تبليغاتX
مهاجرت و بررسی راهها و عوامل مهاجرت

مهاجرت و بررسی راهها و عوامل مهاجرت

مجموعه قوانین و اطلاعات لازم برای مهاجرین

۱- Fifth Avenue New York City, N.Y
هزینه زندگی در یک سال: $ ۱۸۵۰  

۲- Causeway Bay Hong Kong, China
هزینه زندگی در یک سال: $ ۱۷۸۴

۳- Madison Avenue New York City
هزینه زندگی در یک سال: $ ۱۲۰۰

۴- Avenue des Champs-Elysees Paris, France
هزینه زندگی در یک سال: $ ۱۱۳۴

۵- Via Montenapoleone Milan, Italy
هزینه زندگی در یک سال: $ ۹۸۳

۶- Via Condotti Rome, Italy
هزینه زندگی در یک سال: $ ۹۰۹

۷- . East 57th Street New York City, N.Y.
هزینه زندگی در یک سال: $ ۹۰۰

۸- Grafton Street Dublin, Ireland

هزینه زندگی در یک سال: $ ۶۶۸

۹- New Bond Street London, U.K

10-Ginza Tokyo, Japan
هزینه زندگی در یک سال: $ ۷۹۴

*هزینه ها بر اساس نیاز های روز مره مانند پوشک و خوراک است

نقل از وبسایت واسونک 

نوشته شده در Sun 3 May 2009ساعت 6:47 PM توسط کلوپ مهاجران| |

 

 

درحالیکه يافتن محيطی امن برای زندگی، يافتن كسب و كار مناسب و شرايط رفاهی بهتر، ادامه تحصيل و كسب مهارتهای تخصصی و ... از جمله اهداف كلان مهاجرت درجهان بشمارمیرود کارشناسان این پدیده ازعامل اقتصادی بعنوان مهمترین علت مهاجرت یاد میکنند.

 
به گزارش البرز این کارشناسان براین باورند که مهاجرین به کشورهای دیگر عمدتا بدنبال فراهم کردن فرصتی بهتر برای داشتن ثروت هستند.

اما جالب است که این نظریه درمورد ایرانیان خارج ازکشور مصداق چندانی پیدا نمیکند.

یک گزارش رسمی دراین خصوص میآورد: بیشتر ایرانیان خارج ازکشور علیرغم سایر ملیت های مهاجر  به جای جستجو برای فرصت های اقتصادی بهتر، به دلایل مختلف مهاجرت میکنند.

 

بطورمثال این دلایل باعث شده است که انگیزه ایرانیان آمریکا برای کسب مدارج علمی و جایگاه های برتر اجتماعی و یا حتی اقتصادی در این کشور بیشتر از سایر قومیت ها و ملیت های حاضر در آمریکا باشد.

 

نقش مهاجرین درفعالیتهای سیاسی کشورهای اصلی ومیزبان یکی ازمسایلی است که مورد توجه بسیاری ازکارشناسان علوم اجتماعی وسیاسی قرارمیگیرد،ازهمین رو وبا نزدیک شدن ایام انتخابات ریاست جمهوری که مهمترین صحنه حضور ایرانیان مقیم خارج ازکشور ومشارکت ایشان درفعالیتهای کشوربحساب میآید البرز  کاندیدای اول این جمعیت را مورد بررسی وارزیابی قرارمیدهد.

 

براساس آمارهای کنونی جمعیت ایرانی خارج ازکشور بین 4تا5میلیون نفر است که ترکیب سنی این جمعیت که عمدتا درسنین بالا هستندانتخابات را مهمترین میدان اعلام حضور برای این جمعیت میتوان بشمار آورد.

بانگاهی به جمعیت تاثیرگذار موجود درخارج ازکشور میتوان به این نکته دست پیدا کردکه حدود 1تا3درصد جمعیت مقیم درخارج ازایران حضوری باعناد رادنبال میکنند یعنی نه تنها هرگز مشارکتی دربرگزاری انتخابات نخواهند داشت بلکه تلاش زیادی نیزبرای جلوگیری ازحضور مردم دراین عرصه ازخود نشان داده وخواهند داد .

این جمعیت که عددی برابر با 120تا 150هزار نفر را تشکیل میدهند دربرابر جمعیت 4میلیون 500هزارنفری چندان دیده نمیشوند.

ازسوی دیگر بخش یا سهم قابل توجهی از ایرانیان خارج از كشور كسانی هستند که در مواقع گوناگون در معرض داوری و موضع گیری و تصمیم گیری می باشند و نوع عملكرد نظام سیاسی و نیروهای اپوزیسیون در این رفتارها بسیار موثر است . به عبارت دیگر در حوزه های سیاسی فرصت و تهدید 2 روی سكه رفتار ایرانیان است. اگر از فرصت ها استفاده نشود چیزی به نام وضعیت خنثی وجود ندارد و تهدید خود را نشان می دهد.

مهمترین مساله و نكته پیرامون ظرفیت سیاسی ایرانیان خارج از كشور این است كه جمهوری اسلامی از لابی ایرانیان خارج از كشور برای تامین منافع ملی استفاده نكرده و نمی كند و چندان این مساله دردستگاه نرم افزاری دیپلماسی نظام مد نظر قرار نگرفته است. در حالی كه باتوجه به موقعیت بالا و متنفذ ایرانیان در یك افق خوش بینانه و در عین حال تحقق یافتنی می توان وضعیتی را متصور بود كه ایرانیان مهاجر بطور غیررسمی پیش قراول دفاع از منافع ملی در فراسوی مرزها باشند.

ازهمین رو با افزایش آمد وشد این جمعیت چشمگیربین دوکشور مادر ومیزبان که عوامل زیادی را مطالبه میکندمیتوان ظرفیت مشارکت تاثیرگذار این افراد رابیش از پیش افزایش داد.

بطور مثال استفاده ازموقعیت بوجود آمده دربازار جهانی وکاهش سرمایگذاری درکشورهای استفاده کننده ازمدلهای غربی اقتصادکه عمدتا ازدلارآمریکا برای مبادلاتشان بهره میگیرندوسوق دادن آنها به حضور درایران تیردونشانی است که جمهوری اسلامی میتواند ازآن برای مقاصد مختلف درعرصه سیاسی ،اقتصادی ودیپلماتیک بهره ببرد.

حضور بیش ازنیمی ازایرانیان در6کشور آمریکا، کانادا ، امارات، فرانسه، انگلیس ، آلمان کار را برای هرگونه مطالعه ومشارکت سهل میکندبطوریکه درنظرسنجی سال 2000 آمریکا تنها 10درصد ایرانیان مقیم این کشور ازعلاقه خود برای مشارکت درانتخابات کشورمیزبان اعلام کرده انداگرچه این مطلب برای حضوری جدی درعرصه دیپلماتیک چندان جالب به نظرنمیرسد ولی حاوی نکات مهمی درخود است.

 بافت جمعیتی کنونی درخارج ازکشور ،هموطنانمان را شامل سه گروه میکندکه عبارتند از:

1- فرد یا افرادی كه به اصطلاح دو زیست هستند یعنی به هر دلیلی تابعیت كشور دیگری غیر از ایران را اخذ كرده و حتی گاهی بدون اخذ تابعیت مدتی از سال را در ایران و مدتی دیگر را در خارج از ایران زندگی می كنند و با جامعه خارجی در سرزمین مقصد حشر و نشر دارند.
2- دانشجویان و استادان ایرانی كه برای دوره مشخص در قالب بورس یا ...  به خارج از ایران مهاجرت كرده اند و پس از طی دوره مشخص به ایران بازخواهند گشت . بدیهی است دانشجویان و استادانی كه قصد بازگشت ندارند در دسته اول جای می گیرند.
3- كارمندان و كاركنان دولت جمهوری اسلامی كه برای انجام وظایف و ماموریتهای اداری و دولتی در خارج از كشور بسر می برند.
ازهمین رو تعریف مشارکت دراین افراد نیز با جمعیتی که دهها سال است به هردلیلی ایران را ترک ودرکشور میزبان بصورت دائم زندگی میکنند متفاوت است.

