متوسط هستند. حتی پر از آدمهای متوسط هم هستند. اما اتفاقا بدترین جا برای زندگی و مهاجرت یک آدم متوسط محسوب می شوند. وقتی همه متوسط هستند ، متوسط بودن از لحاظ "احساسی" دیگه لذتی نداره. هر چند از لحاظ تئوری برای آدم متوسط امکان رشد و تبدیل به آدم بالا وجود داره ، اما وقتی همه متوسط هستند "رقابت" شدید این امکان را کم می کنه. حتی "لذت" هم بنا به مقتضیات تئوریهای اقتصادی برای آدمهای متوسط محدود می شه (می تونی دهها سال در لندن زندگی کنی اما واقعا یک مسابقه ویمبلدون را هم نتونی afford کنی) ... در این کشور ، آدم پایین به کمک دولت می تونه از متوسطهای زندگی برخوردار باشه ، اما به هیچ وجه لذت اون آدم پایین در کشور پایین را نمی بره ... این تیپ کشور با برخورداری از تمام ایده آلهای لذت و پیشرفت (کنفرانس ، کتابخانه ، کنسرت) کشور ایده آل آدم بالا با بهره خوبی از network و سرمایه محسوب می شه ...

کشور متوسط: این تیپ کشور بر خلاف اسمش (متوسط و در حال رشد) برای آدم پایین چندان مناسب نیست. طبیعت اقتصادی رشد به همراه خودش تورم و سختی میاره. دور زدن قانون هم از ترس نهادهای بین المللی نسبتا محدود می شه و همه اینها آدم پایین را دچار مشکل می کنه. آدم بالا از زندگی در این کشور نسبتا لذت می بره اما خیلی زود کسل می شه. عدم وجود Education و Healthcare کلاس جهانی هم اون را به شدت اذیت می کنه. در عوض این کشور بهشت آدم متوسط محسوب می شه. سرگرمیهایی که در کشورهای بالا برای او affordable نیستند قابل دسترس خواهند بود. همچنین به دلیل خصلتهای اقتصادی و جمعیتی کشورهای در حال رشد ، یک lifestyle عالی خواهد داشت. (ماشین خوب ، خانه خوب ، مستخدم و راننده شخصی).

ممکنه بگی کل این داستان ، یک دید "استاتیک" به کل ماجراست: چیدن سه تیپ آدم بدون توجه به امکان و علاقه به پیشرفت در سه تیپ کشور... اما دید "دینامیک" به ماجرا هم ما را به همین نتیجه گیریها می رسونه. مثلا ممکنه بگی برای آدم متوسط ، زندگی در کشور "بالا" مناسبتره چون می تونه از امکانات اونجا استفاده کنه و پیشرفت کنه. اما هم تجربه و هم تئوری خلاف این مطلب را نشون می ده ... چرخهای زندگی و رقابت در کشور "بالا" که 80 درصد افرادش آدمهای متوسط هستند ، اونقدر آدم متوسط را درگیر می کنه که مجالی برای رشد نخواهد داشت. ... اما آدم متوسط در کشور متوسط ، تا زمانی که علاقه ، پشتکار و امکان دسترسی به منابع کشور "بالا" را از طریق Pull داره می تونه در مسیر رشد باشه ...


مبنای این نوشته من یک سری تئوری و fact در مورد کشورها و آدمهاست ... (مثلا "نیروی کار ارزان در کشورهای در حال رشد" ، "تقسیم بندی اقتصادی و جمعیتی در کشورهای توسعه یافته" و غیره) ... تجربه ها ، دیده ها و شنیده ها هم کم و بیش اونها را تایید می کنه اما سعی شده مبنای منطقی نوشته نباشه ... البته کل نوشته هم خنثی و بدون جهت گیری نوشته نشده: ... اکیدا و شدیدا ، به عنوان یک آدم متوسط ، به تمام آدمهای متوسط دیگه ، برای شروع و پیشرفت ، زندگی در کشورهای "متوسط" را توصیه می کنم ... و اکیدا و شدیدا شروع مهاجرت از یک کشور پیشرفته را مضر می بینم ...

... اکیدا و شدیدا ...

globalpersian.com

نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |

زندگی نامه نخست وزیر جدید استرالیا شنبه بیست و نهم دی 1386 19:4

زندگینامه کوین راد نخست وزیر استرالیا

Kevin_Rudd 


«کوین مایکل راد» در تاریخ ۲۱ سپتامبر ۱۹۵۷ در «نمبور» ایالت کوئینزلند بدنیا آمد. وی در یک مزرعه دامپروری واقع در «ایومندای» پرورش یافت. پدر او یک کشاورز، و عضو یکی از انجمن های هیئت محلی بود.

راد هنگامی که ۱۱ سال داشت پدر خود را از دست داد لذا خانواده وی مجبور بودند تحت شرایط سختی مزرعه را ترک کنند.

وی در سال ۱۹۷۲ تنها ۱۵ سال داشت که به عضویت حزب کارگر درآمد. در سال ۱۹۷۴ وارد دبیرستان «نمبور» شد و پس از تحصیلات متوسطه وارد دانشکده «مریست» و سپس وارد دانشگاه ملی استرالیا در کنبرا گردید. او بعنوان دانشجوی ممتاز در رشته هنرهای آسیایی در کنبرا معرفی گردید.

تحقیقات و مطالعات فراوانی در مورد تاریخ و زبان کشور چین آغاز نمود بطوریکه هم اکنون به زبان «مندرین» تسلط کامل دارد. بمنظور امرار معاش و گذران مخارج تحصیل خود، «راد» به بعنوان پیشخدمت به امور نظافت خانه مفسران سیاسی میپرداخت.

در دوران دانشجویی خود و هنگامی که در جنبش دانشجویان مسیحی فعالیت میکرد، با همسر خود «ترزا رین» آشنا شد و در سال ۱۹۸١ با او ازدواج کرد و حاصل آن سه فرزند به نامهای «جسیکا»، «نیکولاس»، و «مارکوس» میباشد.

در همان سال ازدواج خود یعنی ۱۹۸١ به اداره امور اتباع خارجه استرالیا پیوست و تا سال ۱۹۸۸ به شغل خویش بعنوان مسئول پیک به سفارتخانه های استرالیا در خارج از کشور اشتغال داشت. در دهه ١۹۸۰ بواسطه شغل خود، بهمراه همسرش سفرهای گوناگونی از جمله به استهکلم سوئد و پکن نمود.

پس از بازگشت از سفرهای خود به استرالیا در سال ١۹۸۸ بعنوان رئیس دفتر کارکنان حزب کارگر در کوئینزلند منصوب و بلافاصله پس از پیروزی حزب کارگر در سال ۱۹۸۹  بعنوان رئیس دولت محلی انتخاب و تا سال ١۹۹۲ عهده دار این سمت بود تا اینکه «گاس» وی را به سمت رئیس دفتر حزب کابینه معرفی کرد. در آن زمان «راد» یکی از مقامهای اداری کوئینزلند به شمار می آمد و در همین راستا موفق به اصلاحات اساسی در نظام آموزشی دبیرستانها و برنامه های مدرسین زبان خارجه شد. «راد» در برنامه های توسعه سیاسی در زبانهای آسیایی و برنامه های فرهنگی تاثیرات به سزایی اعمال کرد که هر یک به تائید انجمنهای دولت استرالیا (COAG) میرسید. وی غالبا گزارشهای عملکردی و استراتژیهای مهم را در کارهای گروهی با نام "گزارش راد" منتشر و دیگر مسئولان را از نتیجه آن مطلع میساخت.

هنگامی که در سال ١۹۹۵ دولت وقت بر کنار شد، «راد» به استخدام مشاور ارشد در امور حسابداری شرکت چینی KPMG در استرالیا منصوب گردید. او علاوه بر این سمت همزمان در انتخابات سال ١۹۹۸ یک صندلی را در مجلس از آن خود کرد.

در جریان انتخابات ۱۹۹۸ «راد» به کرسی های جلوتر حزب مخالف ارتقاء پیدا کرد و در انتخابات ۲۰۰١ بعنوان وزیر امور خارجه منصوب گردید و همزمان انتقادهای شدیدی علیه دولت هوارد و سیاستهای او در قبال حمایت از ایالات متحده و تصرف عراق در جریان عملیات نظامی مطرح ساخت.

عملکرد سیاسی «راد» در جریان جنگ عراق، وی را به یکی از مطرح ترین نمایندگان حزب کارگر تبدیل کرد. در ماه ژوئن زمانی که « سایمون کرین» رهبر حزب مخالف دولت از جانب «کیم بیزلی» رقیب سابق خود مورد استیضاح قرار گرفت، « راد» علنا خود را به هیچ یک از این دو نماینده متعهد ندانست.

سرانجام در اواخر ماه نوامبر با استعفاء «کرین»، گرچه «راد» اعلام کرد که تمایلی به کاندید شدن در انتخابات رهبری را نداشته و خواهان گزینش «کیم بیزلی» می باشد، اما با این حال وی یکی از کاندیداهای احتمالی سمت رهبری حزب کارگر به حساب می آمد.

پس از انتخاب «مارک لیتم» در سمت رهبری حزب کارگر، برخی از مفسرین به دلیل حمایت «راد» از «بیزلی» انتظار تنزل درجه وی را داشتند اما بر خلاف توقع همگان او همچنان در سمت خود باقی ماند.

در سال ۲۰۰۴ تعهد «لیتم» مبنی بر خارج کردن تمامی نیروهای استرالیائی از عراق تا پایان کریسمس آن سال بدون مشورت با «راد»، باعث تیره شدن روابط آنها شد. پس از شکست «لیتم» در انتخابات پارلمانی فدرال در اکتبر ۲۰۰۴، وی بار دیگر به عنوان یکی از کاندیداهای رهبری مطرح شد اما «راد» با باقی ماندن در سمت وزارت امور خارجه، نشان داد که قصد رقابت با «لیتم» را ندارد.

«راد» همزمان با استعفاء ناگهانی « لیتم» در ژانویه سال ۲۰۰۵، در اندونزی به سر می برد و از سخن گفتن در مورد جانشین رهبر حزب کارگر اجتناب کرد. او نیازمند دیدار و مشورت با «بیزلی» همکار خود در حزب بود و این موضوع را در مصاحبه های خود مطرح ساخت. پس از بازگشت از سفر اندونزی «کیم بیزلی» بعنوان رهبر حزب انتخاب شد.

در سال ۲۰۰۵ «راد» مسئولیتهای زیادی در امور امنیتی بین الملل و وزارت امور خارجه بدست آورد و بعنوان وزیر امور بازرگانی نیز منصوب گردید. در دسامبر سال ۲۰۰۶ رای ها و نظر سنجیهای بعمل آمده حاکی از دو برابر شدن محبوبیت «راد» و تمایل عموم به رهبری وی در حزب کارگر استرالیا بود. این سخنان از سوی رهبر حزب، «بیزلی» منتشر شد و متعاقبا «جولیا گیلارد» و «راد» معاونان حزب معرفی شدند.

تقریبا سه سال بعد از انتخاب «مارک لیتم»، «راد» در انتخابات ۴ دسامبر ٢٠٠٦ با  کسب ۴٩ درصد آرا بعنوان رهبر جدید حزب  و «بیزلی» با ٣٩ درصد آرا و سپس «جولیا گیلارد» بعنوان معاون رهبر حزب معرفی گردید. در اولین کنفرانس مطبوعاتی وی از «بیزلی» و معاون سابق وی «جنی مکلین» قدر دانی کرد و خبر از "مدیریت و راهکارهای جدید" داد، و صریحا عنوان کرد، نباید در راستای دولت «هوارد» گام برداشت. او به ارتباطات صنعتی، جنگ در عراق، فدرالیسم استرالیا، محکمه های اجتماعی و آینده صنعتی استرالیا بعنوان چالش عمده یاد کرد. او از تجارب درخشان خود در زمینه های دیپلماتیک و تجاری قبل از ورود به صحنه های سیاسی سخن راد و آن را مهم توصیف کرد.

«راد» و ALP بسرعت در نظر سنجیهای دولت وقت مطرح شدند و همواره سبقت گرفتند. خبرهای رسانه ای پوشش مناسبی از اظهارات رهبر جدید حزب همچون فدرالیسم، تغییرات شرایط جوی و گرمایش کره زمین، اینترنت پر سرعت، و صنعت خودرو سازی در داخل کشور را همواره بعنوان برجسته ترین خبرها مطرح می ساختند.

از سال ٢٠٠٢ همواره «کوین راد» در مصاحبه ها و بحثهای گوناگون تلویزیونی بویژه برنامه صبحگاهی «سان رایز» ظاهر میشد. این امر سبب شد که «راد» اعتبار خوبی از سوی بینندگان تلویزیونی بدست آورد. «راد» و«هاکی» نماینده حزب فدرال از ماه آوریل ٢٠٠۷ به مصاحبه های تلویزیونی پایان و فشار سیاسی خود را بر انتخابات افزایش دادند.

در ٢١ اکتبر ٢٠٠۷ یک مناظره تلویزیونی  با «جان هوارد» نخست وزیر استرالیا را نیز پشت سر گذاشتند.

سرانجام «کوین راد» رهبر حزب کارگر استرالیا در انتخابات ۲۴ نوامبر سال ٢٠٠۷ به ۱۱ سال دوره نخست وزیری «جان هوارد» و امید وی برای پنجمین بار متوالی پایان داد. «هوارد» در یک گفتگوی تلفنی بیست و ششمین مقام نخست وزیری استرالیا را به رغیب خود «کوین راد»  تبریک گفت.