ازهمین رو میتوان  به راحتی ازمیان کاندیداهای مطرح ریاست جمهوری 3نفر را بعنوان نمایندگان جمعیت خارج ازکشور معرفی کرد.

نسل سومی هایی که گذشته ایران را ندیده وجنگ را لمس نکرده اند حضور8ساله خاتمی را فرصتی برای ابراز وجود خود باهویت مادری درکشورمیزبان میدانند ولی این جمعیت بدلیل تغییرات جدید درنظام دیپلماتیک کشورمان طی سالهای گذشته وحتی پیشرفتهای علمی کشورمان دچار دوگانگی جدی درخود شده اند.

ازسوی دیگر عمده استفاده کنندگان اینترنت ایرانیان خارج ازکشور نیزهمین ترکیب جمعیتی را شامل میشودازهمین رو لمس زندگی بدون مشارکت درکشور میزبان وافزایش علاقه به کشورمادری موجب میشود تامشارکت در انتخابات آینده کشور ازمیان این جمعیت سربیرون آورد وجمعیت نسل اول  که برخی ازآنها درلیست معاندین نیزدیده میشوندعملا نخواهند توانست بر رای دونسل دوم وسوم تاثیرجدی بگذارد.

ازسوی دیگر حضور تاثیرگذار احمدی نژاد درمیدانهای مختلف خارجی بویژه سفرهای او دردوران 4ساله ریاست جمهوری اش نشان داده که اقبال ایرانیان به وی بعنوان یکی ازدوچهره اصلی درخارج ازکشور بیش ازهرفرد دیگری باشد.

ازسوی دیگر علیرغم بی تاثیربودن نظرسنجی ها درداخل کشور نظرسنجی ها درمیان این ترکیب جمعیتی به نوع تفکرایشان بسیارنزدیک وازابزارهای ارزیابی نسبتا دقیق بشمارمیرود.

هم اکنون 40تا50درصدبازدید سایتهای فارسی زبان را ایرانیان مقیم خارج ازکشور تشکیل میدهند که ترکیب سنی آنها بین 16تا 37سال میباشد.

این ترکیب سنی یعنی عمده کسانی که درانتخابات آینده ریاست جمهوری شرکت خواهند کرد.

براساس نظرسنجی های انجام شده تاکنون این جمعیت خاتمی را بعنوان گزینه اول خود برای ریاست جمهوری معرفی کرده اند.

ازمیان جمعیت شرکت کننده درنظرسنجی های مختلف عددی برابربا 55درصد به خاتمی اقبال نشان میدهند.

ازسوی دیگر محمود احمدی نژاد نیزبعنوان مرد شماره 2 این انتخاب است که میزان رای او با عددی برابر با حدود 30درصد بسیار چشمگیربنظرمیرسد.

اما میرحسین موسوی نیز باحدود 7درصد نفرسوم این نظرسنجی ها است .

این رقم مبین این مطلب است که نسل سوم ایرانیان مقیم خارج ازکشور هیچ شناختی ازمدیرت وی نداشته وآنان آنچه را که لمس کرده اند باور دارند.

افرادی مانند :قالیباف ،روحانی،کروبی و پورمحمدی نیزترکیب 13درصدی مابقی رای دهندگان را ازآن خود کرده اند .

 
نوشته شده در Wed 15 Apr 2009ساعت 1:17 PM توسط کلوپ مهاجران| |
كميته مسئول مختومه كردن پرونده حضور سازمان مجاهدين خلق(منافقين) در عراق همچنين از دولت استراليا خواست كه عناصري از اين گروهك را كه خواهان خروج از اين اردوگاه يا رفتن به استراليا هستند در خاك اين كشور پذيرا شود.

سفير استراليا در بغداد در نشستي با مشاور امنيت ملي عراق آمادگي اين كشور را براي پذيرش اقامت يا موافقت با درخواست پناهندگي هر يك از عناصر اين گروهك در خاك اين كشور اعلام كرد.

به گزارش فارس به نقل از پايگاه خبري ايلاف، "رابرت جي تايسون " سفير استراليا در عراق در نشستي با موفق الربيعي مشاور امنيت ملي عراق گفت: استراليا به كمك به عراق و پايان دادن مشكلات ساكنان اردوگاه اشرف واقع در شمال شرق بغداد، اهميت مي‌دهد.
بنابر اين گزارش، در اين نشست مشترك ، مسئله اعطاي تابعيت استراليايي به برخي از عناصر گروهك تروريستي منافقين و نيز امكان آزاد گذاشتن آنها براي بازگشت به ايران يا پناهندگي در استراليا مورد بحث و بررسي قرار گرفت.

كميته مسئول مختومه كردن پرونده حضور سازمان مجاهدين خلق(منافقين) در عراق همچنين از دولت استراليا خواست كه عناصري از اين گروهك را كه خواهان خروج از اين اردوگاه يا رفتن به استراليا هستند در خاك اين كشور پذيرا شود.

"رابرت جي تايسون " سفير استراليا در عراق در ادامه سخنان خود تاكيد كرد كه بعد از ديدار موفق‌الربيعي مشاور امنيت ملي عراق با سفراي ديگر كشورها در عراق كه در آن به تشريح وضعيت ساكنان اردوگاه اشرف كه بالغ به سه هزار و 500نفر هستند، پرداخته مسائل به خوبي پيش مي‌رود.

وي افزود: از دولت وي خواهد خواست تا با قبول پناهندگي يا تمديد پناهندگي عناصر اين اردوگاه كه براي رفتن به استراليا ابراز تمايل كرده‌اند، موافقت كند.

وي تصريح كرد، استراليا خواهان توسعه مناسبات دوجانبه با عراق و كمك به اين كشور براي پايان دادن مشكل ساكنان اردوگاه اشرف است.
نوشته شده در Wed 18 Feb 2009ساعت 7:51 PM توسط کلوپ مهاجران| |
گروه تخیل هنری فرهنگستان هنر، هم‌اندیشی "تخیل و مهاجرت" را دی‌ماه امسال برگزار می‌کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، دبیر علمی‌این همایش دکتر شیده احمدی است .

این هم‌اندیشی به پدیده مهاجرت و بازتابهای آن نزد مهاجران، به‌ویژه مهاجران هنرمند می‌پردازد.  مباحث این همایش در قالب دو محور عمده است.

محور اول هنر و مهاجرت که ارتباط انواع هنر و سبک‌های هنری با پدیده مهاجرت را به طور کلی مورد بررسی قرار می‌دهد. در این محور به مباحثی چون رابطه مهاجرت و تحولات هنر، مهاجرت و هنر پسااستعماری، هنرملی/هنر جهانی و مهاجرت، مهاجرت و جغرافیای انسانی، سبک هنری و مهاجرت و مهاجرت و هنر ایرانی پرداخته می‌شود.

محور دیگر به تخیل هنری و مهاجرت در حوزه نقد که از نقطه نظر‌های مختلف انتقادی به ویژگی‌های هنر مهاجر می‌پردازد اختصاص دارد. عمده مباحث محور دوم عبارت اند از: نقد فرهنگی و مهاجرت،‌بینامتنیت و ترامتنیت و مهاجرت، ژئوکرتیک و مهاجرت هنر، گونه‌شناسی و مهاجرت و ارتباط آن با هنر و...

مهلت ارسال چکیده مقالات این هم اندیشی تا پایان مهر ماه 1387 و ارائه کامل مقالات تا پایان آبان ماه است. این هم‌اندیشی دی ماه 1387 در تهران برگزار می‌شود.

نشانی دبیرخانه این هم اندیشی: تهران، انتهای خیابان فلسطین جنوبی، خیابان لقمان ادهم، کوچه بوذرجمهر، شماره 23، فرهنگستان هنر ‌‌ایران است.

نوشته شده در Wed 10 Sep 2008ساعت 5:11 AM توسط کلوپ مهاجران| |
http://www.bbcpersian.com

16:41 گرينويچ - جمعه 23 مه 2008 - 03 خرداد 1387

خبرگزاریها از قول دیپلماتهای اروپایی گزارش داده اند که اتحادیه اروپا خود را آماده می کند تحریمهایی علیه بانک ملی، بزرگترین بانک دولتی ایران اعمال کند، مراجع رسمی هنوز این خبر را تأیید نکرده اند.

همچنین گفته می شود که اروپاییها برای در نظر گرفتن چنین تحریمهایی و افزایش فشار خود بر ایران، منتظر واکنش این کشور نسبت به بسته پیشنهادی شش دولت قدرتمند جهانند.

خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و مذاکره کننده دولتهای موسوم به 1 + 5 قرار است به تهران سفر کند و محتویات بسته پیشنهادی این کشورها را به اطلاع مقامات ایرانی برساند.

در همین حال، دیپلماتها می گویند 27 دولت عضو اتحادیه اروپا در حال آماده کردن زمینه های قانونی و فنی برای مسدود کردن اموال و داراییهای بانک ملی ایرانند.

در صورت اجرای این محدودیتها، فعالیت شعب اروپایی بانک ملی ایران در لندن، هامبورگ و پاریس متوقف خواهد شد.

ظاهراً اروپاییها چندین ماه است مشغول بررسی این طرحند.

بسته پیشنهادی که انتظار می رود رد آن از جانب ایران به تحریمهای تازه ای، از جمله جلوگیری از فعالیت بانک ملی بینجامد، نسخه تازه ای از پیشنهادهای قبلی کشورهای اروپایی است که در آن به ایران وعده داده می شود تا در صورت اجرای درخواست سازمان ملل متحد در زمینه محدود کردن فعالیت اتمی، دولتهای اروپایی به همکاری در ایران در عرصه های استفاده غیرنظامی از انرژی اتمی، صنایع هوائی، تجارت، مبارزه با قاچاق مواد مخدر و مسائل امنیتی خواهند پرداخت.

شورای امنیت سازمان ملل ماه گذشته دور سوم تحریمها علیه ایران را تصویب کرد و از آن زمان آمریکاییها بشدت اتحادیه اروپا را تحت فشار گذاشته اند تا مانع دسترسی بانکهای ایرانی به سیستم های مالی بین المللی شوند.

آمریکا امیدوار است با تحت فشار قرار دادن ایران، این کشور دست از غنی سازی اورانیوم بر دارد، خواسته ای که ایران می گوید هرگز به آن تن نخواهد داد.

در همین حال، معاون وزير دارايی ايالات متحده آمریکا که تحریمهای بانکی علیه ایران را هدایت کرده ماه گذشته اعلام کرد که اغلب بانکهای بزرگ جهان روابط مالی خود را با ایران قطع کرده اند.

نوشته شده در Mon 26 May 2008ساعت 9:43 PM توسط کلوپ مهاجران| |
به گمانم یکی از عجیب‌ترین تصمیمات جمهوری اسلامی، حذف کراوات بود. حتی سران نهضت آزادی با کراوات دولت موقت را اداره کردند، اما یواش یواش این چیزی که ابتدا دستمال گردن بود، تبدیل به نشان غربی بودن شد. جالب آنکه وقتی جماعت چینی و شوروی سابق را در مجامع بین‌المللی می‌دیدند، آنهم با کراوات، اشکالی نداشت، چون آنها ضد امپریالیسم آمریکایی و سلطه بریتانیا بودند.

سال ۲۰۰۲ که به کروواسی رفته بودم، میزبانان من و همکارانم را به نقاط مختلف شهر زاگرب بردند، از جمله فروشگاه-نمایشگاه جالبی تحت عنوان "کراوات". کراوات عنوان دستمال گردنی بوده که سربازان کرووات به گردن می‌بسته‌اند، البته با گره‌ای خاص. مسوول آنجا توضیح داد که قوم "خراوات" که قرن‌ها پیش از ایران به اروپای مرکزی مهاجرت کرده بودند، همیشه این نشان را داشته‌اند، منتهی بعد از قرن ۱۶، دستمال گردن و گره زدن مخصوص آن، فراگیر و تدریجا به "کراوات" امروزی تبدیل شد.

یک نماینده مجلس کروواسی هم دقیقا همین داستان را برایم شرح داد.

اگر چنین چیزی اندکی هم واقعیت داشته باشد، که قوم خراوات که بقیه آنها را تحت نام کرووات می‌شناسند، این رسم دستمال گردن بستن را از ایران با خودشان آورده‌اند، پس لازم است به جماعت یک تلنگری بزنیم و این میراث فرهنگی چند هزار ساله که البته اندکی هم مدرن شده را پاس بدارند! هر چه باشد کراوات از عبا و عمامه کاملا آحتمالا ایرانی‌تر است! نیست؟
----
هنوز در خود کروواسی هم بر سر ریشه‌های ایرانی این قوم بحث است. آخر قومی به این خوشگلی و جیگر طلایی را با ما خاورمیانه‌ها چه کار!

---------

اطلاعات خوبی بود و من این موضوع را نشنیده بودم . تابحال فکر می کردم کراوات از تغییر فرم گره بند باریکی که افراد مقدس مسیحی دور گردنشان میزدند شاید حاصل شده است . دوست دارم جستجوی بیشتری در این باره انجام بدم .
نمام زیبایی ها در ایران باستانی ما بوده . این را هم میتوانیم به ان ها اضافه کنیم- هر ایرانی از این بابت که این مساله ریشه ایرانی دارد مفتخر می شود و غالبا معتقدند که کراوات زیباست. اما بعضیها معتقدند که اینطور نیست و لباس پوشیدن عربی را ترجیح میدهند و با ورود این کالا موافق نیستند . پاسخ خیلی ساده است انها ایرانی نیستند! پس نباید از انها بیش از این انتظار داشت ...
می گویند کراوات ریشه ایرانی دارد و دستمال ابریشمی بوده که بدور گردن می بستند.و ایرانی های به مناطق مختلف مهاجرت کردند . خوشا به حال انها که با مهاجرت از امیخته شدن با اعراب نجات یافتند !
یکی از دوستان گفتند( از انگلیسی ها که گردن کلفت تر نیتسند می‌ریزمشان توی دریا.) ولی چطوری میشه این کار را کرد انها در سالهلیی دور به ایران تجاوز وحشیانه ای کردند و امیختگی نژادی .. کار سختیه یکی یکی بریزیمشان تو دریا یا اینکه به سرزمین خودشان بر گردانیم ، انها کمتر می پزیرند چنین کاری انجام دهند خیلی از انها صاحب قدرت و ثروت اند.
البته شناسایی انها به روش های مختلف امکان پذیر است . یکی از موارد این است که از فرهنگ و تاریخ شکوهمند ایران باستان بیزارند و هیچ علاقه ای به فرهنگ ایرانی ندارند بلعکس عربی. مثلا دوست داشتند که تخت جمشید را با خاک یکسان کنند .
چه لباسی زیبا تر از کت و شلوار و کراوات سراغ دارید . بعضی ها با لباس زیبا مشکل دارند و بد لباس اند . در هر حال الان انها تعیین می کنند ما چطور لباس بپوشیم . ای کاش انها به سرزمین خودشان باز میگشتند . در هر صورت لباس زیبا پوشیدن نشانه غربی بودن نیست . اما فرهنگ ها متفاوت هست وهمین طور نژاد ها. ولی میگویند ایرانیان باستان لباسهای زیبایی داشتند.