«کوین راد»  با همسر خود «تریزا رین» در بریزبن حضور یافت و در میان انبوهی از طرفداران خویش به شرح برنامه های آینده خود در استرالیا پرداخت. وی گفت: هرچند دولت ائتلاف با دولت جدید دیدگاههای متفاوتی دارند اما هدف هر دو کسب افتخار برای استرالیا میباشد.

 

نویسنده: کیوان دانشور - ملبورن

نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |

اطلاعات اجمالی درباره نیوزلند شنبه بیست و نهم دی 1386 18:25

 

نیوزیلند (New Zealand) یا زلاند نو

نیوزیلند (New Zealand) یا زلاند نو، کشوری است که زیبایی آن نتیجه زمین لرزه های متعدد است! کوهستانهای پر برف و یخ، رودخانه های خروشان، دریاچه های عمیق و شفاف، چشمه های آب گرم و گلهای جوشان از جمله مشخصه های بارز این کشور هستند.

در آنجا میتوان جنگلهای متعدد بومی، سواحل طولانی و متروک و طیف وسیعی از جانوران مختلف و کمیاب چون کیوی (kiwi نوعی مرغ سنگین و فاقد قدرت پرواز) که تنها در سواحل این کشور زندگی میکند نیز پیدا کرد.

هرنوع فعالیت پرتکاپوی هوای آزاد، از جمله پیاده رویهای طولانی، اسکی، کلک رانی (کلک قایق مسطح ساخته شده از الوار) و یکی از محبوبترین کارهای اهالی و جهانگردان، پرش از ارتفاع با طناب کشی که به آن bungy jumping میگویند، در انتظار ماجراجویان است.

در این کشور شما میتوانید با دلفینها شنا کنید، با بره های تازه راه افتاده به جست و خیز بپردازید، به تماشای نهنگها رفته و یا به صید قزل آلاهای فربه در رودخانه ها و نهرهای طبیعی بپردازید.
 

زمان مناسب برای سفر

 
آب و هوای نیوزیلند هرگز آنقدر بد نیست که دلیلی برای نرفتن باشد. در تمام طول سال کارهایی برای انجام دادن و مناظری برای دیدن وجود دارد. ماههای گرمتر (نوامبر تا آوریل، معادل آبان تا فروردین) به خصوص در زمان تعطیلات مدارس، شلوغترین زمان هستند.

طبیعتا شهرهایی که پاتوق اسکی بازها هستند در ماههای زمستان شلوغترند. بهترین زمان برای سفری دور از جنجال و با خیالی آسوده، قبل یا بعد از زمان اوج تعطیلات کریسمس و تعطیلات مدارس است.
 

تاریخ نیوزیلند، قبل از قرن بیستم

 
کشف نیوزیلند در حدود سالهای 800 میلادی، به یک افسر ناوبر پولینزیایی (Polynesian مجموعه جزایری در اقیانوس آرام) به نام کوپه (Kupe) نسبت داده میشود. بنابر حکایات موجود، همسر کوپه هینه - ته (Hine-te-aparangi)، این کشور تازه کشف شده را ائوتیاروا (Aotearoa)، سرزمین ابر بلند سپید، نامگذاری کرد. مسکن گزینی مردم در نیوزیلند به طور مستمر از سال 1200 میلادی آغاز شد که در پی اولین افراد، روند مداوم مهاجرت مردم از موطن کوپه که هاوایکی (Hawaiki) نام داشت آغاز شد که از مسیر ثبت شده توسط کوپه به این سرزمین رسیدند.

فرهنگ این مردم در اصل پولینزیایی است که در طی قرنها در اثر تماس محدود با کشورهی زادگاه هر گروه از مهاجران، رشد یافته است. سیستم اجتماعی این کشور سیستم طبقاتی بوده و مقام و مرتبه اجتماعی از طریق رابطه خونی منتقل میشده است.

در سال 1642، کاشفی هلندی به نام ابل تاسمن (Abel Tasman)، مشغول گشت و گذار مختصری در ساحل غربی نیوزیلند بود، هنگامی که او قصد داشت در ساحل پیاده شود، تعدادی از کارکنان کشتی کشته و خورده شدند و به این ترتیب او دیگر کوچکترین علاقه ای برای ماندن در این ناحیه نداشت.
 

 

 

 


آوکلند (Aukland) یکی از شهرهای بزرگ نیوزلند

 

 

   در سال 1769، کاپیتان جیمز هوک (James Cook) دورتا دور دو جزیره اصلی را با کشتیخود به نام (Endeavour) گشت. رویارویی اولیه با اهالی مائوری (Maori) خشونت آمیز بود اما کوک که تحت تاثیر شجاعت و روحیه خاص مائوریها قرار گرفته و امکانات بالقوه این سرزمین تازه یافته شده را تشخیص داده بود، قبل از حرکت به سوی استرالیا، این سرزمین را برای سلطنت بریتانیا تصرف کرد.

هنگامی که بریتانیایی ها مستعمره سازی در سرزمینهای قطبی را آغاز کردند، نیوزیلند در ابتدا به عنوان یکی از انشعابات موسسه اقتصادی استرالیا (Australian Enterprise) در زمینه صید نهنگ و خوک دریایی به شمار می آمد.

در حقیقیت، از سال 1839 تا 1841 این کشور در قلمرو قدرت نیو ساوث ولز (New South Wales منطقه ای در جنوب شرقی استرالیا) بوده است. در هر صورت، افزایش زیستگاههای اروپایی نشین به زودی مشکل ساز شد و نیاز فوری به یک سیاست مناسب برای حل و فصل اختلافات ارضی میان پاکه ها (Pakeha لغتی نیوزیلندی به معنای اروپاییان) و مائوریها احساس میشد.

در سال 1840، معاهده وایتنگی (Waitangi) به امضا رسید که بر طبق آن مائوریها فرمانداری کشور خود را به بریتانیا تسلیم کردند تا در مقابل از حمایت آنها و تضمین حفظ زمینهایشان از طرف بریتانیا بهره مند شوند.

اما رابطه میان مائوریها و پاکه ها، هرچند در برخی نواحی هماهنگ بود، اما در بخشهایی نیز خصمانه به نظر میرسید. دلایل این مشکلات متنوع و پیچیده بود، اما مهمترین ویژگی این دشمنیها، اختلاف بر سر زمین به شمار میرفت.

نبرد نورتلند (Northland War) که در طی سالهای 1844-46 ادامه یافت، با جنگهای دیگری در استحکامات دیگر مائوریها، از جمله تاراناکی (Taranaki در سالهای 61-1860 و 69-1865) ، وایکاتو (Waikato 1863-64) و ساحل شرقی (East Coast 1868-72) ادامه یافت.

بالاخره جنگ به پایان رسید و هر چند نتیجه قطعی هیچ یک از آنها مشخص نبود، اما پاکه ها ادعای پیروزی داشتند.

 

 

 سواحل آب گرم : کارگران در حال آماده کردن چاله های گل برای استفاده جهانگردان هستند.

 

 

 

 

تاریخ معاصر

 
در اواخر قرن نوزدهم، همه چیز به طور موقت در آرامش قرار گرفت. کشف طلا در منطقه موجب شکوفایی و رونق بیشتر شد. از طرفی پرورش گوسفند در مقیاس گسترده نیز به معنای تبدیل شدن نیوزیلند به کشوری با بهره وری بالا و خودکفا بود. تغییرات اجتماعی فراگیر- حق رای برای زنان، تامین اجتماعی، حمایت از اتحادیه های صنفی و معرفی خدمات کودک یاری - اعتبار نیوزیلند را به عنوان کشوری علاقمند به اصلاحات تساوی گرانه، محکمتر کرد.

نیوزیلند در سال 1907 به مقام مملکت عضو جامعه ممالک مشترک المنافع بریتانیا رسید و در سال 1931 اعلام استقلال نمود. البته این استقلال تا سال 1947 به طور رسمی اعلام نشد. وضعیت اقتصادی تا زمان رکود اقتصادی جهانی در دهه 80 و افزایش بیکاری، همچنان پر رونق بود. در حال حاضر اقتصاد نیوزیلند در وضعیتی تثبیت شده به سر میبرد که تا حد زیادی مدیون صادرات بوده است.

در میانه دهه 80، نیوزیلند به خاطر موضعگیری ضد تسلیحات اتمی و مخالفت با آزمایشات اتمی فرانسه در اقیانوس آرام، مورد تشویق واقع شد، هرچند که این موضع گیری میتوانست به معنای رویارویی با آمریکا باشد.
 

وضعیت فعلی

 
جمعیت مائوری در حال حاضر به طور فزاینده ای از جمعیت اروپایی نیوزیلند بیشتر شده است و یک تجدید حیات در فرهنگ مائوری موجب تاثیری اساسی و پایدار در جامعه نیوزیلند شده است. یکی از جنبه های بسیار دلگرم کننده این جنبش، پیدایش حرکتهای مشترک برای رسیدن به یکپارچگی فرهنگی میان مائوریها و پاکه ها است.
 

خلاصه ای از رویدادهای سالیانه

 
تعدادی از رویدادهای فرهنگی قابل توجه نیوزیلند از این قرارند، برنامه تابستان که شامل مجموعه ای از جشنواره ها در اطراف شهر است. یک ماه تمام به جشنهایی برای تبادلات فرهنگی بومی و بین المللی اختصاص دارد، مسابقه پشم چینی قیچی طلایی، نمایشگاه کشاورزی، سوارکاری و سرگرمیهای بومی در کانتربوری (Canterbury Show).
 

مشخصات نیوزیلند به طور اجمالی

 
پایتخت : ولینگتن
وسعت: 268،680 کیلومتر مربع
جمعیت : 4،000،000
زبان رسمی :ا نگلیسی و مائوری
مذهب : بیشتر مسیحی (75%)
پول رایج : دلار نیوزیلند معادل 0.6364 دلار آمریکا
 
 

نیوزیلند چگونه کشوری است؟

 

زلاند نو (نیوزیلند) کشوری است جزیره‌ای در اقیانوس آرام. پایتخت آن ولینگتون است.

نیوزیلند، هفتاد و چهارمین کشور بزرگ دنیا، در کنار استرالیا و در جنوب اقیانوس آرام جا خوش کرده است. این جزیره بزرگ در سال 800 قبل از میلاد مسیح کشف شد. ساکنان اولیه این کشور را افرادی تشکیل می دهند که اکنون به مائوری‌های مشهورند. این کشور از لحاظ نژادی به دو بخش عمده و بزرگ تقسیم شده است.

اروپایی‌ها و سفید پوستان که نزدیک به 70 درصد از جمعیت این کشور را به خود اختصاص داده‌اند و مائوری‌ها که با 15 درصد، بزرگ‌ترین اقلیت نیوزیلند به شمار می آیند. جمعیت نیوزیلند 4.1 ملیون نفر است که از نظر جمعیت یکصد و بیست و سومین کشور جهان میباشد. ولینگتون پایتخت این کشور،جنوبی‌ترین پایتخت جهان محسوب می‌شود و اوکلند بزرگ‌ترین شهر نیوزیلند لقب گرفته است. انگلیسی و مائوری زبان‌های اصلی در نیوزیلند است و مسیحیت هم بزرگ‌ترین دین می باشد.

البته قابل ذکر است که تقریبا 40 درصد از مردم این کشور به هیچ دینی وابستگی ندارند(بی دین هستند). نیوزیلندی‌ها مردمانی پیر هستند زیرا میانگین سنی آن‌ها 40 سال است که عمر نسبتا بالایی است.

البته گفتنی است کهآنان تا 79 سالگی عمر می‌کنند. همین عمر بالا باعث شده تا دولت نیوزیلند دروازه‌های خود را به روی مهاجران بگشاید و به کشوری " مهربان نسبت به مهاجران" تبدیل گردد. حاکمان این کشور تعهد کرده‌اند که هر ساله باید یک درصد به جمعیت این کشور افزوده شود، یعنی سالی 40 هزار نفر. براساس آماری که از سوی اداره مهاجرت نیوزیلند منتشر شده است تا سال 2021، مهاجران 13 درصد از جمعیت این کشور را به خود اختصاص خواهند داد.

نیوزیلند همراه با همسایه پرقدرتش، استرالیا از جمله مستعمراتی هستند که تا امروز ملکه انگلیس ملکه آنان نیز به حساب می‌آید، البته لازم به ذکر است که این کشور در سال 1907 توانست تا استقلال خود را از انگلیس کسب نماید.

این کشور در قرن نوزده قراردادی به نام ویتنگی با ملکه انگلیس به امضاء رسانید که براساس آن نیوزیلند تا به امروز یکی از ضمایم انگلیس به شمار می‌رود(مانند اسکاتلند، ولز، ایرلند و...). اگرچه که این روزها نیوزیلند دارای سیاست مستقل تری نسبت به انگلیس شده است اما به گفته نخست وزیر این کشور در صد سال اول این قرار داد " هرجایی که ملکه انگلیس می رفت، ما می رفتیم و هر جایی که او می نشست ما می نشستیم". امروزه استرالیا، امریکا و جاپان جای انگلیس را در مناسبات اقتصادی گرفته است اما تا هنوز هم انگلیس مقصد بسیاری از جوانان نیوزیلندی است که قصد سفر به خارج را دارند.

نیوزیلند را می‌توان از پیشگامان احقاق حقوق زنان دانست. این کشور در سال 1893 اولین کشور جهان لقب گرفت که به زنان حقوقی برابر با مردان اعطا کرد. البته تا سال 1919 زنان این کشور حق عضویت در پارلمان نیوزیلند را نداشتند. این کشور بکر و دست نخورده از زیبایی‌های فراوانی برخوردار است و از کوه‌های یخیگرفته تا سواحل زیبا و گرم در این کشور پیدا می‌شود. این مناظر زیبا بسیاری از فلم سازان مشهور جهان را به این کشور کشانیده و آثاری با ارزش مثل" سردار حلقه ها" و "کینگ کونگ" در این کشور ساخته شده است. 

نیوزیلند دارای دو جزیره بزرگ جنوبی وشمالی می باشد که تقریبا تمام این کشور 16 منطقه را تشکیل می دهد. اقتصاد این کشور به شدت به

بخش کشاورزی اش وابسته است. دولت نیوزیلند طی سال‌های گذشته اصلاحات بزرگ اقتصادی را روی دست گرفته است که نتیجه آن حرکت روبه رشد صنعت این کشور است. درآمد ناخالص این کشور به بیش از 97 ملیارد دالر در سال رسیده است که سهم هر نیوزیلندی از این درآمد 24200 دالر در سال است. براساس آماری که از سوی سازمان‌های معتبر جهانی منتشر شده است، استانداردهای زندگی در نیوزیلند در سطح بالاست و این کشور نوزدهمین کشور مرفه دنیا محسوب می‌شود. 

 

تاریخ  

 

نخستین ساکنان نیوزیلند مائوری ها از اقوام پولینزی بودند که در حدود قرن ده میلادی به این جزیره رسیدند. قرن ها بعد ابل جانسون دریانورد هلندی اولین اروپایی بود که نیوزیلند را دید. در سال 1769 نیز جیمز کوک ناخدای شهیر انگلیسی درحین سفرهای دریایی خود در اقیانوس آرام به نیوزیلندرفت و نقشه ای از این جزیره کشید.

از قرن نوزدهم مهاجرت به نیوزیلند آغاز شد. اولین مهاجران عمدتا گروه های مذهبی از جمله انگلیکان ها، کاتولیک ها،پرسبیترن ها، متدیست ها و باپتیست ها بودند که از انگلستان و اسکاتلند می آمدند. در سال 1840 قرارداد میان دولت بریتانیا و مائوری ها این کشور را را تحت الحمایه بریتانیا ساخت. در 1856 اولین دولت خودمختار در این کشور پاگرفت و در 1876 دولت مرکزی سراسر خاک جزیره را تحت تسلط خود درآورد.

هم اکنون اکثریت جمعیت کشور تبار بریتانیایی دارند و بزرگترین اقلیت های اروپایی از یوگسلاوی، هلند، اتریش و سوئیس آمده اند. بومیان مائوری حدود 10 درصد جمعیت کشور هستند از دو جزیره در جنوب اقیانوس آرام، تشکیل شده است. مساحت جنوبی، عمدتا کوهستانی است، و فقط یک جلگه باریک درشرق، و یک خط ساحلی کم عرض در غرب دارد. جزیره شمالی ارتفاعات کمتری داشته، و هموارتر است. زلاندنو آب وهوای ملایمی داشته، و20 درصد مساحت آن را جنگل، و50 درصد آن راعلفزار می پوشاند.
 

دامپروری در سطح وسیع، این کشور را به یکی ازبزرگترین صادرکنندگان لبنیات – گوشت و پشم تبدیل نموده است. خاک رس – آهن -سنگ آهک و

زغال سنگ، از ذخایر طبیعی کشور است، که عمدتا در صنایع داخلی به مصرف می رسند. صنایع کوچک و توریسم، از منابع

درآمد کشور است. این کشور، هم اکنون درحال گسترش روابط تجاری خود، با کشورهای حوزه اقیانوس آرام، می باشد.

 

 

اطلاعاتی کاربردی برای افرادی که به تازگی وارد نیوزیلند شده اند


شماره تلفن برای تماس در مواقع اضطراری در نیوزیلند111 میباشد.

تماس با شماره 111 از تلفنهای عمومی و موبایل مجانی است.

وقتیکه با 111 تماس میگیرید از شما خواهند پرسید که کدام سرویس اضطراری را می خواهید: پلیس, آتش نشانی یا آمبولانس.

برای پلیس موقعیت اضطراری یعنی هر چیزی که در حال اتفاق افتادن است و یا اینکه همان لحظه اتفاق افتاده جائیکه:
* مردم در خطر هستند
* دارائی در معرض آسیب و یا از دست دادن میباشد
* خلاف در حال انجام شدن است و یا اینکه مدت زمان کوتاهی از وقوع آن میگذرد, شخص یا اشخاص خاطی در همان نزدیکیها هستند.

در مواقع غیر اضطراری, مانند گم کردن گذرنامه یا گزارش دادن یک جرم مثل دزدی که مدت زمانی از وقوع آن گذشته و جائیکه خطر فوری کسی را تهدید نمیکند, شما باید یا تلفنی به نزدیکترین مرکز پلیس اطلاع داده و یا شخصا به مرکز پلیس محل مراجعه نمائید.

گزارش دادن به مرکز پلیس- در مواقع غیر اضطراری



در مواقع غیر اضطراری, مانند گم کردن گذرنامه یا گزارش دادن یک جرم مثل دزدی که مدت زمانی از وقوع آن گذشته, شما میتوانید یا به نزدیکترین مرکز پلیس خودتان زنگ بزنید و یا در بیشتر مواقع لازم هست که شما شخصآ به مرکز پلیس مراجعه کنید تا گزارش رسمی تهیه شود.

زمانیکه شما برای گزارش یک جرم و یا شکایت به مرکز پلیس مراجعه میکنید, به شما باید فرم گواهی شکایت داده شود. این فرم شامل شماره پرونده و اسم مآموری که شکایت شما را بررسی میکند میباشد.

وقتیکه شما گزارش خود را به پلیس ارائه دادید پلیس باید در مدت زمانی معقولی به شما پاسخ بدهد. اگر سوالی در مورد گزارشتان دارید, باید دوباره شخصآ به آن مرکز پلیس مراجعه کنید و یا اینکه تماس بگیریدو شماره پرونده اتان را به آنها بگوئید.


گذرنامه گم شده- زمانیکه گم شدن یک گذرنامه را گزارش میدهید, شما باید شماره گذرنامه راهم به پلیس بدهید.

مشکلات زبان / بر قراری ارتباط


اگر شما بخاطر زبان مشکل مکالمه و صحبت کردن با پلیس را دارید, راه حلهای قابل دسترسی راهنمای زیر برای آن وجود دارد:

* دوست یا یکی از اعضای خانواده

شما میتوانید از دوستتان و یا یکی از اعضای خانواده اتان به عنوان مترجم استفاده کنید.


* خط زبان

پلیس میتواند ترتیب تهیه یک مترجم تلفنی را بدهد. این یک سرویس رایگان هست که خط زبان نام دارد. زمانیکه به مرکز پلیس مراجعه میکنید و یا تماس میگیرید درخواست خط زبان کرده و زبانی را هم که با آن صحبت میکنید متذکر شوید.خط زبان فقط بین ساعتهای 9 صبح تا 6 بعد از ظهر روزهای دوشنبه تا جمعه در دسترس میباشد
* جلو گیری از جرم ، امنیت شخصی

برنامه ریزیهای قبلی
یک لیست از اسم اشخاصی که در موارد اضطراری میتوانید با انها تماس بگیرید را تهیه کنید. تلفن را نزدیک تختخوابتان بگذارید.
از همسایه بخواهید که مراقب باشد. به عنوان مثال ,وقتیکه به مسافرت میروید از یکی از همسا یه ها یتان بخواهید که نامه های شما را از صندوق پست شما بردارد.
در فکر یک آژیر خطر که بتوانید در مواقع اضطراری آنرا بکار بیاندازید باشید.
نصب یک آژیر خطر را با کنترل رادر مد نظر داشته باشید.

در موارد زیر فریب نخورید
o اگر غریبه ای به در منزل شما آمد و خواست که از تلفن شما استفاده کند, بگوئید که شما شماره را برایشان میگیرید. نیازی نیست که آنها داخل منزل شما شوندو شما هم لازم نیست که در را برایشان باز کنید.

o با اشخاص غریبه ای که به در منزل شما میایند یا تلفنی تماس میگیرند معامله و مبادله نکنید.

o با غریبه ها در مورد موقعیت مالی خود صحبت نکنید یا اینکه مشخصات حساب بانکی یا کارتهای اعتباریهای خود را با تلفن به آنها ندهید.

o قبل از اینکه کسی رابرای انجام امورتان بکار بگمارید از چند جا مظنه بگیرید یا اینکه نظر دوستی رادر این مورد جویا شوید.

o اگر فکر میکنید که کسی سعی بر فریب دادن شما را دارد با پلیس تماس بگیرید.

نکته های ایمنی عمومی

o پول نقد / جواهرزیاد را در منزل نگه ندارید.
o هیچ وقت ادعا نکنید که در خا نه تنها هستید.
o یک روزنه با زاویه دید گسترده روی در منزل خود نصب کنید.
o زنجیر ایمنی در قسمت داخلی درب خروجی نصب کنید.
o اگر تلفنی به شما شد که شماره اشتباه بود, هرگز اسم و آدرس خودتان را ندهید.
o لیست هشدارهای ایمنی را از Neighbourhood Support contact (سازمان پشتیبانی همسایگان) بگیرید.


رانندگی در نیوزیلند

هر کسی که در نیوزیلند در جاده و خیابان رانندگی میکند باید گواهینامه رانندگی معتبر داشته باشد در نیوزیلند مردم در طرف چپ جاده رانندگی میکنند.

In New Zealand people drive on the left hand side of the road.

50K road sign حد مجازسرعت در جاده های شهر/شهری 50 کیلو متر در ساعت و 100 کیلو متر درساعت در بیشتر جاده های د یگر میباشد.علائم نصب شده در کنار جاده ها مشخص میکند که چه زما نی حد مجاز تغییر میکند.



اگر از حد مجاز سرعت تخطی کنید جریمه میشوید یا اینکه گواهینامه اتان از شما گرفته میشود .

اگر شما گواهینامه معتبر خارج ازکشور یا جواز رانندگی بین الملی دارید, میتوانید تا یک سال بعد از اولین ورودتان به نیوزیلند با آن گواهینامه رانندگی بکنید.

اگر شما گواهینامه خارجی یا جواز رانندگی بین الملی ندارید نمیتوانید رانندگی کنید . شما باید (تقاضای گواهینامه نیوزیلند بکنید) Apply for a New Zealand driver licence.
اگر پلیس شما را در حین رانندگی بدون گواهینامه معتبرگرفت, شما جریمه خواهید شد ودیگر حق رانندگی نخواهید داشت تا زمانیکه گواهینامه معتبر داشته باشید.

پلیس گواهینامه صادر نمیکند. برای تقاضا کردن گواهینامه رانندگی در نیوزیلند, میتوانید با Land Transport New Zealand شماره 0800822422 تماس بگیرید یا به نزدیکترین (آژانس گواهینامه رانندگی) driver licence agent مراجعه نما ئید.

همچنین بروشورهائی که مربوط به اطلاعات رانندگی را که برای توریستها و ساکنان جدید از طرف اداره حمل و نقل نیوزیلندتهیه شده است ملاحظه نمائید Land Transport New Zealand
Driving information for visitors and new resident.

اگر شما قربانی یک جرم یا تصادف جاده ای هستید


o پلیس نیوزیلند مسئول بررسی جرم وتصادفات جاده ای و ایجاد ایمنی برای مردم هستند.
o اگر شما شاهد یک جرم یا تصادف جاده ای, یا قربانی یک جرم هستید, پس لطفآ با پلیس تماس گرفته و تقا ضای کمک کنید. این مهم هست که هر چه سریعتر به پلیس اطلاع دهید.
o در موقعیت اضطراری برای تماس با پلیس شماره 111 را بگیرید.
o در بسیاری از موارد پلیس خواهد خواست که محل وقوع جرم را ببیند (صحنه جرم).
o در موارد غیر اضطراری, امکان دارد که پلیس از شما بخواهد که برای تهیه گزارش رسمی به مرکز پلیس بروید.
o امکان دارد که پلیس بخواهد با شما درباره جرمی صحبت کند و اطلاعا ت و شواهدی بگیرد تا کمکی برای جلب یا احیانآ دستگیری مجرمین باشد.
o پلیس نیوزیلند در جلب مجرمین و حل جرم بسیار متبحر هستند.
o اگر شما شخصی را در حال ارتکاب به جرم یا مسبب یک تصادف دید ید, میتوانید با دادن مشخصات ظاهری آن شخص به پلیس. کمک کنید. به این میگویند یک توصیف خوب A good description.
o Victim Support سازمان پشتیبانی از قربانیان حوادث یک سازمان دیگری است که برای کمک کردن و حمایت از شما بعد ازوقوع یک تصادف یا جرم که با پلیس همکاری نزدیک دارد.
o اگرشما سئوال یا نگرانی در مورد قربانی یا شاهد جرم بودن دارید میتوانیداز Victim Support کمک بگیرید.
o اگر شخصی که مسبب یک جرم یا تصادف شده, دستگیرشود امکان دارد که به دادگاه برود.
o از شما به عنوان شاهد ممکن است خواسته شود که برای دادن شهادت و توضیح اینکه آن شخص با شما چه کرده به دادگاه بروید. شما میتوانید از Court Victim Advisers (مشااورت برای امور دادگاه) در مورد مراحل دادگاه اطلاعات مربوطه را بگیرید.
o در نیوزیلند همه قربانیان ذیحق هستند, این حق شامل رفتار کردن با آنها با ادب و تواضع و شفقت میباشد.
Victims’ Rights Act 2002 (حقوق قربانیان 2002) حق و حقوق شما به عنوان قربانی را تنظیم نموده است.