و اما اندر حکایت نظر دوستی دیگر :

این مهم نیست که ریشه تاریخی کراوات مال کجاست
حتی اگه سند سه منگوله هم پیدا کنی که اصل کراوات یادگار دوران هخامنشیه و اصلاً زن خشایار شاه خودش شخصاً و به دستور شوهرش کراوات رو برای ایرانی ها دوخته!!!!
مهم اینه که شما و امثال شما این کراوات امروزی رو نه به عنوان نماد ایرانی گری به گردنتون می بندین
بلکه ناشی از یک خود کم بینی تاریخی و عقده حقارته پنهان در لایه های زیرین شخصیت تونته تا بدینوسیله و با حس غربی برتربینی روانی که دارین با زدن کراوتن ظاهر خود را با غربی هائی که تصور می کنین حتماً متمدن اند قرینه کنین
لابد به این وسیله حس اعتماد بنفس هم می کنین که حالا ما هم خیلی شیک یم وگرنه چرا حاضر نیستید برای تنوع و مد هم که شده یکبار هم بجای کراوات عمامه سیک ها یا ردای بودائی ها یا جلیقه تاجیک ها رو بپوشین
باز هم گلی به جمال هندی ها که علی رغم سالها استعمار اقتصادی و فرهنگی و سیاسی انگلیس هنور هم که هنوزه با لباس های محلی خودشون و بدون کمترین شرمندگی و در کمال افتخار با لباس های محلی شون تو آمریکا و کانادا و اروپا زندگی می کنن
مشکل ایرانی های اصیل تو ایران با کراوت آگاهی اونا از این حس پنهان حقارت و کمبود شخصیت در بدنه ای از اجتماع است که سعی می کنه با ادا درآوردن به شیوه غربی ها خودارضائی ذهنی کنن.

 و اندر حکایت دوستی دیگر :

Gravatar این آقایون از سنت های ایرانی فقط خواستگاری رو مورد تهاجم قرار ندادن!! تا دو روز دیگه اونم میشه غرب گرایی و...
من شنیدم کراوات مال سرباز های ماد بوده. حتی یه پژوهشگر خارجی هم که چند سال پیش ایران اومده بود، روی این قضیه تاکید داشت و میگفت این کراواتی که گردن منه مال شماست!

 

همگی حکایت شده از وبلاگ :http://nikahang.blogspot.com/

همه اینارو گفتیم تا بگیم شما نظرتون چیه . حتما نظر بدین . میخوایم ببینیم کی راست میگه . ممنون

نوشته شده در Mon 26 May 2008ساعت 8:35 PM توسط کلوپ مهاجران| |

 روی خط اخبار: ۵ خرداد ۱۳۸۷

 

 

با افتتاح اولین شعبه بانکهای خارجی در ایران در تاریخ 8 خرداد ماه سال جاری با حضور رئیس کل بانک مرکزی، فعالیتهای بانکی کشور با تحول جدید روبرو می شود.

به گزارش مهر، بحث حضور بانکهای خارجی در ایران از اردیبهشت ماه سال گذشته با ماده واحده شورای پول و اعتبار سابق قوت گرفت. بر این اساس، شورای پول و اعتبار ماده واحده‌ای را برای تصویب به مجلس شورای اسلامی ارسال کرد که طبق آن تاسیس بانک با سرمایه ‌گذاری مشترک ایرانی و خارجی، تملک سهام بانکهای ایرانی توسط سرمایه‌ گذاران خارجی و ایجاد شعب بانکهای خارجی در کشور مجاز شد.

حضور اولین بانک خارجی در ایران (اروپایی) در تاریخ 8 خرداد ماه سال جاری که با حضور رئیس کل بانک مرکزی ایران در تهران افتتاح می شود را شاید بتوان نقطه عطفی در فعالیتهای بانکی ایران دانست. گرچه فعالیت بانکهای خارجی در مناطق آزاد ایران از سالها پیش وجود داشته و حضور شعبات بانکهای خارجی در این مناطق نیز بر اساس قوانین و مقررات بانک مرکزی مجاز بود، اما حضور آنها در داخل مرزهای کشور شرایط ویژه ای را ایجاد خواهد کرد.

بحث حضور بانکهای خارجی در کشور پس از تاسیس بانکهای خصوصی و گسترش فعالیت آنها مطرح شد و در واقع حضور موفق بانکهای خصوصی باعث شد گامهای دیگری برای توسعه فعالیتهای بانکی کشور در عرصه های جهانی برداشته شود.

پیش از تصویب مصوبه شورای پول و اعتبار نیز تنها تاسیس شعب بانکهای خارجی در مناطق آزاد مجاز بود به نحوی که هم اکنون سه بانک تجارت ایران و اروپا، استاندارد چارتر و فیوچرز بانک در کیش فعالیت دارند و تحت نظارت بانک مرکزی به فعالیت خود ادامه می دهند.

هم اکنون 24 بانک خارجی از کشورهای مختلف نظیر آلمان، اسپانیا، انگلیس، پاکستان، ترکیه، ایتالیا، امارات، بحرین و کشورهای آسیای جنوب شرقی در تهران دفتر نمایندگی دارند و به عنوان واسطه ای برای انجام کارهای اسنادی میان شعبه اصلی بانک خود و بانکهای ایرانی عمل می کنند.

این در حالی است که مسئولین بانک مرکزی و وزارت امور اقتصادی و دارایی از درخواستهای مکرر بانکهای خارجی به ویژه از کشورهای اروپایی، آسیایی و حاشیه جنوب خلیج فارس برای حضور در ایران و بررسی این درخواستها خبر می دهند. به علاوه بانکهای خصوصی ایران می توانند در بانکهای بین المللی سرمایه گذاری کنند و هم اکنون چند بانک ایرانی در حال خرید چند بانک بین المللی هستند.

بر اساس آخرین اخبار، بانک مرکزی با 6 بانک خارجی برای حضور در ایران مذاکراتی را انجام داده است که به زودی شاهد حضور آنها در کشور خواهیم بود. همچنین یک بانک خارجی درخواست تاسیس 7 شعبه در شهرهای مختلف کشور را به بانک مرکزی داده است.

مسئولین بانک مرکزی نیز بارها در مصاحبه های خود آمادگی و استقبال خود را برای حضور بانکهای خارجی در کشور اعلام و مطرح کرده اند که هیچ مشکلی برای حضور بانکهای خارجی در کشور وجود ندارد.

البته بحث حضور بانکهای خارجی در کشور نیز با چالشها و موضوعاتی از قبیل چگونگی انطباق آنها با قوانین و مقررات بانکی اسلامی ایران وجود دارد. اما به هر حال امید می رود با حضور این بانکها در کشور در شرایط فعلی که برخی بانکهای بزرگ دولتی تحت تحریمهای بین المللی قرار دارند، فعالیت بانکهای دولتی و خصوصی کشور وارد عرصه جدیدی شده و رونق فعالیت آنها، توسعه فعالیتهای الکترونیکی بانکی و غیره را به همراه داشته باشد.

نوشته شده در Mon 26 May 2008ساعت 8:22 PM توسط کلوپ مهاجران| |

سال 1387 خورشیدی برابر با سال 7030 میترایی آریایی، 3746 زرتشتی و 2567 شاهنشاهی . اگرچه حضرت محمد 1387سال پیش هجرت کرد ولی سرزمین آریایی من 5645 سال پیش از آن نوروز را جشن می گرفت 2361 سال پیش از آن مردمان این دیار، خدای را ستایش می کردند و کوروش 1182 سال پیش از آن دوستی را در جهان گسترانید. پیشینه سرزمین من بسی بیشتر از1387 سال است

 

چهار شنبه سوري اگر چه يك پندار نادرست ازآيين هاي گوناگون است و بعد از اسلام زاييده شده ،باري به هر جهت ريشه در فرهنگ ايراني دارد و به ديد ه من بايد هرجشن ايراني كه ريشه در فرهنگ ما دارد پرشكوه برگزار شود. اگر چه جشن چهارشنبه سوري از دل دين بهي بيرون امده اما اكنون رنگ ديني خود را از دست داده و جايگاه زادگاني و كشوري يافته است، كه بايد به هر روي پسنديده نگهباني شود.