خشونت خانوادگی/خانگی
o در نیوزیلند خشونتهای خانگی ( خشونت خانوادگی نیز گفته میشود) جرم محسوب میشود. پلیس با این قضیه بطورخیلی جدی برخورد میکند.
o این از لحاظ قانون جرم هست که شخصی شخص دیگر را از لحاظ جسمی, جنسی, یا روانی مورد آزار و سوء استفاده قرار بدهد.

o نمونه های خشونتهای خانگی شامل مشت زدن یا لگد زدن به یکی از افراد خانواده, خسارت به دارائی به منظور صدمه زدن به کسی, سعی در کنترل کردن زندگی افراد با تحقیر کردن مداوم آنان, قلدری کردن, سوءرفتارهای جنسی, تحت کنترل گرفتن پول, وقت, ماشین کسی, یا تماس با دوستان به منظورتحت سلطه خود در آوردن آنان میباشد.
o بیشترین نوع معمول خشونتهای خانگی گزارش شده به پلیس خشونت بر علیه زنان و کودکان میباشد. در حدود 85% از قربانیانی که به پلیس مراجعه میکنند زنان هستند.
o پلیس آسیب جدی خشونت خانگی وارد بر کودکانی که شاهد این خشونت هستند یا آنرا میشنوند را تشخیص میدهند. پلیس همچنین منتهای سعی خود را میکنند که که کودکان را از آسیب در امان نگه دارند.
o اگر شما یا یکی از اعضای خانواده اتان در معرض خطر جدی و فوری بخاطر خشونت خانگی هستید, با شماره تلفن 111 با پلیس تماس بگیرید.
o اگر خشونت خانگی در خانه شما اتفاق می افتد, باید با شخصی که به او اعتماد دارید در اینمورد صحبت کنید.با یک دوست, عضو خانواده یا یکی از گروههای ذ یل تماس بگیرید.اگر نمیدانید که با چه کسی در اینمورد صحبت کنید, به پلیس زنگ بزنید
o اشخاصی که از خشونت خانگی رنج میبرند میتوانند تقاضای Protection order (تآ مین نا مه) بکنند.
o تآ مین نامه توسط دادگاه خانواده صادر میشود وبه شخصی تقاضا کننده و فرزندانش حمایت قانونی بر ضد خشونت خانگی میدهد.
o تامین نا مه اسم شخصی را که مرتکب عمل سوء شده ذکر کرده و بطور واضح توضیح داده که آنها چه کاری را میتوانند و چه کاری را نمیتوانند انجام دهند.به عنوان مثا ل ممکن هست که در تآمین نامه ذکر شده باشد که آن شخص حق وارد کردن خسارت یا تهدید به وارد کردن خسارت به اموال ندارد.
o در شرایط معمولی, تآ مین نامه یا در همان روز و یا چند روز بعد از تقاضا صادر میشود.
o تآ مین نامه همچنین میتواند از خانه و اموال شما حمایت نماید.
o اگر شخصی از تامین نامه سرپیچی بکند, پلیس میتواند او را د ستگیر کند. آن شخص به دادگاه قضائی برده خواهد شد و امکان دارد که جریمه نقد ی شود و یا به زندان برود.
o اطلاعات بیشتر را در اینمورد از اینجا بگیرید protection orders and the Domestic Violence Act (قوانین تآ مین نامه و خشونت خانگی).


o در نیوزیلند قانونهای محکمی در خصوص خشونت خانگی وجود دارد. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این قانون خواندن Domestic Violence Act 1995 (قوانین مربوط به خشونت خانگی)، را آغاز کنید. و یا به Family Court website وب سایت دادگاه خانواده.
o آزانسهای دیگری که میتوانند شما را کمک نمایند عبارتند از:

+ Women's Refuge سازمان پناهندگی زنان

+ Child, Youth and Family telephone 0508 326 459;

+ Stopping Violence Services سرویس متوقف کردن خشونت
+ وکیل شما

+ Victim Support telephone 0800 842 846

+ سازمان رسیدگی به تجاوزات Rape Crisis
+ Citizens Advice Bureaux telephone 0800 367 222

+ و تعداد زیادی ازسایر سازمانهای دولتی و ارگانهای اجتماعی. یک سرویس رایگان برای همگان در نیوزیلند از جمله دیدارکنندکان از نیوزیلند و دانشجوهای بین الملی;


مراقبت کردن از فرزندانتان در نیوزیلند

o قانون نیوزیلند اظهار می کند که تمامی کودکان و نوجوانان حق دارند که در امنیت باشند و از آنها مراقبت شود.
o این حائز اهمیت است که شما از فرزندانتان مراقبت کنید تا در امان باشند و قربانی جرم یا مرتکب آن نشوند.
o در نیوزیلند کودکان زیر 14 سال برای حفظ امنیتشان بایدهمواره تحت نظارت و سرپرستی باشند. هرگز کودک زیر 14 سال را در خانه یا ماشین تنها نگذارید.
o در ماشین, کودکان زیر 5 سال باید از Safety seat صندلی ایمنی مناسب با سن, اندازه و وزن خود استفاده کنند.
o اگر بیرون میروید از یکی از اعضای خانواده یا دوست- کسی که به او اعتماد دارید- بخواهید که از فرزندانتان مراقبت کند. اگر شما کسی را دارید که در نبود شما یا زمانیکه در سر کار هستید از فرزندانتان مراقبت کند, آن شخص حتمآ باید14 سال و یا بیشتر داشته باشد.
o اطمینان حاصل کنید که فرزندانتان در غیبت شما از منزل قادر به تماسبا شما یا فرد مورد اطمینانتان در هر زمانی باشند. به عنوان مثا ل, اطمینان حاصل کنید که آنها شماره تلفن محل کار یا موبا یل (تلفن همراه) شما رابه همراه دارند.
o اگر فکر میکنید که فرزند شما قربا نی یک جرم هست یا اینکه مرتکب ان شده با ید با پلیس صحبت کنید.
o پلیسهای مخصوصی به نام "Youth Aid Officers" (افسران برای کمک به جوانان) هستند که کارشان رسیدگی به مسائل جوانانی است که مرتکب جرم شده اند. انها به شما کمک میکنند که بهترین تدابیر را برای امنیت کو د کانتان مد نظر داشته باشید.
o با معلمعین مدارس کار میکند تا به جوانان (Youth Education Service Officers) پلیس نیوزیلند همچنین با استفاده از افسران مخصوص خدمات آموزشی اموزش داده شود که چگونه در امان بااشند.
o شما میتوانید با مدرسه در مورد اموزشی که به بچه ها در مورد امنییت آنان داده میشود صحبت بکنید.
o در طی تعطیلات مدرسه, سعی کنید که فرزندانتان را با ورزش یا فعالیتهای دیگر سرگرم کنید. تعداد بسیاری از گروههای اجتما عی برنامه های تعطیلات برای سرگرمی و تفریح جوانان در طی تعطیلات مدرسه دارند.
o احتمال الوده شدن جوانانی که با ورزش یا سایر فعالیتهای مثبت د یگرمشغول هستند به امور خلاف و جنائی بسیار ضعیف است.


تجاوز به حریم دیگران

o تجاوز به حریم دیگران یعنی ورود به ملک خصوصی یا محل کار کسی بدون کسب اجازه.
o تجاوز به حریم دیگران جرم محسوب میشود.
o اگر کسی بدون اجازه وارد جائی شود, میتوان از انها خواست که انجا را ترک کنند و گر نه اخطاریه تجاوز به حریم دیگران trespass notice (اخطاریه تجاوز به حریم دیگران) میتواند به انها داده شود.
o به هر کس میتوان اخطاریه تجاوز به حریم داد از جمله کودکان. به عنوان مثال, اگر کسی از مغازهای چیزی بدزد د, صاحب مغازه میتواند به ان شخص اخطاریه تجاوز به حریم بدهد.
o اخطاریه تجاوز به حریم یک تقاضای رسمی برای بیرون رفتن از ان ملک میباشد.
o اگر شخصی اخطاریه تجاوز به حریم را نادیده بگیرد و سعی در داخل شدن به ان مکان را داشته باشد, میتوان پلیس را بعد از آن خبر کرد که ان شخص را بیرون کند.
o پلیس میتواند شخص را بخاطر تجاوز به حریم دستگیر نماید.
o شخص خاطی بخاطر تجاوز به حریم دیگران میتواند تا 1000 $ جریمه یا بمدت سه ماه زندانی شود.
o اخطاریه تجاوز به حریم میتواند شخص را از داخل شدن به مکا نی تا مد ت دو سال محروم نماید.


ادم ربائی و باج گیری/ اخاذی

آدم ربائی, اخاذی یا سعی به آدم ربائی و اخاذی پول جزو جرائم جدی در نیوزیلند محسوب میشوند.

آدم ربائی حبس کردن غیر قانونی شخصی بدون رضایت است. باج سبیل گرفتن یعنی تهدید کردن کسی به منظور اخذ دارائی (از جمله پول) یا وادار کردن قربانی برای انجام رفتارهای بخصوص.

اینها در نیوزیلند جرائم جدی هستند که تا 14 سال زندان دارد.

بیش از 70 در صد ادم ربا ئیها یا باج گیری/اخاذی گزارش شده به اداره پلیس در نیوزیلند منجر به تحت تعقیب قانونی قرار گرفتن مجرمین شده است.


جرم تنفر

پلیس نیوزیلند, و مردم نیوزیلند بطور عمومی, تحمل توهین به اشخاص بخاطر مسائل نژادی را ندارند. این اهانتها جرم "تنفر" نیز نامیده میشود. زمانیکه اینچنین جرمهائی به پلیس گزارش داده میشود پلیس آنرا بطور جدی مورد بررسی قرار میدهد.

پلیس همکاری تنکاتنگی با نماینده های مجامع نژادی و سازمانهائی مانند Human Right Commission (کمسیون حقوق بشر) برای حمایت از حقوق و ازادی تمامی انجمنها در نیوزیلند دارد.

اگر شما از هر گونه سوءرفتار یا انگیزه تبعیض نژادی و یا خشونت بر علیه اعضای خانواده اتان یا اجتماعتان اگا ه هستید با پلیس تماس بگیرید.
o با پلیس محلتان (تماس ) Contact بگیرید.
o کمیسیون حقوق بشر: Racial Harassment (آزارهای نژادی)
o کمیسیون حقوق بشر: Racial Disharmony ( عدم هماهنگی نژادی)


کلاهبرداری در امور مهاجرتی
این بسته به شخص شماست که از شخص دیگری به عنوان وکیل یا نماینده برای انجام کارهای مهاجرتی خود استفاده کنید ولی به هر حال خود شما مسئول تمامی مدارک ارائه شده به اداره مهاجرت توسط نما ینده یا وکیلتان هستید.

ارائه ویزاها, جوازها و سایر مدارک جعلی کلاهبرداری محسوب میشود و پلیس با این قضیه برخورد جدی مینماید.

اگر شما فکر میکنید که شخصی عمد ا به شما اطلاعات یا توصیه مهاجرتی اشتباه داده و شما برای خدمات آنها پولی پرداخته کرده اید باید این قضیه را به پلیس و New Zealand Immigration Service ( اداره مهاجرت نیوزیلند) خبر دهید.


کلاهبرداری مالی

برای اینکه وقتی پولی قرض میکنید یا سرما یه گذاری میکنید سرتان کلاه نرود یا گول نخورید, پلیس به شما توصیه میکند که اینکار را با موءسسه های مالی شناخته شده و معتبر انجام بدهید.

کارتهای اعتباری, کارتهای ماشین پول و شماره های شناسائی (اعداد رمزی) را در یک مکان امن بگذارید. این شماره های شناسائی (اعداد رمزی) را به هیچکس ندهید.

همیشه از کسی که میخواهد به شما در ازای خرید جنس یا خدمات انجام شده چک بدهد, کارت شناسائی بخواهید.

اگر فکر میکنید که شخصی یا یک کمپانی مالی سعی دارد که سر شما کلاه بگذارد, با پلیس تماس بگیرید.

برای اطلاعات بیشتر Credit Card Fraud (تقلب در کارتهای اعتباری) و
Cheque fraud ( تقلب چک) را بخوانید.


چه کار بکنیم اگر....


اگر قربانی یک دزدی هستید:

o اگر شما به خانه آمدید و متوجه شدید که در منزل شما سرقت اتفاق افتاده و فکر میکنید که سارق هنوز در منزل شماست, وارد خانه نشوید. بلافاصله با پلیس با شماره 111 از جای د یگری با پلیس تماس بگیرید.
How to Report a Crime (چگونه یک جرم را گزارش داد) را ببینید.
o اگر فکر میکنید که سارق منزل شما را ترک کرده, یا به پلیس زنگ بزنید یا به نزدیکترین مرکز پلیس آنرا گزارش دهید.
o زمانیکه به مرکز پلیس برای گزارش یک سرقت مراجعه میکنید به شما باید تا ئید کتبی گزارشتان داده شود. به این "فرم تائید شکا یت" میگویند. این فرم شامل شماره پرونده و اسم افسر پلیسی که پرونده شما را بررسی میکند می باشد.
o هیچ چیزی را که احتمالا سارق دست زده یا جابجا کرده را دست نزنید یا جابجا نکنید, چون ممکن هست که پلیس آنها را به عنوان مدرک لازم داشته باشد. به عنوان مثال, پلیس به دنبا ل هر اثر انگشتی که ا زسارق به جا مانده خواهدبود.
o اگر منزل شما و لوازم آن بیمه است باید به شرکت بیمه خود خبر بدهید که مورد سرقت واقع شده اید.
o زمانیکه بعد از سرقت از بیمه تقاضای جبران خسارت میکنید شماره پرونده پلیس تا ن را نیا ز خواهید داشت.
o ارتباطات زیراطلاعات خوبی را در مورد سرقت در نیوزیلند و راههای پیشگیری آن در اختیار شما قرار میدهد:
+ چه کسی یک خانه را سرقت میکند و چرا؟
+ کاهش فرصتهای دزدی
+ آژیرهای دزد گیری منازل


اگر درگیر یک تصادف ماشین هستید:


o اگر دچار یک تصادف ماشین شدید, این خیلی مهم هست که حدالامکان خونسرد باقی بمانید.
o باید بایستید وببینید که آیا کسی یا مالی صدمه دیده یا نه.
o اگر کسی آسیب دیده, با 111 تماس گرفته و پلیس و آمبولانس بخواهید. اگر شما نمیتوانید برای کمک تماس بگیرید, از شخص د یگری بخواهید که اینکار را برای شما بکند. پلیس پی خواهد برد که چه کسی مسبب تصا دف است.
o امکان دارد که پلیس شخصی را که با شکستن قانون رانندگی نیوزیلند موجب تصادف شده دستگیر کند.
o اگر تصادف زیاد جدی نیست و کسی هم زخمی نشده است پلیس احتمالا به صحنه تصادف نخواهد امد. ولی شما باید انرا بهر حال گزارش کنید.
o گر دستخوش یک تصادف ماشین شده اید, طبق قانون, باید در ظرف مدت 24 ساعت از تصادف پلیس را خبردار کنید.
o اگر بیمه ماشین دارید باید به شرکت بیمه خود بگوئید که تصادف کرده اید.
o زمانیکه بعد ازتصادف از بیمه تقاضای جبران خسارت میکنید شماره پرونده پلیس تا ن را نیازخواهید داشت.
o اسم وآدرس خود را به راننده هر ماشینی که صدمه دیده یا صاحب هر ملکی که خسارت دیده بدهید. اگر راننده های دیگری درگیر این تصادف هستند, سعی کنید آگاهی پیدا کنید که آیا آنها بیمه هستند یا نه و اگر هستند با کدام شرکت بیمه.
o اگر بعد از تصادف نمیتوانید با ماشین خود رانندگی کنید باید ماشین را از خسارتهای بیشتر محفوظ نگه دارید. به عنوان مثال, ماشین را به کنار جاده بکشید و قفلش کنید. لوازم شخصی را از ماشین برداشته و به همراه ببرید.

اگر رانندگی میکنید:


o پلیس نیوزیلند طبق مسئولیتش باید اطمینان حاصل کند که همه از قوانین رانندگی اطاعت میکنند.
o اگر اشخاصی از این قوانین رانندگی سرپیچی کنند, امکان دارد که گواهینامه یا ماشینشان ضبط شود. آنها حتی ممکن هست که به زندان هم بروند.
o شما برای رانندگی در نیوزیلند باید حداقل 15 سال سن داشته باشد و دارای گواهینامه رانندگی باشید.
o برای رانندگی با موتور سیکلت به Motorcycle licence (گواهینامه موتور سیکلت) مخصوص باید داشته باشید.
o در تمام مدت رانندگی باید Driver licence (گواهینامه رانندگی) خود را همراه داشته باشید.
o ماشین شما باید (Warrant if fitness (WoF (گواهی صلاحیت رانندگی) و
Registration (به ثبت رسیده) معتبر داشته باشد.
o شما باید Road Code (مقررات جاده) راکه مقررات رانندگی در نیوزیلند را توضیح داده مطالعه کنید.
o در ماشین کودکان زیر 5 سال باید از Safety seat (کمر بند ایمنی) تصویب شده مطا بق با سن, اندازه و وزن خود استفاده کنند.
o در نیوزیلند, شما نباید بعد از Drinking alcohol (خوردن مشروب) رانندگی کنید. شما نباید با سرعت زیاد رانندگی کنید و همیشه باید کمربند ایمنی خود را ببندید.
o هر کسی که در ماشین هست باید کمربند ایمنی را ببندد. این شامل کسا نیکه در صندلی عقب نشسته اند نیز میباشد.
o Driving in New Zealand (رانندگی در نیوزیلند) را ملاحظه کنید.


اگر شما برای پول یا اموال تهدید شده اید:

o اگر شخصی شما رابخاطر پول یا اموال تهدید کند یا بترساند یا شما را مجبور کند که رفتا ر خاصی را انجام دهید, با پلیس با شماره 111 تماس بگیرید.
o اگر کسی شما را تهدید کرد یا اقدام به ربودن شما کرد, با پلیس با شماره 111 تماس بگیرید.
o پلیس با یک هچنین مواردی برخورد بسیار شدیدی میکند و سابقه خوبی هم درمورد حل کردن چنین مواردی دارد.
o
پلیس در انجمنهای شما

افسرهای امور نژادی/آسیائی

پلیس ا?سرهای مخصوصی دارد که با انجمنهای نژادی سرتاسر کشور کار میکنند. آنها با انجمنها همکاری میکنند تا به آنها در توجیه و دسترسی پیدا کردن به خدمات پلیس, دادن اطلاعات به پلیس درباره نگرانیهای انجمن, بررسی و بازجوئی های پلیس و پیشگیری کردن از جرم در ارتباط با انجمن نژادی, کمک کنند.

آنها با روی گشاده به نگرانیهای شما گوش میدهند و با شما در گسترش امنیت برای انجمن های نژادی همکاری میکنند.

North Shore and Waitakere Rodney
Mr Raymond Wong - Asian Liaison Officer
Ph 09 488-9782 (English, Mandarin, Cantonese, Fukian dialect)

Auckland City
Ms Jessica Phuang - Asian Liaison Officer
Ph 09 302-6421 (English, Mandarin, Cantonese)

Counties Manukau
Mr Justin Zeng - Asian Liaison Officer
Ph 09 259-0759 (English, Mandarin, Cantonese)

Hamilton Waikato
Ms Kris McGehan - Communications Manager / Ethnic Liaison Officer portfolio
Ph 07 834-9444 (English)

Wellington Office of the Commissioner
Mr Kefeng Chu - Strategic Ethnic Advisor
Ph 04 470-7256 (English, Mandarin)

Christchurch Canterbury
Constable Rakesh Naidoo - Asian Liaison Officer
Ph 03 363-7400 (English)

تماسها

برای پیدا کردن جای مرکز پلیس محلی و اینکه چگونه میشود با پلیس محل تماس گرفت Local Police (پلیس محل) را ملاحظه کنید.

 

www.police.govt.nz

 
نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |

اصطلاحات مرتبط با پرونده های مهاجرت شنبه بیست و نهم دی 1386 18:3
DIMA (دیما) یا Department of Immigration and Multicultural Affairs - اداره مهاجرت و امور چند فرهنگی! استرالیا

DIAC (دیاک) یا Department of Immigration and Citizenship - اداره مهاجرت و شهروندی استرالیا, این اسم جدید به جای دیما ست

ASPC یا Adelaide Skilled Processing Center - مرکز بررسی پرونده مهاجرت افراد متخصص

assess (اسس) - تایید مدارک تحصیلی و حرفه ای توسط موسسات مسئول

ACS یا Australian Computer Society - انجمن مهندسین کامپیوتر استرالیا, مسئول تایید مدارک مهندسین کامپیوتر

CO یا Case Officer - مسئول بررسی پرونده شما در اداره مهاجرت

PCC یا Police Clearance Check - گواهی عدم سوء پیشینه

application - پرونده مهاجرت

lodge - ثبت پرونده مهاجرت

acknowledgement - رسید دریافت پرونده مهاجرتی که توسط دیما و با ایمیل ارسال میشود

File Number - توی مرحله acknowledgement یه فایل نامبر بهت میدن که میتونی مدارک اضافی رو با ذکر کردن این شماره بفرستی

passport photo - عکس پاسپورتی به سایز 35 در 45 میلیمتر که صورت شخص به سایز 25 در 35 میلیمتر باشه, زمینه اش هم معمولا روشنه

MODL یا Migration Occupations in Demand List - لیست مشاغل موردنیاز برای مهاجرت که قرار گرفتن در این لیست باعث میشه امتیاز بیشتری بگیری و ویزات سریعتر داده بشه

passmark - حداقل امتیاز لازم واسه قبول شدن ویزاهای امتیازی, مثلا 120 واسه ویزای Skilled-Independent

poolmark - حداقل امتیاز لازم واسه قرار گرفتن پرونده در pool به مدت یک سال که اگه تا اون زمان passmark تغییر کرد پرونده شما قبول بشه

TRF - کارنامه آیلتس

LCU یا Local Clearance Unit - جاییه که نتایج تست پزشکی اونجا فرستاده میشه

MOC یا Medical Officer of Commonwealth - شخصیه که درصورت وجود موارد غیر طبیعی در تست پزشکی شما تصمیم نهایی رو میگیره یا درخواست آزمایشهای بیشتر میکنه

Internal Check - چکهای بعد از تعیین کیس آفیسر که شامل سه مرحله Job Verification (چک محل کار), Integrity Check (تست صحت مدارک فرستاده شده) و Security Check (چک سوء سابقه) میباشد

courier - پست سفارشی مثل DHL, TNT, و Aramex

 

 

نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |

 

Migration Australia Services
 
 

(MAS) 

Migration Australia Services

 

وکلای برجسته استرالیائی به همراه مشاور فارسی زبان

فاطمه میر - مشاور امور مهاجرت در ملبورن   MR CRAIG HUTCHESSON
BA LLB MMIA MARA MAHRI
MARA: 0001769

 


Member Migration Institute of Australia

Registered Migration Agent with 10 years Australian Migration Experience


Our Manager Craig Hutchesson - is one of the only Registered Migration Agents who has never lost a case - every visa application he has handled has been successful. He has been practicing immigration for 10 years in Australia & represented hundreds of high net worth individuals to migrate & establish businesses in Australia. Craig is considered one of the leading agents within the migration industry. He was approached to manage several large international agencies before joining Migration Australia Services. Craig is a qualified Barrister & Solicitor (NZ - not practicing Australia) & also holds a Degree in International Relations

.Craig has traveled extensively for business to the UK, Egypt, Dubai & New Zealand

 

  

یک شرکت حقوقی استرالیایی، پیشتاز در امر مهاجرت با وکیل های مهاجرتی باتجربه و کارشناسان مهاجرتی رجیستر شده فعالیت خود را به شرح زیر اعلام میدارد:

• کارشناسان مهاجرتی با امکان پیگیری سوابق موفقیت آمیز گذشته
• شرکت در دادگاه های تجدید نظر MRT & RRT & AAT
•  پذیرفتن موارد مشکل و ویزاهای کنسل شده یا رد شده
• ویزای خانواده ( والدین ، خویشاوندان )
• ویزای کار و مهارت های فنی
• ویزای تجارت و سرمایه گذاری
• ویزای تحصیلی و تبدیل ویزای دانشجویی به اقامت دائم
• امکان قرار ملاقات بعد از ساعت معمول کاری در عصر
• قیمت های منصفانه و سرویس عالی

 

 جهت هر گونه اطلاعات بیشتر  میتوانید با خانم میر مشاور فارسی زبان تماس حاصل فرمائید. 

 

Address: Suite 5, Lonsdale Court, 600 Lonsdale st, Melbourne VIC 3000


TEL: 03-9642 3400


Website: www.masmigration.com.au


Email: fatan@masmigration.com.au

آرشیو پاسخ به سؤالات مهاجرتی شما 

نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |

ویزای تحصیلی شنبه بیست و نهم دی 1386 17:56
Student Visa


انواع ویزای دانشجویی

انواع مختلف ویزای دانشجویی برای متقاضیان خارجی بسته به نوع دوره تحصیلی که انتخاب می کنند موجود می باشد:

دوره های فشرده زبان انگلیسی
مدارس
آموزش فنی و حرفه ای
تحصیلات عالی
تحصیلات تکمیلی (فوق لیسانس یا دکترا)
دوره های غیر رسمی
AUSAID یا دوره های تحت حمایت ارتش

دوره ها باید توسط موسسه های آموزشی که توسط دولت استرالیا ثبت شده اند ارائه شود که این موسسه ها می توانند ایالتی یا مراکز خصوصی باشند.