سفره هفت سین

 سفره اي که ايراني ها به هنگام نوروز بر پا ميکردند حتما جالبه بدونيد که بر سر اين سفره 15 چيز مختلف قرار مي دادند که اين ها عبارت اند از :

1.آب : نماد و نشانه ي رواني و تداوم حرکت است

2.آينه :  نشانه شفافيت

3.شمع: نشانه  پايداري نور

4.کتاب :مقدس   

5.سيب : نشانه عشق و دلدادگي

6.گل بيدمشک : (گل مخصوص ماه اسفند)

7.ماهي : نشانه ماهي که سپري شده است

8.نارنج : نشانه گوي زمين

9.تخم مرغ :نشانه زاد ولد و تولد

10.پول : نشانه ثروت و فراواني(((منظور سکه نيست))

11. يک نوع نان از هفت نوع حبوبات

12.آجيل لورک از هفت نوع حبوبات

13.سه تا سبزه :نشانه شادي و خرمي

14.انار: گياه محترم و خجسته زرتشتيان

15. (((پانزدهمي رو بلد نيستم شرمنده)))

 

شايد اين سوال براتون پيش بياد که چرا امروزه اين سفره به سفره هفت سين مشهور شده؟؟

در جواب بايد بگم که اين 15 چيز را درهفت سيني چيني قرار مي دادند و بدان جهت اشتباها به هفت سين مشهور شده .

شبي دل بود و دلدار خردمند
 دل از ديدارِ دلبر شاد و خرسند

که با بانگ « بَنان » و نام ايـران
  دو چشمم شد زشور عشق، گريان

چو دلبر شور و اشک شوق را ديد
 به شيريني، زمن مستانه پرسيد

بگو جانا که مفهوم « وطـن » چيست؟
 که بي مهرش، دلي گر هست، دل نيست

به زير « پـرچـم ايـران » نشستيم
و در را جز به روي « عشق » بستيم

به يُـمـن عـشـق، دُر نـاب سُـفـتيم
 و در وصف « وطـن » اين گونه گفتيم

وطـن، يعني درختي ريشه در خاک
 اصـيل و سـالم و پـر بـهره و پـاک

وطـن، خـاکـي سـراسـر افـتـخار است
 که از «جمشيد» و از «کِي» يادگار است

وطـن، يعني نـژاد آريـايـي
 نـجـابت، مـهـرورزي، بـاصفايي

وطـن، يعني سرودِ رقص و آتش
 به استقبال« نـوروزِ » فـره وش

وطـن، خاک « اشـو زرتـشـت » جاويد
 کـه دل را مي بـرد تـا اوج خـورشـيـد

وطـن، يعني « اوسـتـا » خواندن دل
 بـه آيـيـن « اهــورا » مـانـدن دل

وطـن، شوش و چغازنبيل و کارون
 ارس، زاينده رود و موج جيحون

وطـن، تير و کمان « آرش » ماست
 سـيـاوش هاي غرق آتش ماست

وطـن، « فردوسي » و « شهنامه »ي اوست
 کـه ايـران زنـده از هنـگـامـه ي اوسـت

وطـن، آواي « رخش » و بانگ شبديز
 خروش « رسـتـم » و گلبانگ پـرويـز

وطـن، چنگ است بر چنگ نکيسا
 سـرود بـاربـدهـا، خـسـروآسـا

وطـن، نقش و نگار تخت جمشيد
 شـکـوه روزگـار تخت جمشيد

وطـن، منشور آزادي کـورش
 شکوه جوشش خون سـيـاوش

وطـن، خرم زدين « بـابـک » پاک
 که رنگين شد زخونش چهره ي خاک

وطـن، « يعقوب ليث » آرَد پديدار
 و يا « نـادر » شَـه پـيـروز افـشـار

وطـن، را لاله هاي سرنگون است
 زِياد « آريوبرزن » غرق خون است

به يک روزش طلوع « مازيار » است
 دگر روزش « ابو مسلم » به کار است

وطـن، يعني دو دست پينه بسته
 به پـاي دار قالي ها نـشـسـتـه

وطـن، يعني هنر، يعني ظرافت
 نـقـوش فـرش، در اوج لطافت

وطـن، يعني تفنگ بختياري
 غـرور مـلـي و دشمن شـکاري

وطـن، يعني « بلوچ و کردستان » با صلابت
 دلـي عـاشـق، نگـاهي با مـهـابـت

وطـن، يعني خروش شروه خواني
 زخـاک پـاک « مـيـهـن » ديـده بـاني

وطـن، يعني بلنداي دماوند
  زقهر مـلـتـش، ضحاک در بند

وطـن، يعني « سهند » سرفرازي
 چنان « ستارخان »اش پاکبازي

وطـن، يعني سخن، يعني خراسان
 سـراي جاودان عشق و عرفان

وطـن، گل واژه هاي شعر خيام
  پيام پر فروغ پـيـر بـسـطـام

وطـن، يعني « کمال الملک » و عطار
  يـکـي نـقـاش و آن يـک مـحو ديـدار

در اين ميهن دو سيمرغ است در سير
  يکي « شهنامه » ديگر، منطق الطير

يکي من را زِ هَر، من، مي رهاند
 يکي دل را به دلـبر مي رسـاند

وطـن، خون دل « عين القضات » است
 نيايش نامه ي « پـيـر هـرات » است

خراسان است و نسل سربداران
 زجان بگذشتگان در راه ايران

وطـن، يعني « شفا »، « قانون »، اشارات
 خــرد بـنـشـسـتـه در قــلـب عــبـارات

نظامي خوش سرود آن پير کامل
 « زمـين باشد تن و ايـرانِ ما دل »

وطـن، آواي جان شاعر ماست
 صداي تار « باباطاهر » ماست

اگر چه قلب طـاهـر را شکستند
 و دستش را به مکر و حيله بستند

ولي ماييم و شعر سبز دلدار
 دو بيت طاهر و هيهات بسيار

وطـن، يعني « تو » و گنجينه راز
  تَـفَاُل از لـسـان الغيب شيراز

وطـن، دارد سرود « مثنوي » را
 زلال عـشـق پـاک مـعـنـوي را

تو داني « مولوي » از عشق لبريز
 نشد جز با نگاه شمس تبريز

مرا نقش « وطـن » در جانِ جان است
 همان نقشي که در « نقش جهان » است

وطـن، يعني سـرود مـهـرباني
 وطـن، يعني درفش کاوياني

زعطر خاک ميهن گر شوي مست
 کوير لوت ايران هم عزيز است

وطـن، « دارالفنون »، ميرزاتقي خان
  شـهـيـد سـرفـراز فـيـن کـاشـان

وطـن، يعني « بهارستان »، مصدق
 حـضـوري بي ريا چـون صبح صـادق

زخاک پاک ما « پـروين » بخيزد
بهار ، آن يار مهر آيين، بخيزد

که از جان ناله با مرغ سحر کرد
 دل شـوريـده را زيـر وزبـر کرد

وطـن، يعني صداي شعر « نيما
  طـنـيـن جـان فـزاي مـوج دريا

وطـن، يعني « خزر »، « صياد »، جنگل
  « خليج فارس »، « رقص نور »، « مشعل »

وطـن، يعني « ديار عشق» و اميد
 ديار ماندگار نـسـل خـورشـيـد

کنون اي « هم وطن »، اي جان جانان
بيــا بـا مـا بـگـو پـايـنـده ايـران

 

کيومرث
نخستين پادشاه و بنيانگزار سلسله پيشدادي در پيش از ظهور هخامنشيان.نام وي در اوستا گيومرتا آمده است و ذکر شده است که زرتشتيان اورا نخستين انسان مي دانند.در زمان او مردم در غارها و کوهها بودند و بدن خود را با پوست حيوانات مي پوشاندند.
هوشنگ
طهمورث
جمشيد
پسر ويونگهان-چهارمين پادشاه پيشدادي.که جشن نوروز را بنيان نهاد و رسوم و ايين هايي شادي براي ايرانيان بر جاي گذاشت که اورا جم يا جمشاسب هم گفته اند.
فريدون
ايرج
 منوچهر
نوذر
 طهماسب
 کيقباد
 کيکاوس
 کيخسرو
 لهراسب
گشتاسب
پنجمين پادشاه از سلسله کياني.پسر لهراسب و پدر اسفنديار روئين تن گفته شده که زرتشت در زمان وي ظهور کرده و گشتاسب اولين کسي است که به زرتشت گرويده است و از مبلغان اصلي دين بهي مي باشد که در گسترش آن نقش مهمي ايفا کرده است.
بهمن
 هما
 دارا

مادها
600 سال قبل از ميلاد مسيح مادها بر ايران حکومت مي کردند پايتخت سلاطين ماد اکباتان(همدان) بود.

دياکو
بنيانگزار دولت ماد در سال 1332 پيش از هجرت محمد بود.مردم ماد اورا به پادشاهي برگزيدند.دياکو هگمتانه را به پايتختي خود در اختيار کرد و در آن بر روي تپا ها هفت دژ تو در تو ساخت و هر يک را به رنگ ويژه اي در اورد.دياکو 53 سال پادشاهي کرد و بر همه طايفه هاي ماد فرمانروايي کرد و پارس هاي انشان نيز پيرو او شدند.
فره ورتيش
(حدود سال 665-633پ.م.) پسر دياکو دومين شاه ماد بود.وي مانند پدرس با دولت اشور اغاز به جنگ کرد ولي شکست خورد و به دست پادشاه آشور آشور باني پال کشته شد.نام فرورتيش تلفظ ديگري از فرهاد است.

ادامه دارد....

جشن های 2500 ساله

 

کيومرث

هوشنگ
طهمورث
جمشيد

جمشيد

فريدون
ايرج
 منوچهر
نوذر
 طهماسب
 کيقباد
 کيکاوس
 کيخسرو
 لهراسب
گشتاسب

بهمن
 هما
 دارا


دياکو

فره ورتيش

هوخشتره
استياگ
کورش بزرگ

کمبوجيه
بردياي دروغين(گئومات مغ)
داريوش بزرگ
اردشير يکم(اردشير دراز دست)
خشايار شاي دوم
سغديانوس
داريوش دوم
اردشير دوم
اردشير سوم
ارسس
داريوش سوم

اشکانيان

مهرداد بزرگ
ارشک يکم
تيرداد يکم(اشک دوم)
آردوان يکم(اشک سوم)
فرباپت(اشک چهارم)
فرهاد يکم(اشک پنجم)
مهرداد يکم(اشک ششم)
فرهاد دوم(اشک هفتم)
اردوان دوم(اشک هشتم)
مهرداد دوم(اشک نهم)
سينا تروک(اشک دهم)
فرهاد سوم (اشک يازدهم)
مهرداد سوم(اشک دوازدهم)
ارد يکم(اشک سيزدهم)
فرهاد چهارم(اشک چهاردهم)
فرهاد پنجم يا فرهادک(اشک پانزدهم)
ارد دوم(اشک شانزدهم)
ونن يکم(اشک هفدهم)
اردوان سوم(اشک هجدهم)
تيرداد سوم:وردان(اشک نوزدهم)
گودرز(اشک بيستم)
ونن دوم(اشک بيست و يکم)
بلاش يکم (اشک بيست و دوم)
پاکور (اشک بيست و سوم)
اردوان چهارم
خسرو(اشک بيست و چهارم)
بلاش دوم(اشک بيست و پنجم)
مهرداد چهارم
بلاش سوم(اشک بيست و ششم)
بلاش چهارم(اشک بيست و هفتم)
بلاش پنجم(اشک بيست و هشتم)
اردوان پنجم(اشک بيست و نهم)
بلاش ششم
اردوازاد

ساسانيان

اردشير يکم(بابکان)
هرمز يکم
بهرام سوم
نرسي
هرمز دوم
آذر نرسي:شاپور دوم
اردشير دوم
شاپور سئم
يزدگريکم
بهرام پنجم
يزدگرد دوم
هرمز سوم
پيروز يکم
بلاش يا ولاخش
قباد يکم
جاماسب
قباد يکم
خسرو يکم(خسرو انوشيروان)
هرمز چهارم(ترک زاد)
بهرام ششم
خسرو سوم
جوانشير
پوراندخت
هرمز چهارم
يزدگرد سوم

 

آستیاگ

کورش بزرگ:

کورش بزرگ بنیانگذار حقوق انسان ها و آزادی و برابری بشریت است که جهان را دگرگون نمود.وی مقتدر ترین وبا تدبیر ترین افراد تاریخ جهان است به دلیل اخلاق و منش و کردار نیک منش نامش در تاریخ به ثبت رسید.او پیرو دین بهی زرتشت بود.که تاریخ همواره از او به عنوان یکی از نوابغ بشریت نام می برد.او پادشاه ماد را شکست داد.پادشاه لیدی را نیز مغلوب ساخت و بابل را که یکی از بزرگترین مراکز جهان ان روزگار بوده است با صلح و ارامش و رغبت مردمان  آنجا به کلی فتح کرد و پس از ورود به بابل به احترام به خدای مردوک آنان تاجگزاری نمود تا حسن نیت خویش را به ملت مغلوب به اثبات برساند به صورتی که آنان اورا فرستاده خدا می نامند .پس از آن بنای بزرگترین شاهنشاهی و امپراطوری تاریخ را بنا نهاد که در نهایت در سال ۵۲۸ قبل از میلاد در جنگ با سکاهای خون ریز کشته شد.هم اکنون تندیس سنگی این مرد بزرگ در سیدنی  استرالیا و یکی از پارکهای بزرگ ایلات متحد از طلای خالص نصب می باشد و اعلامیه او در سازمان ملل نقش سمبل آزادی و دموکراسی را برای نخستین بار در جهان ایفا می کند منشور جهانی حقوق بشر کورش هخامنشی ُ کورش بزرگ از دید شخصیت های برجسته جهانی تندیس سنگی از کورش بزرگ در ایالات متحده آمریکا لینک به کتابخانه فارسی رایگان جهت دانلود کتاب زندگی کورش بزرگ مشهورترین زندگی نامه کورش بزرگ اثر گزنوفون یونانی به نام کوروپدیا-به زبان انگلیسی.

کمبوجیه:

پسر بزرگ کورش بزرگ هخامنشی بود که به نامهای کمبوجیه دوم ُکمبوزیه و کامبیز نیز معروف است.طبق گفته هرودوت مادر وی کاساندانه بوده استُاما کتزیاس نقل کرده که مادر وی امتیس نام داشته است.کمبوجیه پس از کورش ُپدرش به سلطنت رسید.او با اقتداری ستودنی و باورنکردنی در سال ۵۲۵ قبل از میلاد سرزمین های مصر را به دلیل عمل نکوهیده مصریان در برابر ایرانیان که تعدادی از ایرانیان را در مصر کشتند و به تمسخر پرداختند فتح کرد و کل مصر به زیر چتر پادشاهی ایران در اورد .او پیرو مزدیسنا زرتشت بود و همواره دین بهی را دنبال میکرد وی برادری به نام بردیا داشت.کمبوجیه قصد لشگر کشی به مصر را داشت اما از بیم اینکه برادرش در غیاب او پادشاهی اورا بدست آوردُبرذیا را مخفیانه به قتل رساند.او به مصر لشگر کشید و این کشور را فتح کرد  به همین دلیل به وی در تاریخ لقب فاتح مصر را داده اند.در زمانیکه کمبوجیه در مصر حضور داشت خبر به سلطنت رسید برادرش بردیا را به وی دادند در حالیکه او برادرش را پیش از این کشته بود.کمبوجیه در بازگشت به ایران در گذشت.هرودوت چون او به خدای مصر(یک گاو) بی احترامی کرده بود اورا به ضرب چاقو کشته بود به او لقب دیوانه داد ولی این یکی دیگر از برگهای زرین خداپرستی  در ایرانیان آن روزگار بود.