شما باید قبل از درخواست ویزا توسط موسسه ای پذیرفته شوید. دوره ها مطابق با «سطح ارزیابی» درجه بندی می شوند. شما باید تمام پیش نیازهای مربوط به دوره انتخابی را پیش از درخواست ویزا دارا باشید. پیش نیازها ممکن است شامل مهارت زبان انگلیسی و تحصیلات شما باشد.

زبان انگلیسی
اغلب ویزاها مستلزم داشتن مهارت کافی در زبان انگلیسی می باشند. شما باید آزمایش بین المللی زبان انگلیسی (IELTS) را قبل از درخواست ویزا گذرانده باشید.

پول
شما باید اثبات کنید که پول کافی برای حمایت مالی خودتان در طی دوران تحصیل را دارید که شامل هزینه دوره ها، مخارج زندگی، بلیط هواپیما و دیگر مخارج می باشد. شما باید برای مدت زمانی که در استرالیا هستید بیمه سلامتی داشته باشید زیرا دانشجویان خارجی توسط سیستم سلامت عمومی استرالیا پوشش داده نمی شوند. شما همچنین باید آزمایش های پزشکی استاندارد مهاجران را انجام داده و سو ء سابقه نیز نداشته باشید.

پیش نیازهای دوره ها

شما باید مطمئن شوید که تمام پیش نیازهای دوره ها را تا زمانیکه در استرالیا تحصیل می کنید رعایت کرده اید. بعنوان مثال ممکن است قوانینی برای احراز کیفیت تحصیلی یا حداقل روزهای لازم برای شرکت در کلاس وجود داشته باشد.
اگر شما نتوانید تمام پیش نیازهای دوره ها را برآورده نمایید ممکن است ویزای شما باطل شود.

اجازه کار با ویزای دانشجویی

دانشجویان خارجی می توانند درخواست اجازه کار کنند. در صورت داشتن مجوز کار می توانید حداکثر 20 ساعت در هفته کار کنید. البته در بعضی مواقع شما می توانید تمام وقت هم کار کنید.
این مجوز می تواند در برآوردن قسمتی از مخارج زندگی تان در طول دوران تحصیل کمکتان نماید. همچنین این فرصت را دارید که تجربه کاری در استرالیا را بدست آورید.

اما توجه داشته باشید که این مجوز بصورت خودکار بهمراه ویزا صادر نمی گردد. شما باید برای گرفتن مجوز کار پس از شروع دوره تحصیلی خود و در زمانی که در استرالیا هستید اقدام کنید.

ممکن است بخواهید که در تعطیلات بین ترم، تمام وقت کار کنید. اما مراقب باشید چون اگر بیش ازحد مجاز کار کنید نقض قانون کرده و ممکن است ویزای شما باطل شود. شما باید این توصیه ها را جدی گرفته و مطمئن شوید که تا حد مجاز کار می کنید.

اگر شما ویزای دانشجویی دارید ممکن است واجد شرایط برای دریافت مجوز کار بعد از تحصیل نیز باشید.

افراد خانواده

اگر شما ازدواج کرده یا صاحب فرزند هستید می توانید درخواست همراهی آنان را تا زمانیکه در استرالیا تحصیل می کنید را بنمایید. ممکن است به همسر یا شریک زندگی شما تا زمانیکه در استرالیا تحصیل می کنید اجازه کار تمام وقت داده شود تا بتواند از شما در طی دوران تحصیل حمایت نماید. مخصوصا اگر شما در مقاطع عالی مانند دکترا یا فوق لیسانس تحصیل می کنید.

لغو ویزا و استیناف

اگر شما مطلع شدید که ویزایتان باطل خواهد شد (در صورتی که نتوانید شرایط دوره را برآورده نمایید) شما باید فورا به دنبال یک توصیه قانونی باشید زیرا امکان دارد بتوانید وضعیت خود را توضیح داده و ویزای خود را حفظ نمایید. اما شما باید اینکار را ظرف 28 روز انجام دهید در غیر اینصورت ویزای شما پس از سپری شدن مدت زمان مذکور باطل خواهد شد. زمانیکه ویزای شما باطل شود گرفتن ویزای مجدد بسیار مشکل خواهد بود.

اگر ویزای شما باطل شود شما می توانید تقاضای استیناف به دادگاه بررسی امور مهاجرین را بدهید. اگر می خواهید استیناف کنید باید در اسرع وقت استیناف کنید، در غیر اینصورت ممکن است دوره سختی را بگذرانید.
اگر در استیناف موفق شوید می توانید درخواست ویزای مجدد بنمائید. حتی اگر مدت ویزای شما در طی مدت استیناف به انتها رسیده باشد. اما شما باید به سرعت عمل کنید. شما فقط 28 روز فرصت دارید تا درخواست ویزای دیگری بنمائید یا اینکه باید استرالیا را ترک نمایید اگر شما در این وضعیت هستید باید فورا به دنبال یک توصیه قانونی باشید.

تکالیف خود را انجام دهید

این مطلب بسیار مهم است که تمامی دانشجویان شرایط ویزا را برآورده کرده و طی دوران تحصیل تکالیف محول شده را انجام دهند. ویزای دانشجویی یک فرصت عالی برای بدست آوردن شرایط عالی در استرالیا پدید می آورد. این فرصت را به خطر نیندازید. با یک وکیل با مهارت در امور مهاجرت مشورت کنید در اینصورت می توانید مطمئن شوید که هیچگاه با مشکل مواجه نخواهید شد.

نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |

ویزای بازنشستگی شنبه بیست و نهم دی 1386 17:55
Retirement Visa


شرایط اخذ این ویزا نسبتاُ ساده می باشد. شرایط زیر مورد نیاز است:

متقاضی حداقل 55 سال سن داشته باشد.

متقاضی حداقل 870,000 دلار استرالیا سرمایه داشته باشد (چنانچه فرزندی مستقل در استرالیا داشته باشد سرمایه 800,000 دلار استرالیا کافی می باشد.) یا دارای سرمایه ای معادل 350,000 دلار استرالیا بوده و صاحب یک مستمری و یا سرمایه دیگری برای سرمایه گذاری باشد که بتواند درآمدی سالیانه بالای 52,000 دلار استرالیا داشته باشد (چنانچه فرزندی مستقل در استرالیا داشته باشد سرمایه 315,000 دلار استرالیا و درآمد سالیانه 50,000 دلار استرالیا کافی می باشد).

اداره مهاجرت یک زمان منطقی برای فروش املاکی که جزء سرمایه تان معرفی کرده اید معین می کند. مبلغ تعریف شده باید قبل از دریافت ویزا در اختیارتان باشد.

همچنین به متقاضی و همسرش اجازه کار برای 20 ساعت در هفته نیز داده می شود.

متقاضی و همسرش باید اقدامات لازم برای بیمه سلامتی در استرالیا را نیز انجام دهند.

بیمه سلامتی حدود 280 دلار استرالیا در ماه برای هر زوج هزینه دارد.

ما می توانیم شما را در تهیه این اقدامات یاری دهیم.

این ویزا برای مدت 4 سال صادر می شود و در پایان هر دوره به مدت 2 سال قابل افزایش است. لطفا توجه داشته باشید که در زمان درخواست افزایش زمان اقامت، معیارهای پذیرش و شخصیت و درآمد یا سرمایه مجددا بررسی می گردد.

نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |

مهاجرت بر مبنای مهارتهای تجاری شنبه بیست و نهم دی 1386 17:54
(Business Skills Migration)



مالک تجاری - مستقل - ویزای موقت               Business Owner - Provisional

این ویزا برای یک دوره موقت چهارساله صادر می شود. شرایط صدور این ویزا به شرح زیر است:

*
متقاضی باید دارای سابقه حرفه ای موفقی باشد.
*
ارزش خالص دارائی تجاری شخص متقاضی حداقل 200,000 دلار استرالیا باشد.
*
مجموع ارزش خالص دارائی تجاری و شخصی، شخص متقاضی حداقل 500,000 دلار استرالیا باشد.
*
تجارت اصلی متقاضی باید برگشت مالی سالیانه 500,000 دلار استرالیا داشته باشد. که این مبلغ باید ظرف زمان دو سال از چهارسال مالی قبل از ارائه تقاضانامه تحقق یافته باشد.
*
متقاضی باید حداقل صاحب 10% سهام تجارت اصلی خود باشد.
*
متقاضی باید حداقل 50% زمان کاری خود را در سمت مدیریت بوده باشد که این زمان باید در مدت دو سال از چهار سال مالی قبل از ارائه تقاضانامه سپری شده باشد.
*
متقاضی بایستی قصد تاسیس تجارت یا شراکت در مدیریت فعال یک تجارت در استرالیا را داشته و صاحب بخش قابل توجهی از این تجارت باشد.
*
متقاضی باید زیر 45 سال سن داشته باشد.
*
متقاضی باید تسلط نسبی بر زبان انگلیسی داشته باشد.


مالک تجاری - حمایت ایالتی یا منطقه ای - ویزای موقت

Business Owner - State/Territory Sponsored - Provisional


این ویزا برای یک دوره موقت چهار ساله صادر می شود. شرایط صدور این ویزا به شرح زیر است:

*
متقاضی باید دارای سابقه حرفه ای موفقی باشد.
*
مجموع ارزش خالص دارائی تجاری و شخصی، شخص متقاضی حداقل 250,000 دلار استرالیا باشد.
*
متقاضی باید توسط مجری منطقه ای یکی از ایالات یا نواحی استرالیا حمایت گردد.
*
متقاضی بایستی دارائی کافی برای اسکان در استرالیا داشته باشد که این مقدار توسط مجری منطقه ای حامی شما تعیین می شود.
*
تجارت اصلی متقاضی باید برگشت مالی سالیانه 300,000 دلار استرالیا داشته باشد که این مبلغ باید ظرف زمان دو سال از چهارسال مالی قبل از ارائه تقاضانامه تحقق یافته باشد.
*
متقاضی باید حداقل 50% زمان کاری خود را در سمت مدیریت بوده باشد که این زمان باید در مدت دو سال از چهار سال مالی قبل از ارائه تقاضانامه سپری شده باشد.
*
متقاضی بایستی قصد تاسیس تجارت یا شراکت در مدیریت فعال یک تجارت در استرالیا را داشته و صاحب بخش قابل توجهی از این تجارت باشد.
*
متقاضی باید زیر 55 سال سن داشته باشد.

مالک تجاری - مستقل - اقامت          Business Owner Residence

شرایط صدور این ویزا به شرح زیر است:

*
متقاضی باید حداقل دو سال صاحب سهم در تجارت اصلی خود باشد.
*
ارزش خالص دارائی تجاری شخص متقاضی ظرف دوازده ماه حداقل 100,000 دلار استرالیا باشد.
*
مجموع ارزش خالص دارائی تجاری و شخصی، شخص متقاضی حداقل 250,000 دلار استرالیا باشد.
*
تجارت اصلی متقاضی باید برگشت مالی سالیانه 300,000 دلار استرالیا داشته باشد که این مبلغ باید ظرف مدت دوازده ماه تحقق یافته باشد.
*
متقاضی باید حداقل دو کارمند تمام وقت استخدام کرده باشد.

مالک تجاری - حمایت ایالتی یا منطقه ای - اقامت

  Business Owner - State/Territory Sponsored Residence

شرایط صدور این ویزا به شرح زیر است:

*
متقاضی باید حداقل دو سال صاحب سهم در تجارت اصلی خود باشد.
*
متقاضی باید حداقل دو شرط از سه شرط زیر را برآورده کند. در غیر اینصورت مجری ایالتی مربوطه حمایت خود را لغو می کند.
o
مجموع ارزش خالص دارائی تجاری، شخص متقاضی ظرف دوازده ماه حداقل
750,000 دلار استرالیا باشد.
o
مجموع ارزش خالص دارائی تجاری و شخصی، شخص متقاضی حداقل
250,000 دلار استرالیا باشد.
o
متقاضی باید حداقل یک کارمند تمام وقت استخدام کرده باشد.
*
تجارت اصلی متقاضی باید برگشت مالی سالیانه 200,000 دلار استرالیا داشته باشد که این مبلغ باید ظرف زمان دوازده ماه تحقق یافته باشد.
*
متقاضی باید دو سال بعد از ویزای موقت برای اقامت اقدام کرده و حداقل یکسال را در استرالیا سپری کرده باشد.
*
مجری ایالتی مربوطه متقاضی را حمایت کند.


مدیر ارشد اجرایی - ویزای موقت  Senior Executive Provisional


شرایط صدور این ویزا به شرح زیر است:

*
متقاضی باید دارای سابقه حرفه ای موفقی باشد.
*
متقاضی بطور قانونی درآمد کسب کرده و طی دو سال بتواند 500,000 دلار استرالیا به استرالیا انتقال دهد.
*
متقاضی بایستی دارائی کافی برای اسکان در استرالیا داشته باشد.
*
متقاضی باید حداقل به اندازه دو سال از چهار سال قبل از ارائه تقاضانامه در شرکتی مشغول بکار بوده باشد که برگشت مالی سالیانه آن حداقل 50,000,000 دلار استرالیا بوده و سمت او یکی از سه سمت بالای مدیریتی باشد و قابلیت عهده دار شدن مسئولیت در توسعه سیاستهای استراتژیک شرکت را دارا باشد.
*
متقاضی متعهد به تاسیس تجارت یا شراکت در تجارتی متناسب در استرالیا باشد و صاحب بخش قابل توجهی از این تجارت باشد.
*
متقاضی باید زیر 45 سال سن داشته باشد.
*
متقاضی باید تسلط نسبی بر زبان انگلیسی داشته باشد.