بردیای دروغین (گئومات مغ):

نام پسر کوچک تر کورش بزرگ هخامنشی و برادر کمبوجیه دوم بود.کورش بزرگُ در بستر مرگ بردیا را به فرماندهی استانهای خاوری شاهنشاهی ایران گماشت.کمبوجیه دوم پیش از رفتن به مصر از آنجا که از احتمال شورش برادرش می ترسید دستور کشتن بردیا را داد.مردم از کشته شدن او خبر نداشتند و در سال ۵۲۲(۰پیش از میلاد) شخصی به نام <گئومات مغ> خود را به دروغ بردیا  نامید و بر کوهی نزدیک سهر ایرانی پیشیاوادا اعلام شاه بودن کرد.در متون تاریخی از وی به عنوان بردیای دروغین یاد شده است. 

ادامه دارد...

 

داريوش كبير:

 پسر ويشتاسپ ملقب به داريوش بزرگ يا داريوش اول، سومين پادشاه هخامنشي  بود.وي با كمك ديگر نجباي پارسي با كشتن گئومات مغ كه به عنوان برديا فرزند كورش بزرگ بر تخت نشسته بود سلطنت را به خاندان هخامنشي باز گرداند وي در سال 521 بر تخت پادشاهي ايران زمين جلوس كرد بزرگترين و شكوهمند ترين پادشاهي تاريخ ايران را پس از كورش بزرگ از خود بر جاي گذاشت.او پيرو دين بهي و مزديسنا زرتشت بود و همواره منش و بزرگي كورش كورش را دنبال مي كرد.پس از آن شورشهاي داخلي را سركوب كرد.نظام شاهنشاهي را استحكام بخشيد و سرزمينهايي چند به شاهنشاهي الحاق كرد .اغاز ساخت پارسه در زمان پادشاهي او بود . از ديگز كارهاي او حفر كانال بود كه درياي سرخ را به رود نيل و از آن طريق به درياي مديترانه پيوند مي داد.اين كانال در 2500 سال پيش ساخته شد كه بعدها به كانال سوئز معروف گرديد.طول اين كانال دريايي  به بيش از 161 كيلومتر مي رسيده است و از عرض آن دو كشتي به راحتي عبور مي كردند.داريوش بزرگ خطي جديد براي ايرانيان به وجود آورد كه بعدها از خطوط رايج دنيا شد.
داريوش بزرگ ايران را به بزرگترين كشور جهان مبدل رد(بيش از 28 كشور). داريوش بزرگ آموزش رايگان را براي قشر عوام كشور به صورت اجباري نمود و... اورا از ابر مردان ايران و جهان مي دانند مقبره او در دل  رحمت در مكاني به نام نقش رستم در مرو دشت فارس (نزديك شيراز) است.
شهرت او در غرب به خاطر وقوع نبرد نا موفق ايرانيان با يونانيان در مكاني به نام ماراتن، در زمان اوست.


خشايار شا:

از پادشاهان هخامنشي است.پدرش داريوش بزرگ و مادرش اتوسا دختر كورش بزرگ بود.نام خشايار شا از دو جز خشاي (شاه) و آرشا ( مرد) تشكيل شده است و به معني(شاه مردان) است.كنيبه هايي كه در كوه الوند و نيز در ارمنستان از خود به جاي گذاشت.او يكي ديگر از جانشينان بر حق پادشاهي هخامنشيان بود كه وي را فاتح سرزمين هاي اتن اروپا مي دانند.او اتن را به كلي تصرف كرد.
دليل لشگر كشي وي عدول كردن يونانيان از قوانين ان روزگار بود زيرا ليدي كه جزوي از ايران توسط يونانيان به اتش كشيده شده بود و خشايار شا  درصدد بر امد اين كار زشت را كه در ان زملن نزد ايرانيان گناه محسوب مي شده است جبران نمايد كه موفق نيز شد ولي ددر نبردهاي بعدي به ايران عقب نشيني كرد ولي اقتدار ايران را به زيبا ترين شكل حفظ نمود.

اردشير يكم(اردشير دراز دست):
پسر خشايار شا ملقب به اردشير دراز دست يا اردشير يكم پادشاه هخامنشي بود نخستين بار يونانيان به او لقب دراز دست دادند.از اين رو در بسياري از كتب و منابع اردشير دراز دست ناميده شده است.وجه تسميت اين لقب به گونه هاي مختلف آمده است.1.او دستان درازي داشت به طوري كه وقتي مي ايستاد دستش به زانويش مي رسيد. 2. دراز دستي كنايه از قدرت زياد و تسلط بر امور اس به خاطر تسلط او به اوضاع مملكت دراز دست ناميده شد.از زمان اردشير دراز دست تاريخ ملي با تاريخ اساطيري ايران در هم مي اميزد.در بسياري از منابع اردشير دراز دست و بهمن اسفنديار يكي دانسته شده اند.

خشايار شا دوم:
از پادشاهان هخامنشي بود .به گفته  تاريخ نويسان وي تنها پسر از ملكه داماسپيا بوده كه پس از مرگ پدر به پادشاهي مي رسد و45 روز بعد توسط برادرش سغديانوس به قتل مي رسد.

سغديانوس:
از شاهزادگان هخامنشي و پسر نا مشروع اردشير يكم است.وي برادرش خشايار شا ي دوم را 45 روز بعد از به سلطنت رسيدن به قتل رساند و خود به دست برادر ديگر داريوش دوم به قتل رسيد.

داريوش دوم:
با نام اصلي اخس(به يوناني)يا وهوك(به پارسي باستان) فرزند نامشروع اردشير يكم بود كه پس از شورش بر ضد برادرش سغديانوس در سال 442 (پيش از ميلاد) به سلطنت رسيد و نام داريوش را براي خود بر گزيد اين پادشاه هخامنشي  19 سال بر ايران حكومت كرد.داريوش از همسرش پريزا صاحب دو پسر به نامهاي اردشير و كورش شد و بعد از وي پسرش اردشير دوم به سلطنت رسيد.

اردشير دوم:
 پادشاه هخامنشي ، پسر بزرگ داريوش دوم و پريزا بود كه پس از مرگ پدر به سلطنت رسيد .اردشير در ابتداي سلطنت خويش شورشهاي برادرش -كورش كوچك- را سركوب كرد و سر انجام در سال 401(پيش از ميلاد) او را به قتل رسانيد.از اتفاقات مهم دوران سلطنت اردشير تلاش نا موفق او در تسخير مجدد مصر است.اين پادشاه هخامنشي تا زمان مرگ خويش 358 (پيش از ميلاد) بر ايران حكومت كرد.

اردشير سوم:
نام نخست اردشير سوم اخس بوده كه تصور مي كنند يوناني شده وهوك است، ولي وي پس از اينكه بر تخت نشست ، خود را در سنگ نبشته تخت جمشيد ارت خشثر يا اردشير ناميد.چنين نوشتند نويسندگان يوناني  ديودور و اريان ، نام اورا آرتا كسرك سس يا ارتا سس نوشته اند .ابو ريحان بيروني در اثار الباقيه وي را اردشير سوم و اخس ناميده اما در برخي نوشته هاي تاريخي اين شاه با اردشير يكم اشتباه گشته اند.