مدیر ارشد اجرایی - حمایت ایالتی یا منطقه ای - ویزای موقت

Senior Executive - State/Territory Sponsored Provisional

شرایط صدور این ویزا به شرح زیر است:

*
متقاضی باید دارای سابقه حرفه ای موفقی باشد.
*
متقاضی بطور قانونی درآمد کسب کرده و طی دو سال بتواند 250,000 دلار استرالیا به استرالیا انتقال دهد.
*
متقاضی بایستی دارائی کافی برای اسکان در استرالیا داشته باشد که این مقدار توسط مجری منطقه ای حمایت کننده شما تعیین می شود.
*
متقاضی باید حداقل به اندازه دو سال از چهار سال قبل از ارائه تقاضانامه در شرکتی مشغول بکار بوده باشد که برگشت مالی سالیانه آن حداقل 10,000,000 دلار استرالیا بوده و سمت او یکی ازسه سمت بالای مدیریتی باشد و قابلیت عهده دار شدن مسئولیت در توسعه سیاستهای استراتژیک شرکت را دارا باشد.
*
متقاضی بایستی قصد تاسیس تجارت یا شراکت در مدیریت فعال یک تجارت در استرالیا را داشته و صاحب بخش قابل توجهی از این تجارت باشد.
*
متقاضی باید زیر 45 سال سن داشته باشد مگر اینکه فرمانداری ایالت مربوطه تایید کند که تجارت شخص متقاضی منافع استثنائی برای کشور استرالیا دارد.
*
متقاضی باید تسلط نسبی بر زبان انگلیسی داشته باشد.

سرمایه گذار - ویزای موقت  Investor Provisional

این ویزا برای یک دوره موقت چهارساله صادر می شود و قابل تبدیل به اقامت دائم می باشد. شرایط صدور این ویزا به شرح زیر است:

*
متقاضی باید ثابت کند که سابقه تجاری موفقی در زمینه راه اندازی فعالیتهای تجاری یا سرمایه گذاریهای تجاری داشته است.
*
مجموع ارزش خالص دارائی تجاری و شخصی، شخص متقاضی که به صورت قانونی به دست آمده حداقل 2,250,000 دلار استرالیا باشد و ظرف مدت دو سال به استرالیا انتقال یابد.
*
متقاضی بایستی دارائی کافی برای اسکان در استرالیا داشته باشد.
*
حداقل یکسال از پنج سال مالی قبل از ارائه تقاضانامه، متقاضی مدیریت مستقیم در راه اندازی یک فعالیت تجاری داشته و صاحب حداقل 10% سهام آن باشد یا اینکه سرمایه گذاری به ارزش حداقل 1,500,000 دلار استرالیا را مدیریت کرده باشد.
*
متقاضی حداقل سه سال مدیریت مستقیم بر راه اندازی یک یا چند فعالیت تجاری یا سرمایه گذاریهای تجاری داشته و همچنین اثبات کند که دارای مهارت یک مدیر تراز بالا در زمینه فعالیتهای تجاری و سرمایه گذاریهای تجاری می باشد.
*
متقاضی متعهد به داشتن یک تجارت یا سرمایه گذاری فعال در استرالیا می باشد.
*
متقاضی باید زیر 45 سال سن داشته باشد.
*
متقاضی باید تسلط نسبی بر زبان انگلیسی داشته باشد.

سرمایه گذار - حمایت ایالتی یا منطقه ای - ویزای موقت 

Investor State/Territory Sponsored Provisional

این ویزا برای یک دوره موقت چهارساله صادر می شود و قابل تبدیل به اقامت دائم می باشد. شرایط صدور این ویزا به شرح زیر است:

*
متقاضی باید ثابت کند که سابقه تجاری موفقی در زمینه راه اندازی فعالیتهای تجاری یا سرمایه گذاریهای تجاری داشته است.
*
مجموع ارزش خالص دارائی تجاری و شخصی، شخص متقاضی که به صورت قانونی به دست آمده حداقل 1,250,000 دلار استرالیا باشد و ظرف مدت دو سال به استرالیا انتقال یابد.
*
متقاضی بایستی دارائی کافی برای اسکان در استرالیا داشته باشد که این مقدار توسط مجری منطقه ای حمایت کننده شما تعیین می شود.
*
حداقل یکسال از پنج سال مالی قبل از ارائه تقاضانامه، متقاضی مدیریت مستقیم در راه اندازی یک فعالیت تجاری داشته و صاحب حداقل 10% سهام آن باشد یا اینکه سرمایه گذاری به ارزش حداقل 750,000 دلار استرالیا را مدیریت کرده باشد.
*
متقاضی حداقل سه سال مدیریت مستقیم بر راه اندازی یک یا چند فعالیت تجاری یا سرمایه گذاریهای تجاری داشته و همچنین اثبات کند که دارای مهارت یک مدیر تراز بالا در زمینه فعالیتهای تجاری و سرمایه گذاریهای تجاری می باشد.
*
مجری ایالتی مربوطه متقاضی را حمایت کند.
*
متقاضی متعهد به داشتن یک تجارت یا سرمایه گذاری فعال در استرالیا می باشد.
*
متقاضی باید زیر 55 سال سن داشته باشد مگر اینکه فرمانداری ایالت مربوطه تایید کند که تجارت شخص متقاضی منافع استثنائی برای کشور استرالیا دارد.
*
متقاضی باید تسلط نسبی بر زبان انگلیسی داشته باشد.

سرمایه گذار - اقامت  Investor Residence

این ویزا اجازه اقامت دائم به متقاضی می دهد.

*
متقاضی باید دو سال از چهارسال مدت ویزای موقت خود را قبل از درخواست اقامت طی کرده باشد.
*
متقاضی متعهد به ادامه فعالیتهای تجاری و سرمایه گذاری در استرالیا است.
*
متقاضی باید در یک دوره پیوسته حداقل چهارساله مبلغ مشخصی را سرمایه گذاری کرده باشد.

سرمایه گذار - حمایت ایالتی یا منطقه ای - اقامت 

Investor - State/Territory Sponsored Residence

این ویزا اجازه اقامت دائم به متقاضی می دهد.

*
متقاضی باید دو سال از چهار سال مدت ویزای موقت خود را قبل از درخواست اقامت در ایالت مربوطه طی کرده باشد.
*
متقاضی متعهد به ادامه فعالیتهای تجاری و سرمایه گذاری در استرالیا باشد.
*
متقاضی باید در یک دوره پیوسته حداقل چهارساله مبلغ مشخصی را سرمایه گذاری کرده باشد.
*
مجری ایالتی مربوطه متقاضی را حمایت کند.


مستعد تجارت - مهاجر  Business Talent Migrant


این ویزا اجازه اقامت دائم به متقاضی می دهد.

*
متقاضی باید دارای سابقه حرفه ای موفقی باشد.
*
ارزش خالص دارائی تجاری شخص متقاضی حداقل 400,000 دلار استرالیا باشد.
*

مجموع ارزش خالص دارائی تجاری و شخصی، شخص متقاضی که به صورت قانونی به دست آمده حداقل 1,500,000 دلار استرالیا باشد و ظرف مدت دو سال به استرالیا انتقال یابد.
*
تجارت اصلی متقاضی باید برگشت مالی سالیانه 3,000,000 دلار استرالیا داشته باشد که این مبلغ باید ظرف زمان دو سال از چهارسال مالی قبل از ارائه تقاضانامه تحقق یافته باشد.
*
متقاضی بایستی قصد تاسیس تجارت یا شراکت در مدیریت فعال یک تجارت در استرالیا را داشته و صاحب بخش قابل توجهی از این تجارت باشد.
*
متقاضی باید زیر 55 سال سن داشته باشد.

نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |

مهاجرت از طریق ویزای 175 شنبه بیست و نهم دی 1386 17:52
Skilled - Independent Migrant visa - subclass 175

ویزای 175 ( مهاجرت از طریق مهارتهای عمومی )

 

در صورت دارا بودن تخصص و مهارتهای شغلی مورد نیاز در کشور استرالیا و همچنین برخورداری از مهارت زبان انگلیسی، قادر خواهید بود از طریق این نوع ویزا درخواست اقامت موقت نمائید.

این نوع ویزا نیازی به ضمانت نداشته و فرد متقاضی می بایست امتیازات مورد نیاز در آزمون احراز صلاحیت را کسب نماید.

 

این ویزا شامل حال چه کسانی می شود؟

1- افراد زیر 45 سال

2- افرادی که بر طبق استانداردهای کاری استرالیا و طبق فهرست مشاغل مورد نیاز کشور استرالیا (SOL) از مهارت و تخصص لازم برخوردار باشند.

این فهرست شامل تمامی مشاغلی است که نیاز به مهارت تخصصی دارند و هریک از این مشاغل دارای امتیاز خاص خود می باشند. 

اداره مهاجرت استرالیا سالیانه لیست مشاغل  مورد نیاز خود را منتشر میکند. اگر شغل شما در لیست موجود نمیباشید، بدین معنی است که این نوع ویزا متناسب با کار شما نیست.

در صورتی که شغل مرتبط شما در لیست موجود است، میتوانید مدارکی را جهت ارزیابی ارسال کنید. مرکز ارزیابی هر شغلی با بقیه مشاغل ممکن است متفاوت بوده و ارتباطی به اداره مهاجرت ندارد.

اگر اداره مهاجرت 2 سال سابقه کار را از شما تقاضا کند و مرکز ارزیابی شغل شما 6 سال بخواد، در اینصورت نمی توانید شرایط را احراز کنید. نکته مهم برای اداره مهاجرت این است که شما باید 12 ماه از 18 ماه گذشته را در شغل مرتبط مشغول به کار بوده باشید.

3-  از نظر سلامتی و سوء پیشینه نباید مشکل خاصی داشته باشید

 

هزینه این نوع ویزا:

اگر خارج از استرالیا درخواست ویزا نمائید، هزینه های دریافتی بر مبنای پول رایج کشوری است که در آن اقدام می نمائید. این هزینه ها ثابت نبوده و ممکن است در اول جولای هر سال تغییر یابد. نخستین بخش هزینه، هنگام درخواست ویزا دریافت می شود و دومین بخش آن نیز به ازای وابستگان بالای 18 سال که شامل ویزای شما میشوند می باشد که در هنگام پذیرش ویزا اخذ می شود.

نوع پرداخت

هزینه

قسط اول

$2060

قسط دوم

$2860

وابستگان شامل موارد زیر می باشد:

- همسر متقاضی

- یکی از شرکای وابسته

- یکی از فرزندان

- یکی از خویشاوندان وابسته متقاضی یا همسر

 

قابلیتها و مزایای این نوع ویزا:

با کسب این ویزا متقاضی قادر خواهد بود:

- به صورت موقت در کشور استرالیا اقامت داشته باشد ( PR )

مزایای اقامت موقت یا PR:

- امکان زندگی و کار در استرالیا بر اساس یک دوره مشخص

- تحصیل در مدارس یا دانشگهاهای استرالیا

- دریافت تسهیلات خدمات درمانی از جانب مدیکر و طرح مستمری داروئی ( PBS )

- دریافت کمک هزینه تامین اجتماعی ( در صورت گذراندن مدت زمان تعیین شده )

- امکان درخواست اقامت دائم ( در صورت واجد شرایط بودن )

- امکان ضمانت افرادی که متقاضی اقامت موقت می باشند

 

شخصی که دارای اقامت موقت استرالیا باشد مجاز خواهد بود برای مدت نامحدودی در کشور اقامت داشته باشد. همچنین وی قادر خواهد بود از زمان صدور ویزا به مدت 5 سال به دفعات از کشور استرالیا خارج و یا وارد شود.

چنانچه فرد در داخل کشور اقامت داشته باشد، پایان مهلت ویزای وی تاثیری در وضعیت اقامت دائم وی نخواهد داشت. با این حال چنانچه فرد پس از اتمام مهلت ویزا وارد کشور استرالیا شده و یا از آن خارج شود میبایست درخواست ویزای مراجعت یا PRV نماید.

احراز شرایط در مورد این نوع ویزا بستگی به مدت زمان اقامت موقت فرد در استرالیا خواهد داشت 

 

آزمون احراز صلاحیت: Points Test

 

نوع ویزا

Pass mark

امتیاز مورد قبول

 

Pool mark

امتیاز ذخیره

 

Skilled – Independent (Migrant) visa (subclass 175)

120

100

Skilled – Sponsored (Migrant) visa (subclass 176)

100

80

Skilled – Regional Sponsored (Provisional) visa (subclass 475)

100

100

Skilled – Independent (Residence) visa (subclass 885)

120

120

Skilled – Sponsored (Residence) visa (subclass 886)

100

100

Skilled – Regional Sponsored (Provisional) visa (subclass 487)

100

100

 

  جهت استخدام در یک شغل تمام وقت متقاضی می بایست امتیازات لازم را در این آزمون کسب نماید

امتیاز لازم برای دریافت این نوع ویزا 120 می باشد. چنانچه امتیاز متقاضی بین 100 و 120 باشد، درخواست وی در لیست ذخیره  ( The Pool ) قرار خواهد گرفت و تا مدت  دو سال در این لیست باقی خواهد ماند.

چنانچه طی این مدت تغییری در قوانین مهاجرتی ایجاد شود و امتیاز پائین تری مبنای پذیرش ویزا قرار گیرد، درخواست متقاضی مجددا مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

اگر متقاضی کمتر از 100 امتیاز احراز کند، درخواست وی پذیرفته نخواهد شد اما در صورت کسب امتیاز 100 قادر خواهد بود برای ویزای 176 و 475 اقدام نماید. 

 

 سن

 امتیاز

   18 الی 29  سال

  30 امتیاز

  30 الی 34 سال

    25 امتیاز

  35 الی 39 سال

 20 امتیاز

40 الی 44 سال

 15 امتیاز


 

منبع: www.immi.gov.au 

نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |

 

سازمان ملل متحد، ۱۸ دسامبر را روز جهاني مهاجرين نام گذاري كرده است، دليل اين نامگذاري اهميت پديده مهاجرت و لزوم به رسميت شناخته شدن حقوق مهاجران عنوان شده است. به مناسبت اين روز، نظرات چند تن از مهاجران ايراني را كه در كشورهاي مختلف زندگي مي كنند درباره مهاجرتشان به آن كشورها جويا شديم. شما هم نظرات خود را بگوييد.

كامران: مردم جور ديگري به تو نگاه مي كنند

كامران در سال ۱۹۹۷ از ايران مهاجرت كرده و در حال حاضر در شهر "نشويل" در ايالت تنسي آمريكا زندگي مي كند.

كامران معتقد است كه انسان پس از مهاجرت، انتخاب هاي بسياري در زندگي در پيش رو دارد و مهاجرت سبب مي شود كه "انسان آزاد باشد و بتواند آزادي بيان داشته باشد."
كامران معتقد است كه عدم تسلط به زبان انگليسي، عدم دستيابي به شغل دلخواه و مشكلات والدين با فرزندان از جمله مسائل ايرانيان در آمريكاست.

كامران درباره زيان هاي مهاجرت مي گويد: "مهم نيست كه از لحاظ زماني چند سال در آمريكا يا كانادا زندگي كرده باشي، مردم همچنان به تو جور ديگري نگاه مي كنند و حضور تو را ناديده مي گيرند و سعي مي كنند از تو بهره برداري كنند."

كامران براي بازگشت به ايران برنامه ريزي نكرده و از زندگي كردن در آمريكا احساس شادماني مي كند و دليل آن را چنين بيان مي دارد: "من بالاخره توانستم به شغل دلخواهم دست يابم و در حال حاضر آنطوري كه دوست دارم زندگي مي كنم."

آنجلا: هر چقدر به اينجا عادت كنيم، خلاء دروني مان پر نمي شود

آنجلا در سال ۲۰۰۰ به آمريكا مهاجرت كرده و در حال حاضر در شهر "اشبورن" در ايالت ويرجينيا زندگي مي كند.

آنجلا: زندگي در غرب در كار خلاصه مي شود و اين متاسفانه با روحيه ايراني سازگار نيست.

آنجلا كه متخصص مديريت اطلاعات است در خصوص مشكلات ايرانيان مهاجر در آمريكا مي گويد: "به نظر من اولين مشكل، تفاوت هاي فرهنگي است. شايد حدود ۹۰ درصد از مهاجران دچار افسردگي مي شوند، چون زندگي در غرب با آن چيزي كه مهاجرين از قبل تصور مي كردند متفاوت است. زندگي در غرب از سرعت زيادي برخوردار است و همه چيز خيلي زود مي گذرد."

او معتقد است كه آزادي بيان و عقيده و برخورداري از حقوق اجتماعي از مزاياي مهاجرت به شمار مي رود.

آنجلا درباره معايب مهاجرت چنين مي گويد: "همه چيزدر اينجا مادي است و معنويت وجود ندارد، آدمها زندگي مي كنند كه كار كنند نه مثل ما ايراني ها كار كنند كه زندگي كنند. زندگي در غرب در كار خلاصه مي شود و اين متاسفانه با روحيه ايراني سازگار نيست. در اينجا انسان بي ريشه است، گم شده است و هويتش معلوم نيست."

آنجلا دوست دارد به ايران برگردد و در اين باره مي گويد: "هر كجاي دنيا كه باشيم ايراني هستيم و هر چقدر كه به محيط عادت كنيم باز آن خلا دروني ما پر نمي شود...."

آنجلا از زندگي در آمريكا هم خوشحال است و هم خوشحال نيست و در اين باره مي گويد: "من از موقعيتي كه دارم راضيم و ممنون شانسي هستم كه به من داده شده است اما شيوه زندگي در اينجا را نمي پسندم. اما از آنجا كه آدمي به همه چيز عادت مي كند ما هم عادت كرديم كه با وضع موجود، خودمان را شاد نگه داريم. زندگي كوتاه است و بايد از آن لذت برد."

محسن: دوست دارم به ايران برگردم، به خاطر تعلقاتم

محسن در سال ۲۰۰۲ از ايران مهاجرت كرده و در حال حاضر مدير فروش يك شركت بازرگاني در كشور مالزي است.

او از مشكلات مهاجرين ايراني در شرق آسيا زياد مطلع نيست و مي گويد: "چون تعداد ايرانيان در مالزي زياد نيست، من اطلاعات زيادي در اين باره ندارم... مالزيايي ها با خارجي ها رفتاري دوستانه دارند."

 به نظر محسن، مهاجرت سبب افزايش اعتماد به نفس و خلاقيت در انسان ها مي شود. و در خصوص معايب مهاجرت چنين مي گويد: "چنانچه فرد از فرهنگ خود دور بماند و اگر شخصي زياد به خانواده اش وابسته باشد ممكن است دچار افسردگي شود."
 

به نظر محسن، مهاجرت سبب افزايش اعتماد به نفس و خلاقيت در انسان ها مي شود. او در خصوص معايب مهاجرت چنين مي گويد: "چنانچه فرد از فرهنگ خود دور بماند و اگر شخصي زياد به خانواده اش وابسته باشد ممكن است دچار افسردگي شود."

محسن معتقد است كه فرهنگ و سنت هاي كشورهايي همچون مالزي يا كشورهاي آسياي جنوب شرقي چون با فرهنگ و سنت هاي ايران متفاوت است ممكن است انسانها را دچار شوك فرهنگي كند و در اين باره مي گويد: "اگرچه براي من چنين اتفاقي نيفتاده، اما بسياري وجود دارند كه نتوانسته اند با اين فرهنگ ارتباط برقرار نمايند."

محسن تمايل دارد در ايران زندگي كند و در اين باره مي گويد: "من دوست دارم به ايران برگردم اما نه بخاطر حس ملي گرايي، بلكه به خاطر اينكه من تعلقات زيادي همچون زبان فارسي، دوستان و خانواده در آنجا دارم."

به نظر محسن، وقتي انسانها از كشور خود مدت زيادي دور باشند ، ياد مي گيرند كه متعلق به بخشي از دنيا باشند تا اينكه فقط متعلق به كشور خودشان باشند.

محسن از زندگي در مالزي راضي است و احساس شادماني مي كند و دليلش را اينگونه بيان مي دارد:" طبيعت در اينجا زيباست . همچنين انسانها در اينجا در كمال صلح با هم زندگي مي كنند و نسبت به خارجي ها بسيار مؤدب هستند. هزينه هاي زندگي در مالزي منطقي است و زندگي حقيقي در جريان است و مهمتر از همه انسانها محتاطانه رانندگي مي كنند."

مهدي: اگر كانادا را دوست نداشتم به ايران برمي گشتم

مهدي در سال ۱۳۸۱ به كانادا مهاجرت كرده و در حال حاضر درشهر تورنتو زندگي مي كند.

مهدي كه دبير دبيرستان است معتقد است كه يكسري از مشكلات همچون مشكل آب و هوا، زمستانهاي سرد و طولاني و بادهاي شديد در ماههاي اوليه اقامت براي تمامي مهاجرين به طور يكسان وجود دارد. او در خصوص يافتن كار مي گويد: "مشكل كار پيدا كردن و به خصوص انجام كار تخصصي مرتبط با رشته تحصيلي و سابقه كاري براي خيلي ها و نه فقط ايراني ها در كانادا آسان نيست."

به نظر مهدي، تفاوت هاي فرهنگي در كانادا براي برخي از ايرانيان بيشتر از ديگران نمود پيدا مي كند و نقش زن و شوهر در اداره زندگي، تربيت فرزندان، تقسيم كار، نحوه زندگي، نحوه لباس پوشيدن، تفريح و فرهنگ مدرسه ازجمله اين موارد است.

مهدي اعتقاد دارد كه مزاياي مهاجرت براي هر فرد مهاجر متفاوت است و در اين باره مي گويد: "برخي افراد آزادي هاي بيشتر و اختيارات گسترده تر در زندگي را ذكر مي كنند و بعضي ها نيز مهاجرت را مسبب باز شدن افق هاي جديدي در زندگي مي دانند يعني انسانها به گونه اي ديگر مي بينند، به گونه ديگر مي شنوند و به گونه ديگر زندگي مي كنند. براي برخي نيز مهاجرت به مثابه يك كلاس درس مادام العمر است."

به نظر مهدي، مهاجرت اگر حساب شده و با فكر و برنامه ريزي انجام شود مي تواند دنياي جديدي را براي فرد بسازد. و شخص مهاجر با به دست آوردن انتخاب هاي بيشتر و امكان آزمايش و تجربه بيشتر، شانس بهتري براي رسيدن به خواسته هاي فردي خود پيدا مي كند.

مهدي مي گويد: "مهاجرت هم مثل بسياري از قدم هاي بزرگ زندگي همچون ازدواج، كار و تحصيل اگر حساب شده باشد خيلي مثبت خواهد بود."

"شايد بزرگترين نكته منفي مهاجرت، دور شدن و يا حتي گاهي كنده شدن از سرمايه هاي اجتماعي است. فردي كه در يك شهري متولد شده و ۳۰ يا ۴۰ سال در آنجا كار و زندگي كرده از جهات بسياري با افراد مختلف مناسبت هاي بي شماري دارد كه در حكم سرمايه او محسوب مي شوند . با مهاجرت يك بخش آن چشمه خشك مي شود و مهاجر در سالهاي اول ورودش مجبور است براي ايجاد آن سرمايه اجتماعي تلاش كند كه گاهي ممكن است نتواند اين كار را انجام دهد."

مهدي از زندگي خود در كانادا راضي است و از اينكه به كانادا مهاجرت كرده احساس پشيماني نمي كند و مي گويد: "اگر پس از پنج و نيم سال، زندگي در كانادا را دوست نداشتم قطعاً به ايران بر مي گشتم."

گيلدا: مي خواهم با دستي پر از تجربه به ايران برگردم

گيلدا سال ۱۳۸۵ از ايران به آمريكا مهاجرت كرده و در حال حاضر در شهر "رستون" در ايالت ويرجينيا زندگي مي كند.

گيلدا كه كارمند است اعتقاد دارد يادگيري زبان از مهمترين مشكلات مهاجرين ايراني در آمريكاست و همچنين بايد به "افسردگي كه محصول غربت و سرگرداني است" اشاره كرد.

 بچه ها خيلي سريع وارد محيط اجتماع مي شوند و زبان ياد مي گيرند و دوستان جديد پيدا مي كنند، اما والدينشان كه مشغول كار هستند، فرصت تحصيل ندارند و از بچه هايشان كم كم دور مي شوند
 
گيلدا

به نظر گيلدا، مهاجرت براي ايرانياني كه سن كمي دارند خوب است چون به سرعت مي توانند خودشان را با محيط تطبيق دهند.

گيلدا معتقد است كه موقعيت هاي زيادي براي پيشرفت ايرانيان و به ويژه خانم ها در آمريكا وجود دارد و در مقايسه، در ايران مجال كمتري براي رشد وجود دارد كه اين موضوع را مي توان از مزاياي مهاجرت بر شمرد.

به نظر گيلدا، يكي از معايب مهاجرت شكاف نسل هاست و در اين خصوص مي گويد: "بچه ها خيلي سريع وارد محيط اجتماع مي شوند و و زبان ياد مي گيرند و دوستان جديد پيدا مي كنند، اما والدينشان كه مشغول كار هستند، فرصت تحصيل ندارند و از بچه هايشان كم كم دور مي شوند و اين جدايي باعث مي شود كه ديگر حرف يكديگر را نفهمند."

گيلدا اعتقاد دارد كه گاهي تعصبات و زمينه فرهنگي والدين، سبب حصول طغيان و از هم پاشيدگي خانواده مي شود و معتقد است: "استقلال مادي خانم ها و آزادي موجود در در كشورهاي غربي سبب مي شود كه زن و شوهرها راحت تر به جدايي و طلاق فكر كنند. اگر در ايران زن و شوهرها مجبور بودند كه به خاطر حرف مردم و يا نداشتن استفلال مالي به زندگي ادامه بدهند، در غرب اين مسائل وجود ندارد و طلاق آمار بيشتري دارد."

گيلدا گاهي از اينكه مهاجرت كرده پشيمان است، اما اميدوار است كه بتواند به هدفي كه بخاطرش از ايران به آمريكا مهاجرت كرده برسد. گيلدا دوست دارد زماني به ايران برگردد كه "دستي پر" از تجربه داشته باشد و بتواند ايران را با آموخته هايش از نو بسازد.

 

نوشته شده توسط رامین  | لینک ثابت |