ارسس داريوش سوم:

(330-380 ق. م. ) اخرين پادشاه هخامنشي بود و از اسكندر شكست خورد.اين پادشاه كه او را در كتب پهلوي (دارا پسر دارا) خوانده اند فرزند آرسان پسر آستن و نوه داريوش دوم است.بنابر اين داريوش سوم نسبش با فاصله 3 نسل به داريوش دوم مي رسد و به همين جهت او را پسر دارا (فرزند داريوش دوم) گفته اند آغاز پادشاهي داريوش سوم با شروع حكومت اسكندر پسر فيليپ در مقدونيه تقريبا مقارن است و در سير تاريخ ع او مانند رقيبي است كه سرنوشت براي اسكندر تراشيده است.داريوش سوم در سال 336 ق.م بر تخت نشست و سلطنتي را اغاز كرد كه دوران كوتاه ان پر از وقايع بزرگ و در عين حال سوزناك است . پايان زندگي او در حقيقت پايان امپراطوري بزرگ هخامنشي است.

ادامه دارد...

نوشته شده در Tue 18 Mar 2008ساعت 3:24 PM توسط کلوپ مهاجران| |
اینجا تو خیابونا که راه میری میبینی پشت چراغ عابر پیاده...روی پله برقی - یا هر جای دیگه ای که یه دختر و پسر ( که با هم هستن ) و چند لحظه ای باید کنار هم منتظر چیزی باشن - همدیگه رو بغل میکنن و گه گاهی هم از خودشون عشقولانه بازی در میارن. پلیس هم که از کنارشون رد میشه . انگار نه انگار که دو نفر کنارشون - به قول سردار رادان - دارن عفت عمومی رو جریحه دار می کنن.خیلی وقتا گشت های پیاده پلیس از یک زن و یک مرد تشکیل میشه که بعضی وقتا با هم چخ و پخ می کنن و با ملت مخندن.

میگم خاک عالم بر اون سرتون! شما اسم خودتون رو گذاشتین پلیس؟ پلیس باید اینجوری تو خیابون واسته و با ملت چخ و پخ کنه و بذاره هر کی هرکی رو خواست لیس بزنه؟ شما اصلا نمی فهمین پلیس یعنی چی. حیف اون تجهیزات و اون بودجه ای که برا شما حروم می کنن. پاشین بیایین ایران تا معنی پلیس حالیتون بشه. پلیس باید جبروت داشته باشه. پلیس باید بزنه ملت رو شل و پل کنه.وقتی آدم پلیس رو میبینه حتی اگه هیچ خلافی هم نکرده بشه باید از ترس مثل بز بلرزه. ملت باید از پلیس بترسن که نکنه یه وقت بیاد به تی شرت و مدل موشون گیر بده. بترسن نکنه یه وقت بیاد به چار لاخ شویدی که از زیر روسریشون بیرون مونده گیر بده. هیچ کدوم از این کارها رو هم نکرده باشن بازم ملت باید از پلیس بترسن که نکنه یه وقت بیاد بهشون گیر کق بده. اصلا شما می دونین گیر یعنی چی؟ حالا نوع کقش پیشکشتون. نمفهمین دیگه حالیتون نمیشه. تا حالا اصلا شما به کسی گیر دادین؟ فکر کردین وظیفه پلیس چیه؟ این که وایسته کنار خیابون مواظب باشه خوشگذرونی ملت خراب نشه؟ نخیر آقاجان .شما خیلی از قضیه پرت هستین. شما باید خودتون بزنین خوشی ملت رو خراب کنین. چه معنی داره ملت خوش باشن؟ ملت از ترس پلیس دست زنشون رو نباید بتونن تو خیابونا بگیرن. بعد شما اینجا کنار اینا وایستادین میذارین هر کاری دلشون میخواد با هم بکنن؟ واقعا من نمیدونم به شما ها چی باید بگم.البته شما تقصیر ندارین. مشکل اینه که بد آموزشتون دادن. باید یک دوره آموزشی بیاین ایران زیر دست پلیس ما آموزش ببینن تا حالیتون بشه پلیس چیه. آموزشتون که تمام شد و دوباره برگشتن استرالیا، دیگه فکر کنم باید تا یه مدت حکومت نظامی برقرار کنین و تو خیابونا سنگر درست کنین.برین به لباس پوشیدن ملت گیر بدین. به مدل موهاشون گیر بدین. این حلقه ملقه هایی که تو چشم و چارشون کردن رو همون وسط خیابون به زور در بیارین.به آرایش دخترا گیر بدین. به عینک دودی پسرا گیر بدین. به سایز سوراخ دماغشون... به شماره کفششون ...به دور کمرشون... به زبون کوچیکه تو حلقشون... به هر چی که به ذهنتون میرسه گیر بدین.نذارین ملت خوش باشن . تا می تونین گیر بدین. اگه دیدین فایده نداره یه تیربار بزارین بالای خیابون ادوارد - که ارتفاعش هم زیاده و به همه مسلطه - صبح که ملت دارن میرن سر کار همشون رو از یک دم به تیر ببندین.بزنین خون این ملت خدانشناس رو بریزن. بخاطر خدمت بزرگی که می کنین اون دنیا بهتون حوری میدن باقلوا !...

 نویسنده: خشایار

از مشهد تا بریزبن 

نوشته شده در Sun 20 Jan 2008ساعت 7:26 AM توسط کلوپ مهاجران| |

دقت کرده اید که چه تعداد تکنولوژی وارد کرده ایم و درعوض فرهنگ استفاده از آن را نه ! (چرا که غربی و منحط دانسته ایم و خلاف شرع و عقل). بلکه در راستای بومی سازی چنان آن را قلب ماهیت کرده ایم که وسیله به ضد خود تبدیل شده: چند مثال:

تلویزیون:

در اصل وسیله ارتباط و آموزش جمعی ٬ پولسازی٬ تبلیغ و تشویق است در حالیکه ما از ان بیشتر برای گسترش فرهنگ خشونت ٬ روابط ناسالم ٬ مشاجرات خانوادگی و ترویج خرافات با اعمال شاقه استفاده میکنیم.

اینترنت:

در غرب بیشتر برای اطلاع رسانی ٬ آموزش ٬ بژوهش ٬ تجارت و کاهش بورکراسی اداری و تسهیل روابط اجتماعی بکارگرفته می شود در حالیکه ما (بهمراه چند کشور دوست و برادر!) در صدر جدول سوءاستفاده کنندگان از اینترنت هستیم.

ماشین:

می تواند در تسهیل دسترسی ٬ صرفه جویی در زمان ٬ گسترش تعاملات اجتماعی و بالابردن رفاه باشد ولی مااز آن ارابه مرگ ساخته ایم (روزانه ۶۰ تا ۷۰ نفر را به کشتن می دهیم)٬ انرا اسباب تفاخر اجتماعی یا ایجاد مزاحمت و بی احترامی به دیگران کرده ایم و ...

آپارتمان:

فضا و فرصتی برای تجربه زندگی اجتماعی ٬ آموزش فرهنگ شهرنشینی ٬ کمک به محیط زیست از طریق اشغال فضای کمتر ٬ صرفه جویی در مصرف انرژی و خدمات و تاسیسات شهری و.... اما در شهرهای ما ٬ آبارتمان روزنه ای برای دخالت در زندگی خصوصی دیگران ٬ ابزاری برای سوداگری و کسب درآمد های یکشبه و قطبی کردن فضای شهری و در نهایت شهر ٬ برای غربیان محیطی ست برای تقویت تعامل و زنده نگهداشتن خاطره های جمعی٬ ایجاد حس همکاری و مشارکت ٬ ایجاد فرصت های برابر برای گروههای متنوع اجتماعی ودر قاموس خودی: بستری برای الیناسیون ٬ تشدید اختلاف طبقاتی ٬ لجام گسیختگی کالبدی و بی برنامه گی های اجتماعی و متعاقب آن مشکلات عدیده ی زندگی شهری: دود و صدا ٬ ترافیک ٬ بیکاری ٬اجاره نشینی ٬ فقر و بزهکاری

نوشته شده در Sat 19 Jan 2008ساعت 9:2 PM توسط کلوپ مهاجران| |